در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی چطور تصمیم گرفتی سرقت فرش را آغاز کنی؟
من در کار خرید و فروش خودرو بودم که سرم کلاه گذاشتند و کلی بدهی به بار آوردم. بعد تصمیم گرفتم با دزدی بدهیهایم را بدهم. موضوع را با دوستم رضا که در شهرمان کشاورزی میکرد، در میان گذاشتیم.
روزی چند تا سرقت میکردی؟
روزی نبود. هفتهای دو بار گاهی هم ماهی یک بار از خانههای شمال تهران سرقت میکردیم. وقتی مطمئن میشدیم کسی در خانه نیست پنجره را تخریب و با ورود به آنجا فرشهای نفیس را سرقت میکردیم. شبانه آن را با وانت کرایهای به شهرمان منتقل میکردیم و به فردی که مال دزدی میخرید، میفروختیم.
سهمتان از این دزدیها چقدر شد؟
ما نزدیک به یک سال سرقت کردیم. 15 میلیون تومان در این مدت از فروش فرشهای دزدی نصیبمان شد. اگر دستگیر نمیشدیم همچنان سرقت میکردیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: