در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثل پرچم که در اغلب فیلمها از کمدی گرفته تا اکشن و مدرن و انواع فیلم بالاخره یکجایی آن پرچم را قرار میدهند. روی ساختمانی، جلد کتابی، طرح تیشرتی و خلاصه اگر پرچم را توی فیلم نگذارند شبشان روز نمیشود.
یکی دیگر از این موارد ضروری برای آنها خانواده است. یعنی اگر اهل دیدن فیلم خارجی باشید تائید میکنید که مثلا صحنه صبحانه خوردن توی آشپزخانه یا دور هم جمع شدن و از این طور صحنهها که جمع بودن یک خانواده را نشان میدهد در اغلب فیلمهایشان هست. حتی اگر مثلا شخصیت اصلی مجرد باشد یا جدا شده باشد، باز هم دوستی، همسایهای آشنایی چیزی را به قصه میچسبانند که خانواده داشته باشد و جمع بودن آنها را توی یک نما نشان میدهند. طوری که این جمعبودن لحظه شیرینی از فیلم باشد و حس مثبتی نسبت به خانواده پیدا کنی. طبیعی هم هست. در جوامع غربی که خانواده دارد کارکردش را از دست میدهد تازه فهمیدهاند چه نعمتی بوده این خانواده و حالا تلاش میکنند تا با فیلم و تصویر، دوباره مردم را به داشتن خانواده ترغیب کنند.
اما در جامعه ما که خانوادهمحور است متاسفانه این التزام دیده نمیشود و انگار سینماگران بجز در موارد کمی هنوز قدر خانواده محور بودن جامعهمان را نمیدانند. روی همین حساب هم هست که در اغلب فیلمها خانوادهای در کار نیست یا خانواده گسستهای تصویر میشود که راس آن وجود ندارد یا بظاهر خانواده است و در واقع این جمع چنان از هم دورند که نمیشود آنها را خانواده نامید. اصلا شاید به همین دلیل هم بود که حوزه هنری اصل تولیدات سینمایی خود را بر مبنای روایتی از خانواده قرار داد و ماحصلش شد فیلمهایی مثل یه حبه قند و بیست و یک روز بعد و... اما امسال یکی از آن اندک مواردی که بشدت هوشمندانه مراقب تصویر کردن نهاد خانواده بوده است انیمیشن فیلشاه است.
در این انیمیشن هم در میان قبیله فیلها و هم در میان آدمها تلاش شده است تا حتما با نگاهی مثبت به خانواده محوری پرداخته شود. روی همین حساب هم هست که پافیل پدر محترم است و بچههایش از او حرفشنوی دارند و خدا خدا میکنند که پدر از آنها راضی باشد. مادر هم کاملا در فیلم طوری شخصیتپردازی شده که مهر مادری در او بخوبی دیده شود و همیشه مراقب فرزندانش است و سعی میکند اگر هر کدام مشکلی داشتند برایش جور دیگری جبران کند. مثل شادفیل که کمی دست و پاچلفتی است و روی همین حساب بیشتر از بقیه بچهها حمایت مادر را دارد.
از طرف دیگر مریم دختر بچهای است که پدر و مادرش را از دست داده و عاشق پدربزرگ کشیشش ـ پدر برنادت ـ است.
فیلشاه که از قضا به موضوع تولد پیامبر(ص) هم میپردازد بیمناسبت با عید مبعث نیست و از جمله فیلمهایی است که تلاش کرده نهاد خانواده در آن بیهدف رها نشود و در آن حس خوبی نسبت به این نهاد اجتماعی ایجاد شود. دیدن این فیلم در ایام عید مبعث و روزهای بعد از آن از بهترین گزینههایی است که خالی از لطف نیست و میتواند الگوی خوبی برای سایر فیلمسازان باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: