از 9 سپتامبر تا 11 سپتامبر

ابعاد و حقایق حملات 11سپتامبر در امریکا کماکان در هاله ای از ابهام قرار دارد، اما آنچه که کمتر به آن پرداخته شده ، رابطه 11سپتامبر با 9 سپتامبر روز ترور احمدشاه مسعود فرمانده تاجیک افغانی است
کد خبر: ۱۰۹۸۷۸
که آخرین پایگاه های مقاومت در برابر طالبان را رهبری می کرد. در روز 9سپتامبر دو نفر به اصطلاح خبرنگار طی انجام مصاحبه با مسعود در روستای خواجه بهائالدین در منتهی الیه شمال شرق افغانستان ، در کنار مرز تاجیکستان ، مسعود را طی یک عملیات انتحاری به شهادت رساندند، اما این دو که بودند و از کجا آمده بودند؛
بیش از یک ماه قبل از ترور، یکی از مجاهدین عرب که در زمان جهاد با روسها در تشکیلات عبدالرب رسول سیاف ، از مهمترین فرماندهان جهادی ، به امور فرهنگی اشتغال داشت با سیاف تماس می گیرد و از او می خواهد ترتیبی اتخاذ کند تا 2 ژورنالیست غربی اما اصالتا عرب از طریق خطوط جنگی شمال کابل به مناطق تحت کنترل جبهه متحد منتقل شوند. بیش از دو هفته از انتظار این دو می گذرد، اما مسعود حاضر به انجام مصاحبه نمی شود و در شرایطی که دو خبرنگار ناامید قصد بازگشت داشتند در آخرین ساعات به آنها خبر می رسد که مسعود با انجام مصاحبه موافقت کرده است.
سرانجام نهم سپتامبر و در حین مصاحبه بمبهای کار گذاشته شده در دوربین و لباس فیلمبردار به وسیله کنترلی که در اختیار همراه او بوده منفجر شده و احمد شاه مسعود به شهادت می رسد.اما واقعا چه رابطه ای بین این دو حادثه در این دو روز وجود دارد؛ -1حالت اولی که می توان متصور بود این است که بن لادن در حال طراحی نقشه ای عظیم برای اجرای حملاتش در امریکا بوده است ؛ اما از طرفی نیاز داشته تا میزبانانش یعنی طالبان را نیز راضی به انجام این حملات کند. چون آنها مطمئن بودند که بعد از 11سپتامبر شرایط به گونه ای دیگر خواهد بود. «بن لادن با ملاعمر روابط نزدیکی نداشتند و رابط این دو صبحی عبدالعزیز ابو سته معروف به ابوحفص کبیر فرمانده اصلی نظامی القاعده بود. زمانی که القاعده مشغول طراحی حملات 11سپتامبر بود، بن لادن در می یابد که مشکل اصلی طالبان ، احمدشاه مسعود است و حذف او موجب می شود تا طالبان بتواند تمام افغانستان را تصرف کند، او به ملاعمر پیغام می دهد که بزودی بزرگترین مشکلتان را از سر راه برمی دارم.»
اینها اظهارات وحید مژده ، معاون وزارت خارجه افغانستان در زمان طالبان است. القاعده و طالبان امیدوار بودند که با کشته شدن مسعود براحتی بتوانند کار افغانستان را یکسره کنند، امری که با ترور دیرهنگام مسعود ممکن نشد. سران جبهه متحد شمال چند روز بعد از حملات 11سپتامبر و زمانی که دنیا آماده حمله به افغانستان می شد، خبر شهادت مسعود را رسما اعلام کردند، زمانی که فرصت طلایی برای یکسره کردن کار افغانستان از دست رفته بود.
2- اما حالت دومی هم متصور است. سناریویی که تماما توسط امریکایی ها نگاشته شده است. امریکایی ها به یک جنگ نیاز داشتند، جنگی جدی ، همه جانبه و با حمایت بین المللی. اضمحلال و سقوط شوروی به دست مجاهدین مسلمان و شاید مهمتر از آن فرسودن توان جهادی جهان اسلام در جبه های صوری افغانستان. چه بسیار رهبران و مجاهدین مسلمانی که از سراسر جهان اسلام به افغانستان آمدند، کشته شدند یا انحرافاتی در دیدگاه هایشان بوجود آمد و جذب گروههای افراطی همچون القاعده شدند و یا سرخورده و افسرده به خانه هایشان بازگشتند.
افرادی همچون دکتر عبدالله عزام فلسطینی که در پیشاور پاکستان ترور شد، ابوحفص یمنی ، رهبر نظامی القاعده که در حملات امریکا در قندهار کشته شد و جمعه بای ازبک ، فرمانده نیروهای القاعده که در زمان حمله امریکا در قندوز کشته شد. اینها و بسیاری دیگر در راه اهداف القاعده ای کشته شدند که در عمل بیش از آن که به مسلمانان خدمت کرده باشد اهداف جهانی امریکا را تامین کرده است. از طرف دیگر امریکایی ها سالها به افغانستان از عینک پاکستانی نگاه کرده بودند و برایشان حکومت طالبان میانه رویی که القاعده را دیگر در کنار خود نداشته باشد بهتر بود از حکومت مجاهدینی چون مسعود که فریادهای ضدپاکستانی اش را همه شنیده بودند و البته مهمتر آن که مسعود خیلی مطمئن نبود. تاجیکی که روابط خوبی با ایران و روسیه برقرار کرده بود. از نگاه امریکایی ها بعد از 11سپتامبر جنگ بین المللی علیه طالبان آغاز می شد، اما آنچه مسلم بود احمدشاه مسعود یگانه گزینه رهبری افغانستان جدید بود، اما امریکایی ها امیدی به سرسپردگی بی چون و چرای مسعود نداشتند و مطمئن بودند مسعود می بایست حذف شود و شد. موید این نظریه این که حتی بعد از کشته شدن مسعود و جانشینی ژنرال فهیم ، امریکایی ها تلاش بسیاری کردند تا مجاهدین قدرت را در کابل به دست نگیرند و کار طالبان از طرف خود پشتون ها یکسره شود. آنها حاجی عبدالحق را به ننگرهار و جلال آباد فرستادند تا قیامی مردمی را در میان پشتون ها به راه بیندازد، اما با وجود حمایت هوایی و زمینی امریکایی ها، طالبان او را دستگیر و اعدام کردند. حامد کرزای هم تلاش در ایفای چنین نقشی داشت ؛ اما تا آنجا ناکام ماند که تامی فرانکس ، فرمانده نیروهای امریکایی مجبور به ملاقات با فهیم شد. این ملاقات داخل هواپیمای ارتش امریکا در فرودگاه دوشنبه انجام شد. درست است که تامی فرانکس اولین جلسه را با عصبانیت و بدون پذیرش پیشنهادهای فهیم ترک کرد ؛ اما درنهایت امریکایی ها مجبور شدند تا با ائتلاف با جبهه متحد، طالبان را شکست دهند. نیروهای تحت امر جبهه شمال با وجود مخالفت سرسختانه امریکایی ها وارد کابل شدند و البته خیلی زود پاسخ این نافرمانی را شنیدند.
در اجلاس بن برخلاف توافقات قبلی که بنا بود تصمیم گیری های مهم در نشست بعدی در کابل صورت گیرد، کالین پاول ، وزیر وقت خارجه امریکا نمایندگان حاضر را مجبور کرد با ریاست جمهوری کرزای موافقت کنند، در حالی که او تنها 2رای آورده بود و عبدالستار سیرت 12رای. نمایندگان بعدها گفتند که به آنها تاکید شده بود تا زمانی که با همه نظرات موافقت نکنند حق ترک بن را ندارند. نمایندگان اصلی جبهه متحد دلخوش وزارتخانه های مهمی بودند که در اختیارشان بود. یونس قانونی ، سرپرست گروه اعزامی جبهه متحد به بن وزیر کشور شد ؛ اما تنها 6 ماه بعد برکنار و مدت کوتاهی دیگر وزیر آموزش و پرورش شد.
ژنرال فهیم که به درجه مارشالی نائل شده بود معاون اول رئیس جمهور و وزیر دفاع شد؛ اما برخلاف انتظارش پیش از انتخابات ریاست جمهوری برکنار شد و اکنون خانه نشین است.
و دکتر عبدالله که سالها وزیر خارجه افغانستان بود و در ابتدا روابط خوبی با امریکایی ها داشت ، تنها به علت ابراز نارضایتی نسبت به برخی اقدامات امریکا در آخرین تغییرات کابینه کرزای برکنار شد و امروز خانه نشین است.


محمدرضا عباسیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها