این برنامه پیشگیری ویژه همه سنین از کودکستان تا بزرگسالی است. لیکن در ایران بیشتر تلاش روی برنامه های مربوط به سنین نوجوانی و جوانی انجام شده است و فرصت کمی جهت بررسی مراحل مختلف آموزش ویژه سنین متفاوت مصروف گردیده است.
طبق آخرین گزارشات دریافت شده ، در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا از جمله ژاپن ، استرالیا و... از واحدهای ریاضی و فیزیک دانش آموزان کم کرده و به جای آن مهارت های زندگی را برحسب سنین مختلف خصوصا برای کودکان ارائه کرده اند و این روند، اهمیت موضوع را روشن می نماید. علاوه بر ارزشیابی که در هر نیمسال در مورد این درس انجام می شود، به صورت جداگانه نیز تحقیقاتی در مورد تاثیرات این درس بر روی دانشجویان انجام شده که نتایج آن قابل توجه است.
درس آموزش مهارت های زندگی در چند نیمسال اخیر بالاترین نمره ارزشیابی را در دروس تئوری و عمومی کسب کرده است و کاملا مورد توجه و علاقه دانشجویان می باشد کما این که 83 درصد از دانشجویان قویا اعتقاد دارند که ارائه این واحد آموزشی برای دانشجویان ضروری است و طبق نظر آنها مهمترین کاربرد این درس به ترتیب اهمیت عبارت است از: تجهیز اشخاص به ابزار و روشهای مقابله با فشارهای محیطی و روانی (63.78 درصد)، ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی (58.7 درصد)، تقویت اعتماد به خویشتن و احترام به خود (56.76 درصد)، کمک به تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفید و سالم (53 درصد) وکاهش استرس و پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز (50.7 درصد).
امید است که مسوولان محترم وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری در جهت ارائه واحد مربوطه در دیگر دانشگاه های کشور اقدام نمایند تا از این طریق بتوانیم گامی موثر در جهت حفظ و ارتقای سلامت روانی دانشجویان کشور خود برداشته باشیم.
| مداخله روانشناختی ظرفیت روان شناختی یک فرد عبارت است از «توانایی شخص در مواجهه با انتظارات و سختی های زندگی روزمره». هر قدر این ظرفیت روان شناختی بالاتر و بیشتر باشد به همان اندازه شخص قادر خواهد بود سلامت روانی رفتاری خود را در سطح بهتری نگه دارد و به شیوه ای مثبت ، سازگارانه و کارآمد به حل و فصل مشکلات بپردازد. ظرفیت روان شناختی افراد در ارتقای بهداشت روان در هر سه جنبه جسمانی ، روانی و اجتماعی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بویژه زمانی که مشکلات شکل روانی اجتماعی به خود بگیرد: یعنی زمانی که شخص در مواجهه با فشارهای روانی اجتماعی و چالش های زندگی به الگوهایی از رفتار (غیرانطباقی) روی می آورد که حاصل آن فراهم کردن مشکلات برای خود شخص از یک طرف و جامعه از طرف دیگر می باشد. در چنین مواقعی مداخله روان شناختی گریزناپذیر خواهد بود. وقتی از مداخله در سطح اول پیشگیری صحبت می شود، در این شرایط بهترین مداخله عبارت خواهد بود از افزایش قدرت سازگاری و ظرفیت های مقابله ای فردی و اجتماعی آنها؛ این هدف را «آموزش مهارت های زندگی» برآورده می سازد. |