گزارش موسسه سلطنتی امور بین الملل انگلیس (4) اسرائیل توان نابودی تاسیسات هسته ای ایران را ندارد

موسسه سلطنتی امور بینالملل انگلیس در گزارشی با عنوان «ایران ، همسایگان و بحرانهای منطقهای» نوشت ، اسرائیل توان نابودی تاسیسات هستهای ایران را ندارد.
کد خبر: ۱۱۱۰۸۹

به گزارش فارس، این موسسه در گزارش خود افزود ، ناتوانی اسرائیل در نابودی تاسیسات هسته ای ایران باعث شده است که تل آویو دست به دامان جامعه بین المللی شود و از آن بخواهد فکری به حال برنامه اتمی ایران کند. ادامه این گزارش تقدیم می شود:

اسرائیل
همه انقلابها بعد از پیروزی ، نوعی سیاست خارجی رادیکال اتخاذ میکنند و در این میان هیچ کدام از انقلاب ها نیز به اندازه انقلاب ایران در سال 1979 رادیکال نبوده است.
یکی از تاثیرات فوری این تغییر و تحولات، تبدیل اسرائیل از یک هم پیمان نزدیک به یک دشمن قسم خورده در نظر ایران بود. در عرض یک شب، اسرائیل توسط آیتالله خمینی، "شیطان کوچک" خوانده شد ، کشوری که نگاه خصمانه او به آن چندان دست کم از آمریکا، "شیطان بزرگ"، نداشت.
در نتیجه، بعد از دهه 1980 ، ایران به طور غیرمستقیم درگیر گسترش ستیزه جویی ضداسرائیلی در لبنان و فلسطین بوده است.
شکاف فزاینده بین ایران و اسرائیل خیلی زود باعث تشدید تنش اسرائیل فلسطین شد و مثلثی ایجاد کرد که در آن ایران ستیزه جویی فلسطینی را تقویت کرده و با هرگونه راه حل صلح آمیز بین اسرائیل و همسایگانش مخالفت ورزیده است.
انتخابات اخیر و پیروزی حماس ( یک جنبش هم فکر و نظامی بنیادگرای اسلامی که ایران از آن حمایت می کند و به آن خط می دهد) باعث شد اسرائیل بیش از پیش تهدیدات ایران را حس کند و همین شرایط را بیشتر پیچیده کرد.
ایران اولین کشوری بود که به حماس تبریک گفت و بلافاصله نیز از یک مقام ارشد حماس برای سفر به ایران دعوت کرد. در حالی که اتحادیه اروپا و آمریکا کمک های خود را به تشکیلات خودگردان فلسطین قطع کرده بودند منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد ایران 50 میلیون دلار به دولت جدید حماس کمک خواهد کرد.
علاوه بر این از دهه 1980 تاکنون ایران از نماینده خود در لبنان یعنی جنبش شیعی حزب الله ، تا حد زیاد حمایت سیاسی و دیپلماتیک و همچنین کمکهای سازمانی و مالی کرده و در این مدت مقادیر فراوانی سلاح در اختیار آن گذاشته و نیروهای آن را تحت آموزش خود قرار داده است . این امر به رغم پایان اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال 2000 همچنان ادامه دارد و یک ناارامی دائمی در مرزهای شمالی اسرائیل ایجاد کرده است که اسرائیل ایران را مسئول آن می داند.
در طول بحران لبنان در جولای آگوست 2006، شرایط وخیم شد: انباشت مقادیر زیادی راکت و موشک با بردهای طولانی (احتمالا تا 200 کیلومتر) از سوی حزب الله توازن قدرت را به هم زد. اگر زمانی در گذشته تهدیدات حزب الله محدود به مرزهای شمالی اسرائیل بود، اکنون با داشتن موشک های دوربرد و شلیک مداوم راکت به اهدافی در عمق اسرائیل و کوبیدن شهرک ها و روستاهای آن از جمله حیفا سومین شهر بزرگ اسرائیل عملا امنیت اسرائیل با تهدیدات جدی بالقوه ای مواجه است . در جریان این جنگ، حزب الله ثابت کرد که می تواند یک جنگ محدود راه بیندازد که در آن حملات مداومی علیه اسرائیل داشته باشد.
اسرائیل به رغم توان نظامی قابل توجهش، مقابله با تهدیدات حزب الله را دشوار دید و در شناسایی مکان شلیک راکت ها و انبارهای مهمات حزب الله بسیار کُند عمل کرد.
جنگ کنونی همچنین نشان داد که چطور یک جنگ مرزی می تواند منجر به یک جنگ بزرگ تر شود و پای دیگر بازیگران منطقه یعنی سوریه و ایران را به میدان نبرد باز کند.

تهدیدات ایران
برنامه اتمی ایران یک جنبه پیچیده جدید و بسیار خطرناک را بر روابط تیره ایران و اسرائیل افزوده است. احتمال حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران با توجه به حملات لفظی شدید محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هر روز افزایش می یابد و این در حالی است که جامعه بین الملل هنوز اطمینان حاصل نکرده است که ایران برنامه غنی سازی خود را متوقف خواهد کرد.
در دسامبر 2005، رئیس موساد ، میر داگان به کمیته دفاع و امور خارجی پارلمان اسرائیل هشدار داد که برنامه اتمی ایران در آستانه رسیدن به مرحله "استقلال فنی" است . مرحله ای که ایران در آن دیگر به کمک خارجی یا بین المللی برای غنی سازی اورانیوم جهت استفاده در ساخت تسلیحات اتمی نیازی ندارد.
در همین حال، شیمون پرز معاون نخستوزیر اسرائیل اعلام کرد که ایران "به تنهایی بزرگترین تهدید امنیتی جهان است." مواضع اسرائیل تفاوت زیادی با مواضع واشنگتن ندارد . واشنگتن نیز معتقد است ایران به بزرگ ترین تهدید برای امنیت خاورمیانه تبدیل شده است . با وجود این، اسرائیل صرف نظر از نگرانی های واقعی خود درباره برنامه ساخت تسلیحات کشتار جمعی ایران و همین طور نیات ایران از این برنامه همواره علاقمند بوده است که این مساله را جهانی کند.
سیاست کنونی اسرائیل ، طرح تهدید برنامه اتمی ایران به عنوان یک چالش برای نظام بین الملل است. اولمرت نخست وزیر اسرائیل در مصاحبه اخیر خود اعلام کرد که اسرائیل نباید در خط مقدم این جنگ قرار گیرد و تاکید کرد که تهدید ایران برای "اروپا و آمریکای مرفه" دست کمی از تهدیدات آن برای اسرائیل ندارد."
شائول موفاز وزیر دفاع سابق اسرائیل که خود متولد ایران است گفت "از میان همه تهدیداتی که ما با آنها مواجه ایم ایران بزرگترین تهدید است، جهان نباید منتظر بنشیند، بلکه باید هر کاری که لازم است برای به سرانجام رساندن تلاش های دیپلماتیک بین المللی در این زمینه انجام دهدو با توجه به تهدیداتی که اسرائیل از برنامه اتمی ایران و نیات رهبران آن حس می کنند مشکل بتوان تصور کرد اگر این تلاش ها به جایی نرسند، اسرائیل بیکار خواهد نشست."
تشدید تیرگی فوری در روابط بین اسرائیل و ایران بعد از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران در ژوئن 2005 آغاز شد. چند ماه بعد، احمدی نژاد در سخنانی در یک کنفرانس در تهران با عنوان "جهان بدون صهیونیسم" خواستار "محو اسرائیل از نقشه جهان" شد این اولین بار در چند سال گذشته بود که یک مقام ارشد ایرانی رسما خواستار نابودی کشور اسرائیل می شد.
دشمنی ایران با اسرائیل اگر در بحبوحه تلاش های جدی ایران برای غنی سازی اورانیوم و ساخت موشک هایی دور برد با قابلیت هدف قرار دادن بخش هایی از اسرائیل عنوان نمی شد ، عملا هیچ محلی از اعراب نداشت.
ایران تاکنون موفق به ساخت موشک شهاب 3 و 4 با برد به ترتیب 1300 و000 2 کیلومتر شده است ایران با این موشک ها می تواند اسرائیل را هدف قرار دهد.
اخیرا نیز گزارش شده است که ایران موشک های دوربردتر BM-25 را با برد 2500 کیلومتر از کره شمالی خریداری کرده است. ایران همین طور سرگرم ساخت موشکی با قابلیت حمل کلاهک اتمی است.
بحران لبنان ثابت کرد که گروه های بنیادگرای نظامی از قابلیت کسب فناوری نظامی با قابلیت تخریب فراوانی برخوردارند و این گروه ها با اشتیاقی که برای استفاده از این تسلیحات علیه مردم غیرنظامی دارند ، تهدیدی جدی محسوب می شوند.
تلاش ایران برای کسب این فناوری در کنار حمایت مداومش از گروه های نیابتی منطقه ای مثل حزب الله بار دیگر این تهدید را در ذهن ها بیدار می کند که این فناوری ممکن است به دست بازیگران یاغی و غیردولتی بیفتد، مسالهای که تبعات وحشتناکی خواهد داشت.
این مساله هنوز جای بحث دارد که اسرائیل در مواجهه با این خطر چه گزینههایی در پیش رو دارد. هرچند احتمال حمله ایران به اسرائیل با تسلیحات اتمی پائین است اما هرگز نباید آن را کاملا منتفی دانست.
علاوه بر این، خطر بیشتر برای اسرائیل و دیگر کشورهای غربی انتقال دانش و فناوری برخی عناصر یاغی در ایران به گروههای تروریستی است که در نهایت منجر به حملات تروریستی غیرمتعارف خواهد شد. در هر دو دو صورت، اسرائیل باید خطرات را جدی بگیرد و پاسخی برای آنها بیابد.

گزینه های اسرائیل
ضعیف ترین گزینه سیاسی اسرائیل ، سکوت و اتکا به سیستم دفاع موشک بالستیک Arrow2 است. این اجماع در میان سیاستگذاران اسرائیل وجود دارد که تهدید ایران یک تهدید وجودی است بنابراین باید قبل از اینکه برنامه اتمی ایران به مرحله ای برگشت ناپذیر برسد، آن را نابود کرد.
شاید تنها فایده خودداری از نپرداختن زیاد به این مساله این است که هر قدر بیشتر درباره برنامه اتمی ایران بحث شود بحث های بیشتری از سوی جامعه بین المللی درباره توان اتمی اسرائیل مطرح خواهد شد.
جدا از کشورهای منتقدتر در سراسر جهان ، درخواست از اسرائیل برای تسلیم کردن تسلیحات اتمی خود حتی از سوی رهبران عربی دوست مثل پادشاه اردن نیز مطرح شده است . این نتیجه ناگزیر تلاش ها برای پایان بخشیدن به برنامه تسلیحات اتمی ایران است. اسرائیل که هرگز پیمان منع تولید و تکثیر را امضاء نکرده است ظاهرا معتقد است که می تواند از این مسائل طفره برود . اسرائیل بیشتر نگران است که اگر ایران اجازه کسب تسلیحات اتمی را بیابد، بسیاری از کشورهای عربی نیز در پی کسب این تسلیحات برخواهند آمد . گزینه دوم که در حال حاضر ظاهرا گزینه مورد نظر اسرائیل به نظر می رسد ترغیب جامعه بینالملل برای عمل است ، عمل کردن قبل از آنکه دیر شود . اسرائیل علنا بر لزوم تلاش های دیپلماتیک خواه از سوی اتحادیه اروپا یا شورای امنیت سازمان ملل برای متوقف ساختن برنامه اتمی ایران حمایت کرده است. این اقدام ، اسرائیل را از مواجهه مستقیم با ایران دور نگه می دارد.
این در حالی است که شکی نیست که اگر تلاش های دیپلماتیک برای متقاعد ساختن ایران جهت پایبندی بر تعهدات بین المللی خود به جایی نرسد ، اسرائیل از جامعه بین الملل انتظار داد که به زور متوسل شود.
اگر جامعه بین الملل نتواند برنامه اتمی ایران را متوقف کند ، در آن صورت اسرائیل ممکن است به گزینه سوم خود روی بیاورد یعنی استفاده از زور علیه تاسیسات اتمی ایران.
از آنجا که اسرائیل هیچ رابطه دیپلماتیکی با ایران ندارد و نمی تواند به لحاظ اقتصادی ضربه ای به آن وارد کند ، تصمیم گیران اسرائیل در بیت المقدس ممکن است فکر کنند که تنها گزینه موجود در چنین شرایطی حمله نظامی ، احتمالا از طریق هوایی، است.
این یک سناریوی بسیار خطرناک با نتایج دوراز دسترس منطقه ای و بین المللی است. اما سناریویی است که اگر اسرائیل حس کند برنامه اتمی ایران با سرعت تمام و بدون هیچ واکنش بین المللی مناسب پیش می رود بیش پیش به آن فکر خواهد کرد.
اسرائیل دارای توان نظامی کافی برای نابودی کامل برنامه اتمی ایران نیست اما نیروی هوایی آن ، بر اساس تحلیل های دفاعی، قادر است این برنامه را مختل کند. اسرائیل مناطق ضعیف مثل نیروگاه اتمی نطنز و اصفهان را نابود خواهد کرد.
این یک عملیات بسیار پیچیده است که مستلزم آن است نیروی هوایی اسرائیل بر کمبود منابع خود غلبه نماید و از همکاری یک کشور سوم به عنوان مکانی برای سوخت گیری هواپیماهای خود استفاده کند. یک حمله موفق به تاسیسات اتمی ایران چندین سال برنامه اتمی این کشور را عقب خواهد انداخت.
شکی نیست که جامعه بین الملل ممکن است در صورت موفقیت این عملیات از نتایج آن حمایت کند اما اسرائیل را به خاطر اقدام یکجانبه خود محکوم خواهد کرد.
اسرائیل با انتقاد بین المللی مواجه خواهد شد ، برخی کشورها ممکن است سفرای خود را فرابخوانند، برخی ممکن است حتی روابط دیپلماتیک خود را قطع کنند. ممکن است بخصوص جهان عرب و احتمالا فراتر از آن خواستار مجازات اسرائیل شوند. اسرائیل به لحاظ سنتی معتقد است که این نوع پاسخ ها همواره کوتاه مدت هستند.
درست مثل سابق ، رضایت ناشی از مشاهده کاهش خطر تولید و تکثیر تسلیحات کشتار جمعی در خاورمیانه همان هدفی که اسرائیل به خاطر آن نیروگاه اتمی عراق را در سال 1981 بمباران کرد بر خشم عمومی از یکجانبه گرایی اسرائیل غلبه خواهد کرد.
از نظر یک اسرائیلی ، پذیرفتن چنین خطری برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی ارزشش را دارد.
گزینه چهارم که هنوز در میان سیاست گذاران اسرائیلی طرفداری پیدا نکرده است ، تغییر دکترین اتمی کشور از یک دکترین مبهم به دکترین آشکار و همینطور پذیرفتن این واقعیت است که اگر کشورهای دیگر مثل ایران بخواهند ، می توانند به توان اتمی دست یابند.
دلیل اصلی انتخاب این گزینه این است که جلوگیری از دستیابی کشورهای دیگر به توان اتمی، بخصوص وقتی آنها عزم این کار را می کنند، روز به روز اگر نه غیرممکن حداقل مشکل می شود .در این حالت ، اسرائیل باید برای یک حمله اتمی که از تضمینهای بین المللی نیز برخوردار است، پاسخی آماده داشته باشد و آن را به طور شفاف تعریف کند.
بازدارنده هایی از این دست شاید در سطح دوران جنگ سرد کارایی نداشته باشند اما در سطح کشور به کشور امروزی قانعکننده هستند.
مشکل اصلی این گزینه این است که تولید و تکثیر مواد و فناوری اتمی احتمال این که این تجهیزات و دانش در اختیار عناصر یاغی یا تروریستی قرار گیرد، عناصری که هیچ یک از قوانین بازی را که حتی بازیگرانی مثل ایران پذیرفته اند ، قبول ندارند.
این گزینه زمانی ارزش فکر کردن دارد که تلاش های دیپلماتیک به شکست منجر شوند اما با وجود این، هزینه جنگ بسیار بالاست. در این مورد، وجود بازدارنده های آشکار فقط اسرائیل را کمک خواهند کرد تا تهدیدات و خطرات علیه خود را مشخص نماید. علاوه بر این ، به مذاکره درباره کنترل تسلیحاتی در خاورمیانه و سرانجام نابودی همه تسلیحات کشتار جمعی منجر خواهد شد.

اردن
اردن پیشرفت ایران در مسیر دستیابی به توان اتمی و افزایش نفوذ منطقهای را با نگرانی زیر نظر دارد. تاثیر اقدامات ایران بر اردن عمدتا غیرمستقیم اما هم در داخل اردن و هم در جایگاهش در منطقه تاثیرات جدی دارد.
اکثریت جمعیت اردن دارای تباری فلسطینی و عمیقا با تحولات سرزمین های اشغالی درارتباط هستند. گروه های اسلامی در داخل و خارج اردن نیز تهدیدی زیربنایی برای ثبات اردن دارند.
این نگرانیها تا حد قابل ملاحظه ای با ناآرامی در دو طرف تشدید می شوند:از طرف غرب ، پیروزی حماس و تشدید ناامنی در غزه و کرانه باختری و از طرف شرق ، خشونت و ناآرامی جاری در عراق. از این رو، اردن عمدتا نگران تشدید تنش در مورد برنامه اتمی ایران و همچنین تشدید ناامنی در کل منطقه است.
اردن از حق ایران برای داشتن برنامه اتمی غیرنظامی دفاع کرده و درخصوص استفاده از زور برای حل این بحران هشدار داده است . این کشور همچنین خواستار تشکیل منطقه ای عاری از تسلیحات اتمی است. از آنجا که درگیری مسلحانه منطقه ای می تواند تبعات ناگواری برای اردن داشته باشد ، این کشور عمیقا از حل دیپلماتیک بحران ایران حمایت می کند.
ملک عبدالله پادشاه اردن در مارس 2006 هشدار داد که هرگونه حمله به ایران ، کل منطقه را به آتش خواهد کشاند.
اردن و ایران از سال 1979 روابط سخت و دشواری با یکدیگر داشته اند. ملک حسین با شاه ایران روابط دوستانه ای داشت و طبیعتا از رژیم روحانی که جایگزین شاه شد، دل خوشی نداشت. اردن در جنگ ایران با عراق در سال 1988-1980 از عراق حمایت کرد و این حمایت یک دوره دشمنی بین ایران و اردن ایجاد نمود . به قدرت رسیدن ملک عبدالله منجر به پیدایش رویکرد آشتیجویانه تر در سیاست خارجی اردن شد که این دوران همزمان بود با تلاش های محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران برای نزدیکی به کشورهای عرب و بالتبع روابط دو کشور از سال 1999 به بعد گرمتر شد.
از آن زمان به بعد اردن با فعالیت مجاهدین خلق، گروه مخالف ایرانی در خاک خود مخالفت کرد. از سال 1999 به بعد، تنش هایی گهگاه درخصوص قاچاق اسلحه به فلسطین در کرانه باختری از طریق اردن رخ داده و می دهد که آخرین آنها در آوریل 2006 بود.
مقام های اردنی اعلام کردند که اعضای حزب الله و حماس اقدام به قاچاق سلاح از مرزهای اردن می کنند و مدعی شدند که ایران به عنوان تامین کنندگان این سلاح امنیت و منافع اردن را به خطر می اندازد.
ایران با توجه به ضرورت جلوگیری از دشمن تراشی برای خود در میان همسایگان منطقه ای هیچ میلی برای درگیری با اردن ندارد که این مساله را می توان در سفر نادر منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران به اردن در می 2006 مشاهده کرد.
از میان مسائل مهم فزاینده دیگر در روابط اردن و ایران می توان به سرنوشت کشوری اشاره کرد که آنها را از هم جدا می سازد یعنی عراق.
بی ثباتی و ناآرامی که از سال 2003 تاکنون دامن عراق را گرفته ، فرصت ها و نگرانی های فراوانی را در میان همسایگان نزدیک عراق ایجاد کرده است. نفوذ بسیار گسترده ایران در عراق حاکی از آن است که این کشور بیشتر از اردن می تواند آینده عراق را هدایت کند و از آنها بهره برداری نماید.
اردن به عنوان یک کشور کاملا سنی از چشم انداز افزایش قدرت و روابط شیعیان در عراق نگران است و این نگرانی در سخنرانی ملک عبدالله در دسامبر 2004 مشهود است زمانی که وی در مورد گسترش"هلال شیعه" روابط بین ایران ، عراقی که تحت نفوذ دولت شیعه عراق است و سوریه (هم پیمان ایران) و حزب الله در لبنان هشدار داد و آن را برای کشورهای خلیج فارس و کل منطقه بسیار خطرناک دانست. اگر ایران به توان تسلیحات اتمی دست یابد قدرت آن در منطقه حتی بیش از این نیز خواهد شد.
امنیت عراق نگرانی مستقیم تری برای اردن دارد. اردن با استان ناآرام الانبار عراق هم مرز و نگران است که ناآرامی عراق از طریق این مرز به اردن نیز کشیده شود. اردن منافع اقتصادی مهمی در عراق دارد و روابط اقتصادی این کشور با عراق در سال 2005 تا 50 درصد افت داشت.
اردن به عنوان هم پیمان نزدیک آمریکا امیدوار است که طرح آمریکا در عراق با موفقیت انجام شود. شکست این طرح یا حتی غلبه شیعیان و نفوذ قوی ایران در عراق برای اردن ناخوشایند است.
در حال حاضر تعداد فراوانی از پناهندگان عراقی در اردن زندگی می کنند و شرایط امنیتی ناگوار، هرج و مرج و شکاف در داخل کشور عراق ممکن است منجر به سرازیر شدن موج ناآرامی در اردن شود اما اردن نه توانایی و نه اراده لازم را برای مقابله با این موج ندارد.
دولت اردن یک دولت بسیار غرب گرا و هم پیمان نزدیک آمریکا است که این امر خطر پیدایش مخالفان اسلام گرای داخلی و همچنین گسترش تروریسم را علیه آن در بر دارد.
این تهدیدات از داخل اردن و همچنین از مرزهای دو سوی آن نشات می گیرد: از سمت شرق خطرات فزاینده گروههای مستقر در عراق که بمب گذاری های امان در نوامبر 2005 نمونه بارز آن است. در این بمب گذاری که عراقی ها انجام دادند 60 نفر کشته شدند.
از سمت غرب و در داخل نیز نفوذ گسترده اسلام گرایان اردنی، فلسطینی و اردنیهای فلسطینی تبار. ابو مصعب زرقاوی مبارز عراقی اردنی تبار قبل از حرکت به عراق در محافل اسلام گرایان اردنی که مقامات این کشور را به چالش کشیده اند، فعالیت داشت . این گروه های بخصوص در سال 2002 برای دولت مشکل ساز شدند . آنها تهدیدی فزاینده هستند که بخشی از این تهدیدات به حوادث عراق و فلسطین بازمی گردد. زرقاوی نقش مهمی در تحریک قومی گرایی در عراق داشت.
اگر شکاف شیعه وسنی در عراق تشدید شود بازتاب آن را می توان در اختلافات در میان همسایگان عراق بخصوص صف آرایی ایران در برابر کشورهای سنی نشین بخصوص عربستان سعودی و اردن مشاهده کرد.

گزارش موسسه سلطنتی امور بینالملل انگلیس(3)
محور ایران - سوریه - حزب الله ، توان مقابله با ائتلاف آمریکا - اسرائیل را دارد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها