در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرمودیم: چه شده؟ قرار است اموال نامشروع رجال حکومت به بیت المال ممالک محروسه برگردد؟
عرض کرد: خیر...!
فرمودیم: قرار است اشتغالی ایجاد شود و وام ازدواجی افزایش یابد؟
عرض کرد: خیر!
فرمودیم: بنال!
گفت: یک جلسه فوق تخصصی و
پر استفاده در شورای شهر بوده و به بلدیه ابلاغ فرمودهاند خیابان کارگر شمالی طهران به نام دکتر مصدق تغییر نام یابد ...
فرمودیم: همین؟
عرض کرد: بلی!
فرمودیم: یعنی نشستهاند نارنگی و موز و چای نسکافه ریختهاند در خندق بلا و به این نتیجه رسیدهاند؟
عارض شد: تازه حق جلسهام گرفتهاند.
فرمودیم: قبلا ذوق میکردیم که خیابانی، پلی، پردیسی، پارکی، فرهنگسرایی چیزی افتتاح میشود و احسنت میگفتیم و اکنون یک تعویض نام خیابانی چند ساله باید ذوقمان را در بیاورد؟
عارض شد: همینی که هست اشکالش چیست؟
فرمودیم: همینی که هست و گلوله پنج مثقال! اشکالش اولا این است که در این چند ماهه بلدیه جدید همین بوده هنرفشانیشان؟ در ثانی چه کسی میآید خیابان چندین سالهای را که همه با آن میشناسندش با اسم جدید صداکنند و آدرس بدهند ثالثا کارگرهای نجیب ممالک محروسه نه مواجب درست و درمان و بموقعی میگیرند و نه بیمه و مزایای درستی دارند، از دار دنیا همین یک خیابان به نامشان بود که فاتحه آن را دارند، میخوانند .
عارض شد: خب تصدقت مصدق کمکسی نبوده یک خیابان باید به نامش باشد.
فرمودیم: قربان دهانت بلدیه این همه پول و امکانات و اِل و بِل دارد یک پارکی، پلی،خیابانی، چیزی بسازد اسم آن مرحوم خلد آشیان را برای آن بگذارد. نه به کارگران جفایی شده نه کسی به نام قبل صدایش میکند . و در بسته بلا بسته ...
عارض شد: هوووم !
فرمودیم: هوم و کوفت چای بریز پدر سوخته عیشمان تیش شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: