در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاتمیکیا اشاره کرد پس از ساخت فیلم وقتی با محافظان مختلف و آنهایی که عمری را در این کار سپری کرده بودند گفتوگو میکرد فهمید محتوای فیلم چقدر نزدیک حرف دل آنها بود. حاتمیکیا در این گفتوگو از بازتابهای مردمی و فراوان تاثیر فیلم و رضایت آنها - که هنوز ادامه دارد - هم حرف زد و گفت چندی پیش با مسیحیانی روبهرو شده که از فیلم راضی بودند و تحلیلهای عجیب و درستی از فیلم داشتند. پیشنهاد این کارگردان به جوانان عرصه فیلمسازی هم داشتن صبر بیشتر بود و این که روی اعتقاداتشان بایستند، چراکه بالاخره روزی دیده و فهمیده میشود.
دانشجوی مثال زدنی اساتید
بیژن امکانیان در برنامه من و شما حرفهایش را با یادآوری روزهایی که دانشجوی رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبا بود شروع کرد و گفت خیلی مورد تشویق اساتیدش قرار میگرفت و از معدود دانشجویان آن دوره بود که اساتید او را مثال میزدند. امکانیان ادامه داد هر چند سرنوشتش را حضور در عرصه بازیگری تغییر داد، اما اصلا فکر نمیکرد برای مدتی جوان اول سینمای ایران شود. چنان که حتی در روزهای اول شناخته شدن، بسیار از ظاهر شدن در میان مردم خجالت میکشید. وقتی صحبت از تفاوت شرایط بازیگری قدیم و حال شد، نظر امکانیان این بود که امروز به دلیل تعداد و تنوع، شرایط بهتری برای بازیگری وجود دارد و مثال آورد که پس از بازی در فیلم سناتور پیشنهادهای بعدی مشابه آن بود و او صبر کرد تا اینکه گلهای داوودی پیشنهاد شد.
کمدیهای نقدناپذیر
از حرفهای شهرام شاهحسینی در برنامه سینما دو مشخص بود که از بابت این که کارگردانی در سینما را با فیلمهای کمدی و تجاری شروع کرده ناراضی نیست. هرچند گفت فیلمنامهای داشت که هر کاری کرد نتوانست آن را به عنوان فیلم اول بسازد. کارگردان سریالهای موفق «همه چیز آنجاست» و «هشت و نیم دقیقه» اعتقاد دارد فیلمهای اولش را با هدف ایجاد سرگرمی ساخته تا مردم میان مشکلات و گرفتاریهای روزمره به سینما بروند و سرگرم شوند، چنان که در جاهایی دیگر نیز همین طور است. شاهحسینی ادامه داد هدف این فیلمها حضور در جشنوارههایی مثل کن نیست و با نگاه دیگری ساخته شدهاند و به همین دلیل خیلی نقدپذیر نیستند. شاهحسینی این را افزود که اگر فرصتی پیش آید باز هم از این نوع فیلمها خواهد ساخت.
کتابهایی که باران از بین برد
ارژنگ امیرفضلی در برنامه کتاب باز گفت که اعتقاد دارد مردم در زمینه میزان مطالعه کتاب به هم راست نمیگویند و آماری از کتابهای در حال خواندن میدهند در حالی که وقتشان را صرف امور دیگری میکنند. بنابر گفتههای امیرفضلی این روزها بیشتر برای خرید نمایشنامه به کتابفروشی میرود و بیشتر نمایشنامه کمدی میخواند. البته اینجای حرفهایش این را اضافه کرد که ذاتش اصلا کمدی نیست و از نظر درونی آدم غمگینی است. آن طور که امیرفضلی در برنامه گفت از دوران دبیرستان هر پولی را که جمع میکرد کتاب میخرید و همین موجب شد کتابخانه پرکتابی داشته باشد که هر کدام به سختی خریده شده بود؛ کتابهایی که سرنوشت بدی پیدا کردند، چراکه پس از فروش خانه وقتی گوشهای جمع شان کرده بود زیرباران مانده و از بین رفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: