خشونت در عراق ، غفلت از علت

نخست وزیر عراق به همراه رهبران احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمانی این کشور پیمان پایان جنگ و خشونت طایفه ای و سیاسی را امضاء کردند.
کد خبر: ۱۱۱۹۷۱

توافق رهبران سیاسی برای پایان دادن به روند رو به تزاید خشونت ها در عراق با پرسش هایی مواجه است.
محمدعلی مهتدی ، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با جام جم در خصوص استنتاج از محتوای توافق اخیر دو فرضیه را مطرح می کند.


امضای پیمان پایان جنگ و خشونت طایفه ای در عراق را چگونه ارزیابی می کنید؛
اصولا ناامنی در عراق نتیجه انفجارهای متعددی است که هر روز در مناطق مختلف این کشور رخ می دهد. اگر بپذیریم موضوع ناامنی در عراق با توافق رهبران احزاب سیاسی مبنی بر پایان دادن جنگ وخشونت طایفه ای خاتمه می یابد ، عملا پذیرفته ایم که کشتارها در این کشور توسط احزاب سیاسی صورت می گیرد که به نظر می رسد این نوع تحلیل و فرضیه ، عاری از صحت و درستی است . فرض هم این است که احزاب و گروههای مختلف سیاسی در بروز ناامنی و انجام کشتارها دخالت ندارند. به عبارت دیگر عامل اصلی ناآرامی ها و خشونت ها گروههای شبه نظامی هستند که انفجارهای متعددی را صورت می دهند.نتیجه این است که فرض نخست پذیرفتنی نیست و احزاب و گروه های سیاسی نقشی در بروز و تشدید خشونت ها در عراق ندارند. اما در مورد فرض دوم ، ممکن است برخی از احزاب و گروههای سیاسی به نوعی با گروه های خرابکار در عراق ارتباط داشته باشند که پیام امضای این توافق اخیر می تواند این باشد که برخی گروه های سیاسی در درون گروه های شبه نظامی خرابکار نفوذ دارند و می توانند به توقف فعالیت های خشونت آمیز آنان کمک شایانی کنند.در تحلیل ماهیت توافق ضدجنگ توسط رهبران احزاب سیاسی در عراق باید به این نکته توجه کرد که آنان درصدد تقویت پایه های انسجام ملی از طریق پیوند گروه های سیاسی حول محور ضرورت امنیت برای همه مردم و فعالان سیاسی در عراق است . به اعتقاد بنده ، ریشه اصلی ناامنی ها در عراق معطوف به حضور نیروهای اشغالگر در این کشور است که توافق هایی از این دست در سطح رهبران سیاسی ، نمی تواند آن چنان که شایسته است به توقف خشونت ها منجر شود. به نظر می رسد تحول امنیتی در عراق در جهت بهبود شاخص های آن جز با خروج اشغالگران میسر نخواهد شد.

با توجه به این که ماهیت حضور اشغالگران در عراق به عنوان یک مولفه امنیت زدا در جهت قوام یافتن تروریسم عمل می کند ، آیا توافق رهبران سیاسی در این کشور ، به کاهش سطح خشونت ها منجر خواهد شد؛
امریکایی ها همواره در ادبیات امنیت خود و عراق واژه خشونت را به کار می برند. به نظرم در ابتدا باید مشخص کنیم که مقصود از خشونت ، کدام شکل آن است. چرا که امریکا مقاومت مردمی علیه نیروهای خود در عراق را نیز خشونت تعریف می کند و این در حالی است که منفک نبودن تعاریف از واژه خشونت توسط امریکا در قالب مقاومت علیه اشغالگری و فعالیت های خرابکارانه برخی گروههای شبه نظامی باعث می شود تا بین مقاومت و تروریسم تمایزی وجود نداشته باشد. امریکایی ها مقاومت مردمی علیه خود را که بسیار گسترده نیز شده است ، به شدت سانسور می کنند. اخیرا یک روزنامه نگار امریکایی گفته است که هر روز صدها عملیات علیه نیروهای امریکایی انجام می گیرد که دولت بوش اجازه پخش اخبار آنها را نمی دهد. به نظر می رسد امریکا مایل نیست در تبیین خشونت ها به لحاظ ماهوی ، عملیات کور تروریستی و مقاومت علیه اشغالگری را تفکیک کند. آنها تلاش دارند تا اعتراضات مردمی در عراق را در پشت واژه خشونت پنهان کنند.

آیا شکل گیری انسجام ملی در چارچوب تفاهم گروههای سیاسی برای بسط گزاره امنیت در تمام مناطق عراق به تسریع خروج اشغالگران منجر می شود؛
به اعتقاد بنده ، امریکا در آینده نزدیک قصد خروج از عراق را ندارد ، چرا که قریب به سه هزار کشته و صرف بیش از 170 میلیارد دلار در این کشور، نشان دهنده اهمیت حضور نظامیان واشنگتن برای دستیابی به منافع سیاسی ، اقتصادی است که این امر با حضور درازمدت امریکا در عراق محقق خواهد شد. امریکا به دنبال آن است که تا بحث تجزیه عراق را از طریق گروههای سیاسی و قومی در این کشور به سامان برساند که تبلور آن نیز به افزایش خشونت ها می انجامد. دولت امریکا روند حوادث در عراق را به سمتی هدایت می کند که امکان همزیستی مسالمت آمیز بین اقوام ، مذاهب و گروه های سیاسی فراهم نشود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها