در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
الیوم، دم غروب شام زود خوردیم، مشغول نوشیدن چای و بابونه بودیم که ویدئویی به دستمان رسید که در آن یکی از نسوان نظمیهچی به دلیلی که آن را نمیدانیم گویا به دخترکی حمله کرده و کار به ضرب و شتم کشیده. فوقالنهایه غضبناک شده و گمان کردیم اگر آن دخترک، دختر خودمان بود چه قشون کشیای که نمیکردیم! بارها ویدئو را ملاحظه فرمودیم و در وی مداقه کردیم و هر بار بیشتر لب به تاسف گزیدیم. بعد چراغ کشتیم و دراز کشیدیم، تاسفمان بیشتر شد. سوالاتی در کله همایونیمان هی وول میخورد و پاسخی نمییافتیم. یک نظمیهچی زن، خبط و خطایی کرده، فوتبالیست و آرتیست و موزیکالچی و ال و بل همه قوای نظمیهچی مملکت را محکوم میکنند و فریادشان گوش فلک را کر میکند. دیگر این که همین چند ماه پیش یک راس انسان نما سوار بر اتوبوس، تعدادی جوان مملکت را ناکار میکند جیک هیچ یک از این عزیزان درنمیآید. عزیز دیگری نیز افاضه فرمودهاند: ترشیدگی و عقدهای بودن خودتان را سر مردم خالی نکنید. این را دیگر کجای دلمان بگذاریم. شاید هریک از نسوان محترم ممالک محروسه به دلایلی خواسته یا ناخواسته موفق به ازدواج نشدهاند را باید ترشیده و عقدهای نامید؟ و فرمایش آخرمان این که رفتار آن نظمیهچی بانو بشدت محکوم است و نظمیه باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد و قطعا رجال بالا دستی نیروی نظمیه برایش حکم مقتضی صادر خواهند کرد. اما دو مرزبان عزیز و نجیب در نهایت مظلومیت و غربت در راه وطن به شهادت میرسند و هیچکس ککش نمیگزد و این اتفاق این گونه فراگیر میشود. چه بگوییم از قلمهایی که نه در راه بیان حقیقت و رادمردی، که به نرخ نان و نمد میچرخد و سوار موج شدن را عشق است. غمگینیم ... زیاده فرمایش نداریم... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: