در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پریشان 5000 هکتاری که روزگاری بزرگترین تالاب دارای آب شیرین کشور و زیستگاه انبوهی از پرندگان و آبزیان بود و برای هزاران سال چون نگینی نقرهای بر تارک استان فارس میدرخشید، فقط در همین چند دهه اخیر و بواسطه توسعه کشاورزی، افزایش برداشت آبهای زیرزمینی، عدم مدیریت مصرف آب و خشکسالی، رو به تحلیل رفت و بتدریج کوچک و کوچکتر شد تا به خشکی کامل رسید. همین خشکی بود که تاب زیستن را از آن گرفت و دود و آتش از بستر ترکخوردهاش به هوا برخاست.
رسیدن قطرات باران به کام تشنه پریشان در فصل پاییز و زمستان گرچه باعث خاموشی موقت آتش در آن سال شد، اما خودسوزی تالاب به صورت نامتناوب تا سال 94 ادامه یافت؛ خودسوزیهایی وسیع، اما پراکنده که حاصل تشنگی و خشکی بیامان تالاب بود و بیشتر در حاشیه کوه و بالادست پریشان (جایی که تجمع مواد عالی بیشتر بود) رخ میداد. خوشبختانه از سال 94 تاکنون دیگر شاهد خودسوزی پریشان نبودیم.
اما درخصوص فعل و انفعالات صورت گرفته در زمین که به خودسوزی تالاب منجر میشود، همان طور که ذکر شد اطلاعات دقیقی در دست نیست، زیرا تاکنون مطالعه علمی و دقیقی در این باره در کشورمان صورت نگرفته است، اما آنچه ما حدس میزنیم این است که زیست جمعیت زیادی از پرندگان و آبزیان و گیاهان برای هزاران سال در اطراف و کنار تالاب، باعث رسوب و انباشت حجم سنگینی از مواد عالی در لایههای زیرین تالاب شده و خاک آن را به «تورب» خاک زغال سنگی تبدیل کرده است، اما زمانی که این خاک زغال سنگی (با خشکی تالاب) خشک میشود، پس از اولین بارش باران در فصل پاییز یک فعل و انفعالات شیمیایی ایجاد و گازهای متان و منواکسیدکربن تولید میشود. در چنین شرایطی لایههای زیرین تالاب خود به خود شروع به سوختن میکند؛ زیرا هم مواد عالی قابل سوخت هست، هم گرما و هم اکسیژن. گاهی هم ممکن است شعله کوچک اجاق چوپانان به میان ترکهای تالاب خشک شده، افتاده و مواد قابل احتراق را بسوزاند.
پریشان امسال هم آب ندارد و بسترش همچنان خشک است، گرچه بارندگی صد میلیمتری پاییزی کازرون، لبهای تالاب را خیس و مرطوب کرده و برآورد شده که 80 سانتیمتر سطح سفرههای آب زیرزمینی منطقه بالا آمده است. زمستان سال گذشته هم حدود 300 تا 400 میلیمتر بارش در کازرون داشتیم که باعث شد پریشان به صورت لکهای آبدار شود، گرچه این آب اندک هم با شروع سال جدید خشک شد.
وسعت پریشان 5000 هکتار و وسعت حوزه آبگیر آن 4200 هکتار است و امیدواریم شاهد بارش باران باشیم تا بتوانیم به کمک آن و کنترل مصرف آبهای زیرزمینی و منحرف کردن مسیر رودخانهها و سیلابها به سوی تالاب دوباره آن را آبگیری کنیم و شاهد ورود پرندگان مهاجر به آن باشیم.
البته قرار بود حقابهای به پریشان اختصاص یابد، از سد نرگسی که قرار بود روی رودخانهای که از نزدیکی تالاب رد میشود، احداث شود، گرچه هنوز ساخت سد پیشرفتی نداشته است.
موقعیت جغرافیایی پریشان هم طوری است که در حال حاضر هیچ رودخانهای به آن نمیریزد و در طول تاریخ آب آن از طریق چند چشمه در شمال تالاب و یک چشمه در شرق تامین میشد. چشمههای شمال تالاب به خاطر مصرف بیرویه در کشاورزی خشک شده است و فقط چشمه شرق مانده که پارسال کمی آب داشت و به بخشی از شرق پریشان در بهار آب میرساند، اما همان چشمه هماکنون خشک است و هر زمان که آبی در آن جاری شود، کشاورزان تلمبه میگذارند و آبش را میکشند و چیزی به تالاب نمیرسد.
سیدعلی اکبر کاظمینی
عضو موسسه 13 فروردین استان فارس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: