در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت یک و 33 دقیقه بامداد چهارشنبه مردی سراسیمه به کلانتری 106 نامجو رفت و از ربوده شدن خودرو و کودک 4 ساله خبر داد.
شاکی به افسر تحقیق گفت: دوستم و همسرش برای انجام کاری به شمال کشور سفر کرده بودند و تا بازگشت آنها قرار بود کودک چهار سالهشان نزد من بماند. امشب کودک را داخل خودرویم گذاشتم و برای انجام کاری به خانه یکی از دوستانم رفتم. دقایقی بعد که بازگشتم از خودرو و کودک خبری نبود. همهجا را جستوجو کردم، اما ردی از خودرو و کودک نبود. ماموران مشخصات کودک و خودروی سرقتی را به گشتهای انتظامی دادند و خواستند در صورت مشاهده آن را متوقف کنند. بررسیها نشان میداد که این کودک مانند بنیتا ربوده شده و احتمال اینکه جان او در خطر باشد، وجود دارد. تحقیقات پلیسی در این باره ادامه داشت تا اینکه 36 دقیقه بعد، شاکی با پلیس تماس گرفت و اعلام کرد سارق زمانی که متوجه حضور کودک در خودرو شده، کودک را داخل خودرو کنار خیابان رها کرده است.
با پیدا شدن این کودک، ماموران به تحقیق از وی پرداختندکه او با زبان کودکانه به ماموران گفت: وقتی از خواب بیدار شدم به جای عمو یک مرد دیگر بود. با دیدن او ترسیدم و گریه کردم. عمو را صدا زدم. آن مرد از من خواست گریه نکنم. بعد هم در یک کوچه ماشین را پارک کرد و رفت. با توجه به فرار سارق کودکربا، ماموران در تلاش برای دستگیری او هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: