فصل اول [شعر]

تعطیلات جاودانی آقای آزادی‌ور

هنوز نمی‌توان باور کرد؛ حتی حالا که شش روز از درگذشتش گذشته و مراسم یادبودش نیز دیروز برگزار شده است. وقتی دوشنبه سوم اردیبهشت‌ماه خبر آمد که هوشنگ آزادی‌ور، در بیمارستان شریعتی بستری شده و حال و روز خوش ندارد، اغلب‌مان یاد روزی افتادیم که او بهمن‌ماه سال گذشته آرام و با‌وقار روی فرش قرمز تالار وحدت پا گذاشت تا در مراسم بزرگداشتش در سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شرکت کند؛ اتفاقی که هر چند دیر اما بالاخره افتاد تا ادامه توجه نیم‌بند اهالی تئاتر به مردی باشد که عمری را به تحقیق، پژوهش، ترجمه و نظریه‌پردازی برای اهالی هنرهای نمایشی گذراند.
کد خبر: ۱۱۳۹۱۶۶

سینماگران هم صبح چهارشنبه گذشته در ساختمان شماره دوی خانه سینما نشان دادند قدرش را میدانند؛ابراهیم مختاری، مهدی پاکدل، فرشته طائرپور، همایون امامی، کیوان کیانی، فرهاد ورهرام، ارد زند و بسیاری دیگر از سینماگران برای وداع با او آمده بودند و بسیاری هم نیامده بودند. رعنا آزادیور هم بیتاب بود؛ بازیگری که حتما یاد روزهایی است که در نوجوانی، با عمویش مهمان سالنهای تئاتر و سینما میشد و این شانس را داشت که بیواسطه از مرد بزرگ تئاتر و سینمای ایران یاد بگیرد. وجه مهم کارنامه آزادیور اما در این مراسم به چشم نیامده بود؛ نه در اعلانها و متنهایی که خانه سینما آن روز بر در و دیوارش نصب کرده بود و نه در همه این سالها که آزادیور با کتاب «پنج آواز برای ذوالجناح»اش بیتردید خالق یکی از مهمترین تجربههای شعری پس از نیما بود. کمتر به شاعریاش توجه شد. از شاعران، جز دوستداران جوانش و نگار حسینخانی که بر سر پیکرش از همین غفلتها و حذفهای تاریخ ادبیات در حق آزادیور گفت، تنها هوشنگ چالنگی و هرمز علیپور خودشان را برای وداع رسانده بودند.

دیروز هم مراسم یادبود این شاعر قدرنادیده شعر، در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار شد؛ هنوز ناباوری گریبانمان را رها نمیکند. تعطیلات آخر هفته ما با او چه شد؟ او کجا گذاشته رفته؟ «کالبدی را در بوریا میغلتانند/ یا این صدای مرگ من است؟»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها