در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازیهایی که با ایدهآلهای خود از حقوق بشر تجربه آنها را شروع میکنید، وقتی از پای بازی بلند میشوید حسابی خودتان را محک زدهاید که در عمل چقدر به آنها پایبند هستید. Frostpunk یک بازی استراتژی با تصمیمهای اخلاقی بسیار دشوار است که همچون This War of Mine در نهایت شما را با این سوال به چالش میکشد که آیا همچون دیدگاه ماکیاولی، هدف وسیله را توجیه میکند یا خیر؟ همانطور که سری بازیهای Civilization به ما درک عمیقتری از سیاست، فرهنگ و روابط دیپلماتیک میدهند، شرکت 11 bit ثابت کرده که با بازیهایش قصد دارد شناخت بهتری از انسانیت و ذات فردی به مخاطبانش بدهد و در این مسیر موفق است.
پناهگاهی به نام جامعه
بازی Frostpunk در مورد مدیریت جامعه است و پس از تجربه آن خواهید دانست تئوریها و دیدگاههایتان تا چه اندازه کارآمد است. محوریت بازی در مورد گروهی انسانهای بازمانده است که در یک دنیای خیالی منشعب شده از قرن 19 گرفتار شروع عصر یخبندان جدیدی شدهاند. شما بهعنوان رهبر این گروه باید از آنها در مقابل بزرگترین تهدید پیشرو یعنی سرمای مرگبار و کشنده محافظت کنید و برای این کار باید مدیریت جامعه کوچک خود را در دست بگیرید. از جمله فعالیتهایی که باید انجام دهید جمعآوری آذوقه، توسعه جامعه و شهر کوچک خود، ارتقای سازهها و نیازهای زندگی و در نهایت حداکثر میزان بقا در سرمای سرسخت و استخوانسوز بازی است.
این بازی به مخاطب آموزش میدهد که بال زدن یک پروانه، چگونه توفانی عظیم را ایجاد میکند! تصمیمهایی که در طول بازی برای پیشبرد داستان باید انجام دهید به هیچ عنوان آسان نیست و حتی ممکن است به خود بیایید و ببینید آرمانهایتان را هم زیر پا گذاشتهاید! مردم شما برای زنده ماندن در شرایط سخت دنیای بازی نباید امیدشان را از دست بدهند، از طرفی مخالفان و شورشیانی هستند که شما را بهعنوان رهبر قبول نداشته و دست به اعتراض خواهند زد. اینکه چه برخوردی با مخالفتها داشته باشید، اینکه اعمال زور تا چه اندازه برای بقای جامعه تاثیرگذار خواهد بود و اینکه در مسیری که قصد درست انجام دادنش را دارید، تا چه اندازه خطا و اشتباه خواهید کرد و از خودتان فاصله خواهید گرفت، سوالهای بنیادینی هستند که بهراحتی نباید از کنار آنها حین تجربه بازی گذشت.
این سرمای سوزان
تهیه کردن غذا، سرپناه و گرمای کافی برای اینکه از سرما یخ نزنید، کلیت گیمپلی بخش داستانی بازی است و این هدف با در اختیار قرار دادن تعدادی ابزار ساده و قابل فهم به مخاطب محقق میشود. انتخابهای پیشروی شما در بخش شهرسازی بازی غالبا بر مبنای ساختن مراکز درمانی، خانه و سرپناه و گشتهای جمعآوری آذوقه است. تحقیق کردن روی تکنولوژیهای جدید، کارآمدی سیستم شما را افزایش میدهد، ولی اگر یکی از کارگران کلیدی این سیستم مجروح شود، کارآمدی کاهش خواهد یافت. حالا باید تصمیم بگیرید که این عضو معیوب را قطع کرده و به کناری بیندازید یا رفتاری انساندوستانهتر در پیش گرفته و کار سبکتری به او بدهید. هیچکدام از این تصمیمها بسته به موقعیت شما در بازی مطلقا صحیح یا غلط نیستند و ایجاد موقعیتهای فراوان با این جنس تصمیمگیریها دقیقا نقطه درخشش بازی Frostpunk به شمار میرود.
بازی شما را در کابوسی قرار میدهد که فقط شدت آن کم و زیاد میشود. هنر زنده ماندن در دنیای بازی به برنامه داشتن برای دو سه اتفاق پیشرو خلاصه میشود و در این میان نیروی انسانی چالش بزرگی است که همیشه باید با آن دست و پنجه نرم کنید. وقتی بوران مرگبار در شرف وقوع است، باید اولویتها را تغییر داد و مطمئن شوید ژنراتوری که منشا تجمع و شکلگیری جامعه شما شده، به اندازه کافی سوخت و زغالسنگ ذخیره خواهد داشت تا فعالیتهای حیاتی شما را سرپا نگه دارد. البته که این تصمیم بدون عقوبت نخواهد بود و باید بدانید چه چیزی را در عوض
از دست میدهید. تمام این مسائل شاید برای یک رهبر مادرزاد عادی باشند، اما دردسر جدی جایی آغاز میشود که چند نیاز حیاتی ناگهان با یکدیگر سر بیرون میآورند و نیروی انسانی شما برای پوشش دادن تمام آنها کافی نخواهد بود. در این مواقع ممکن است ناسزا نثار سازنده کنید، اما یک بار دیگر تصمیمهای خود را مرور کنید تا متوجه شوید چگونه نحوه برخورد شما با یک شورش باعث کشانده شدنتان در این مسیر شده است.
Frostpunk شما را به تفکر میاندازد، قبل از هر تصمیم باید خوب به نتایج و عواقب آن بیندیشید، حسابی فکر کنید که آیا کاری که انجام میدهید واقعا ارزش دارد؟ بازیهای کمی وجود دارند که خواب شب را به دلیل فشار روانی و احساسی از شما بربایند و چنان ذهنتان را درگیر کنند که بعد از هر بار تجربه بازی احساس کنید چیز جدیدی راجع به خود و دنیای اطرافتان شناختهاید، اما Frostpunk بدون شک یکی از آنهاست!
حرف آخر
از آنجا که بازی Frostpunk بهشدت قصهمحور است، قصهای که تا حد زیادی توسط خود بازیکن روایت میشود، در نتیجه رویکرد کلی آن خطی بوده و پس از چند بار شکست خوردن خواهید دید که با سناریوها و اتفاقات آشنا مواجه خواهید شد.
در واقع ارزش تکرار بازی به انتخاب یک تصمیم دیگر در موقعیتهای مشخص قبلی است تا ببینید اگر آن کار را میکردید، مسیر وقایع چگونه دستخوش تغییر میشد. اگر طرفدار یک بازی پر مغز و دشوار، اما رضایتبخش و فراموشنشدنی هستید فراموش نکنید که تجربه این بازی را هر طور شده به دست بیاورید.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: