یادواره

فیلمسازی که شاعری می‌دانست

نمی‌دانم در تعریف از علی حاتمی بهتر است بگویم او سینماگری بود که شاعری می‌دانست، یا شاعری بود که دست بر قضا کارش به تصویر و دوربین کشیده بود و سینما را با خطی خوش، هنرمندانه مشق می‌کرد. شاید هم باید بگویم حاتمی هر دوی اینها بود و به لطف دانشی که داشت، تلفیقی از کلمات آهنگین و شعروار و دیالوگ‌های مسجع را با جادوی تصویر و قاب‌های چشم‌نواز در هم آمیخت و عاشقانه‌هایی سینمایی و تلویزیونی پدید آورد که هنوز به آنها ارجاع می‌شود و دیالوگ‌های شیرینی که می‌نوشت، چون نقل و نبات بر زبان مخاطبانش جاری است.
کد خبر: ۱۱۲۵۷۸۴

حاتمی بیشک به تاریخ معاصر ایران علاقه وافر داشت که اگر جز این بود، عمده مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای سینماییاش را در حال و هوایی تاریخی نمیساخت و نامش را با گراند هتل و کاخ صاحبقرانیه و شمای کلی از تهران قدیم ماندگار نمیکرد. مخاطبان امروز، بخش عمدهای از تصاویر رنگارنگی را که بازسازی شده از فضای سالهای قاجار و پهلوی است، به لطف آثار حاتمی در یاد دارند. به همین دلیل وقتی از کارنامه کاری این هنرمند فقید صحبت میکنیم، واژهای که بیش از هر چیز در ذهنمان نقش میبندد، اصالت است. شخصیتهای حاتمی اصیل بودند و هرکدامشان از لابهلای یکی از برگهای تاریخ به دنیای حال ما راه پیدا کرده بودند. کمالالملک نقاش، ناصرالدین شاه قاجار و خواهرش عزتالدوله و حتی جهانپهلوان غلامرضا تختی شماری از این شخصیتها بودند.

حاتمی در یکی از همان آثار ماندگارش حرفی را از زبان حاجی واشنگتن، شخصیت فیلمش جاری کرد که دست آخر بر سنگ مزار خودش ماندگار شد. «آیین چراغ خاموشی نیست...» و چراغی که حاتمی بر سر سینمای ایران روشن کرد، تا همیشه برافروخته ماند.

زهرا غفاری

رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها