در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من عاشق آشپزی بودم و در 50 سالگی توانستم کامیون سیار غذای خودم را بخرم. منوی غذاهای رستوران سیار من از ساندویچ پنیر گریلشده و سایر غذاها با دستورالعمل ساده تشکیل شده بود. همانطور که میدانید داشتن کامیون سیار غذا چالشهای زیادی دارد؛ از کاغذ بازیهای اداری گرفته تا تحمل گرما در فصل تابستان و تحمل سرما در فصل زمستان. اما انجام این کار بهاندازهای برایم لذتبخش بود که حاضرم همه کارها را دوباره از ابتدا انجام دهم. دیدن لبخند رضایت در چهره مشتری آنقدر برایم ارزش داشت که با تمام انرژی کار میکردم. بعد از دو سال کار با کامیون سیار توانستم دو مغازه در محله پر رفتوآمد ماساچوست افتتاح کنم. از آنجا که این مغازهها در محل پر رفتوآمدی بودند و بسیاری از مشتریها تمایل به همکاری داشتند، حق امتیاز برند را به افراد علاقهمند از طریق فرنچایز فروختم.
1- از عقل و منطق خود استفاده کنید
این حس را ندارم که نسبت به 20، 30 یا 40 سالگی خود زرنگتر شدهام؛ اما احساس میکنم راهاندازی یک کسبوکار در 50 سالگی برایم بسیار مفید بود. تمام درسهایی که در این مدت از مربیها و همکارانم یاد گرفتم اعتمادبهنفس بیشتری به من داد. همچنین مهارتهای حل مسألهای که در این مدت آموختم به من کمک کرد چالشهای روزانه را راحتتر پشت سر بگذارم.
2- سرمایه جمعآوری کنید
من کسبوکارم را زمانی که 50 سالم بود آغاز کردم و از نظر مالی مشکل زیادی نداشتم. افرادی که قصد انجام چنین کاری دارند میتوانند هر سال بخشی از حقوق و مزایای بازنشستگی خود را کنار بگذارند. من همچنین در این مدت با دوستان و همکاران خوبی آشنا شدم که روی کسبوکار من سرمایهگذاری کردند و مشکلی بابت مسائل مالی نداشتم. اما راهاندازی کسبوکار، یکی از سختترین کارهایی بود که تا به حال در زندگی انجام دادهام؛ بنابراین هر شخصی پیش از انجام این کار باید بداند در چه راهی قدم میگذارد. آغاز هر کاری نیازمند کار سخت و پرداخت هزینههای بالاست. شخصی که کاری را راهاندازی میکند، باید متعهد باشد و بداند شاید در سالهای اول فرصتی برای رسیدگی به امور شخصی نخواهد داشت.
3 - شبکهسازی کنید
سعی کنید ارتباط خود را تا جای ممکن با کسانی که میشناسید افزایش دهید. افرادی که صاحب کسبوکارهای کوچک هستند تجربه زیادی در امور مختلف دارند و میدانند چالشها را چگونه باید پشت سر بگذارند. پس ارتباط خود را با آنها افزایش دهید و از تجربیاتشان درس بگیرید. برای مثال بپرسید بهترین راه برای تبلیغات برند چیست؟ کدام شرکت تبلیغاتی عملکرد بهتری دارد؟ آیا امکان همکاری میان دو برند وجود دارد؟ چه محلی برای راهاندازی کسبوکار بهتر است؟ آیا در نزدیکی آنها جایی برای اجاره مغازه و گسترش کسبوکار وجود دارد؟
از دوستان و اعضای خانواده برای اداره کسبوکار کمک بگیرید. مثلا بخواهید کسبوکار شما را در شبکههای اجتماعی تبلیغ یا بهترین پیمانکار را برای انجام پروژه معرفی کنند. اگر شخصی مسلط به امور حسابداری یا تایپ میشناسید، او را استخدام کنید. همچنین از آشنایان بخواهید افراد متخصص در هر زمینهای مانند بازاریابی یا طراحی وبگاه را معرفی کنند. هرگز از سؤال کردن نترسید و ارتباط خود را با کسانی که میشناسید، افزایش دهید.
4 - ادامه تحصیل دهید
فراموش نکنید هیچ موقع برای ادامه تحصیل دیر نیست. بنابراین از هر فرصتی برای آموختن مهارتهای جدید استفاده کنید. در مورد کلاسهای آموزشی و دورههای آنلاین مرتبط با کسبوکار تحقیق کنید. من در یک دوره آنلاین مدیریت شرکت کردم تا دید بهتری نسبت به امور مالی و کمپینهای تبلیغاتی پیدا کنم. این دوره به کسبوکارهای کوچک کمک میکند تا برنامهریزی بهتری برای استراتژی رشد در سه سال آینده داشته باشند. شرکت در این کلاس همچنین فرصت شبکهسازی با سایر صاحبان کسبوکار و افراد متخصص را برای من فراهم کرد.
5 - نام خود را به گوش دیگران برسانید
همانطور که میدانید شبکهسازی برای بقای کسبوکار ضروری است. سعی کنید در رویدادهای مرتبط با کسبوکار خود شرکت کنید و با افراد فعال در این زمینه آشنا شوید. قدرت شبکههای اجتماعی را دست کم نگیرید و با شبکهسازی در این محیط نام خود را به گوش دیگران برسانید. از مربیها و افراد باسابقه در این زمینه کمک بگیرید و از تسهیلاتی که به اقشار خاص یا کارآفرینان زن ارائه میشود، استفاده کنید. درنهایت دنبال رؤیاهای خود بروید و از این کار نترسید. آرزوی من این است که تا شش سال دیگر 200 حق امتیاز بفروشم و در شهر پاریس بازنشسته شوم!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: