نگاهی به فیلم طلا

بزرگداشتی برای سرمایه‌داری عنان گسیخته!

«مکان‌های تجاری» (جان لندیس) محصول 1983، مهم‌ترین فیلمی است که در دهه 80 درباره نظام پول پرستی و شیاد‌های قمارباز ساخته شد؛ شیاد‌هایی که با بهره‌وری از نظام حبابی «پول» و بورس در ایالات متحده، در یک بازی پیچیده قمارگونه، موفق می‌شوند به ثروت‌های عظیمی دست پیدا کنند.
کد خبر: ۱۱۰۱۷۷۰

اولیور استون چهار سال بعد در سال 1987 با ساخت فیلم «وال استریت» اثر مولف ماندگاری درباره نظام پول پرستانه سرمایه‌ محور ساخت تا ناگفته‌های جان لندیس را در فیلمی با ساختار متفاوت به تصویر درآورد.

پس از فیلم «وال استریت»، فیلمسازی درباره ساختار اقتصادی سرمایه محور مبتنی بر بورس بازی، به دفعات تکرار شد که از نمونه‌های متاخر این جریان می‌توان به گرگ وال استریت (مارتین اسکورسیزی)، رکود بزرگ (آدام مک کی) تماس نهایی (جی.سی و چندور) اشاره کرد.

فیلم «طلا» به کارگردانی استیفن گاهان، از نمونه‌های متفاوت سینمایی، درباره پول و بورس، با چاشنی تازه سرمایه‌گذاری در حوزه معدن است.

در فیلم «طلا» کنی ولز (متیو مک‌کاناهی) یک معدن‌یاب حرفه‌ای است که با مایکل آکوستا (ادگار رامیرز) می‌کوشد در اندونزی معدنی از طلا را کشف کند. «کنی ولز» شخصیتی رویا‌پرداز مثل «باد فاکس» در فیلم وال استریت و «جوردن بلفورت» در فیلم گرگ وال استریت است؛ رویا پردازی که برای تحقق بخشیدن به رویای خود حاضر است تا مرگ پیش برود و به هر کاری دست بزند. ویژگی فیلم این است که کنی، به رویای یافتن بزرگ‌ترین معدن طلای جهان دست پیدا می‌کند، اما چالش بزرگ فیلم پس از یافتن معدن طلا این است که سرمایه‌گذاران و شرکت‌های بورس بلای بزرگی بر سر کسب و کار پر سود کنی و شریکش می‌آورند. نخستین چالش بزرگ کنی، این است که او چگونه می‌تواند از رقبای سر سخت و سودجویانی غیرقابل اعتماد در وال استریت عبور کند؟!

داستان فیلم طلا برگرفته از مستندی درباره «دیوید والش»، معدن یاب کانادایی، صاحب شرکت «بری اکس مینرالز» است که ادعا کرد با کمک «جان فلدرهف» مشاور زمین‌شناسی، در میان جنگلی در نزدیکی رودخانه بوسانگ در کالیمانتان اندونزی، دو میلیون اونس طلا (معادل 20 میلیارد دلار) پیدا کرده‌اند. اواسط دهه 90، سهام «بری اکس» به یکباره صدها برابر شد و قبل از آن‌که استخراجی صورت پذیرد، معلوم می‌شود طلاهای مکشوفه متعلق به آن معادن اندونزیایی نبوده است.

«مک‌کاناهی» در نقش کنی ولز در واقع تصویری مجازی از «دیوید والش» را ارائه می‌دهد و سازندگان فیلم طلا با تغییر زمان رویدادها از دهه نود به دهه هشتاد، این روایت حقیقی را تصویر کرده‌اند، با این تفاوت که زمان و مکان داستان فیلم و جزئیات تغییرات فراوانی کرده‌اند.

فیلم طلا لبریز است از رویکردهای کشف ثروت، صعود و سقوط افراد در نظام سرمایه‌داری، اما تمرکز قصه فیلم نمودی تازه از تلاش‌های سیاسی، هسته‌های قدرت و ثروت را به صورت خیلی جذاب نشان می‌دهد.

شاید در ارزیابی اولیه به نظر برسد درونمایه فیلم «طلا» درباره سرنوشت تلخ یک الکی خوش رویاپرداز است. اما کارگردان ماهرانه به فیلم سمت و سویی تازه می‌دهد. فیلم «طلا» لبریز از صحنه‌های بامزه در مورد جویندگان ثروت، صاحبان شرکت‌های عمده سرمایه‌گذاری و بانکداری است.

مشکل بزرگ فیلم شبیه همان ضعف بزرگ فیلم «وال استریت» و «گرگ وال استریت» است که باوجود تلاش بازیگران با انرژی خاص و درخور، سناریوی فرمولی فیلم قادر نیست که تماشاگر را به صورت متداوم با کاراکتر اصلی حفظ کند.

وقایع نیمه دوم فیلم بی جهت، اما بشدت شتاب پیدا می‌کند و فیلمنامه برخلاف نیمه اول به قدری سریع جلو می‌رود که حقه بازی درباره معدن گنگ و نامفهوم می‌شود. چنین فیلم‌هایی در ظاهر «رویای آمریکایی» را مخدوش می‌کنند و به‌صورت فریبنده‌ای رویای حصول ثروت را نقد می‌کنند.

در عصر دونالد ترامپ باید انتظار فیلم‌های دیگری، نظیر این اثر را در مورد جویندگان ثروت داشته باشیم. در واقع فیلم‌هایی مثل حقه‌بازان آمریکایی (دیوید ا راسل) و گرگ وال استریت (مارتین اسکورسیزی)، ساخته می‌شوند تا نمونه‌هایی سمبلیک مثل دونالد ترامپ را نقد کنند اما چنین افرادی در جامعه آمریکایی تبدیل به قهرمان و الگو می‌شوند.

ماجرای واقعی بری اکس، چندان جذابیت سینمایی ندارد اما سازندگان در روایت حقیقی دست برده‌اند تا اثری ترکیبی شبیه گنج‌های سیرامادره (جان هیوستن) و «گرگ وال استریت» بسازنند که متاسفانه این ترکیب، مسخ‌کننده نیست و با توجه به پایان‌بندی مرسوم هالیوودی، «طلا» به فیلمی در ستایش پول‌پرستی و لذت‌جویی تبدیل می‌شود؛ به اثری در بزرگداشت سرمایه‌داری عنان گسیخته.

لیلا مودت

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها