«آنا
دختر آرام و متین ولگا
آنگونه که با خاطرات شلمچه اشک ریختی
در جزیره مرجانی ما/ در خلیج فارس
[...]
آری همانگاه دانستم
که عشق
چون ماهی سرخی
از سردترین نقطه شمال تا گرمترین آبهای جنوب
شنا میکند
[...] کلماتی یتیمند که به کار هیچ زبانی نمیآیند
نه فارسی
نه روسی
زنان همیشه گمنامترین شاعران ماندگارترین ترانهها بودهاند
اما
چشمان آبی تو
برای بهیادماندنیشدن این ترانه کافی ست آنا»
اینها را نغمه مستشارنظامی، شاعر ایرانی برای آنا برزینا، شاعر اوکراینی نوشته است. اما او چرا باید این همه برای ما و شاعر ما مهم بوده باشد؟ عرض میکنیم.
چند سال بود که یک اوکراینی چشمآبی که مثل بلبل فارسی حرف میزد، به عنوان یکی از بازیگران مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» مطرح شد. اما یکی دو سال بعد بود که حضور او به عنوان یکی از شاعران جوان در محضر رهبرانقلاب برای شعرخوانی، پرآوازهترش کرد. آنا برزینا، شاعر اوکراینی و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مسکو به دلیل سرودن اشعاری برای شهدای ایران و ارادتش به ایثارگران ایرانی مورد توجه شاعران ایرانی بوده است.
حالا بتازگی او شعری برای رزمندگان ایرانی و شهدای شلمچه نوشته و در حالی که اشک میریخته آن را در برنامه شبهای فرهنگ کیش خوانده است. شعر «شلمچه» را با هم بخوانیم:
«شنیدهاید که زمین دهان بگشاید؟/ که اعماق آن به سخن درآید/ سخن از عهد میهنی که قلبت سرشار است از عشق آن/ سخن از دلاوریهای ایثارگرانه مبارزان؟/ شنیدهاید که زمین حکایت کند؟/ حکایت هزاران شهید مانده در آن/ خاکستر شده در آتش یا ترکش خورده،/ ز پای فتاده به تیر دشمن در جنگ؟/ حکایت از جایی که سالهاست گشته/ گلزارِ جان بر کفان و دلیران/ و هر یک از سربازانِ برگشته به آغوش خاک/ بسانِ زخمیست نامرئی بر سینه خاک/ روزی با من به سخن در آمد این زمین/ سخن از خون مبارزانِ بی باک،/ که جوانی خود را فدا کردهاند/ فدای عزت و آزادگی مادران و پدران/ در این پیکارِ مقدس قهرمانان نشان دادند/ که سزاوارِ یاد و خاطرهای جاودانند/ تا همه در جایجای این کره خاکی با کرامت،/ آرامش و دوستی و عشقِ ابدی زندگی کنند/ مینالید و میگریست و از خدا میخواست این مرز و بوم/ که از جنگ و کارزار حفظ کنند او را/ و دعای خیر کرد در حق بشریت/ برای صلح و انسجام بر روی کره زمین!/ در پاسخ نتوانستم حرفی بگویم / فقط قطرات اشک در سکوت پایین میغلتید/ اشکها بر خاکی پر از درد و غم میریختند/ در سرزمینی دور ـ به نام شلمچه.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم