کلاس خوشبختی در دانشگاه های کشور

یکی از مهمترین برنامه هایی که برای پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی جوانان تاکنون طراحی و اجرا شده است ، برنامه پیشگیری موسوم به «آموزش مهارت های زندگی»است
کد خبر: ۱۰۹۷۴۲
که در سال 1993 به منظور ارتقای سطح بهداشت روان و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی از سوی سازمان جهانی بهداشت ، طراحی و در سطح وسیعی در کشورهای جهان مورد استفاده قرار گرفته است. مهارت های زندگی شامل مجموعه ای از توانایی ها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش می دهند. در نتیجه شخص قادر می شود بدون این که به خود یا دیگران صدمه بزند، مسوولیت های مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالشها و مشکلات روزانه زندگی به شکل موثر روبه رو شود. محققان تاثیر مثبت مهارت های زندگی را در کاهش سوئمصرف مواد، استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های هوشی و شناختی ، پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز، افزایش خوداتکایی و اعتماد به نفس و... مورد تایید قرار داده اند. همچنین آموزش این مهارت ها به عنوان یک روش عام پیشگیری از آسیبهای فردی و اجتماعی مورد تاکید بوده است. یادگیری موفقیت آمیز مهارت های زندگی ، احساس یادگیرنده را در مورد خود و دیگران تحت تاثیر قرار می دهد و افزون بر کسب این مهارت ها نگرش دیگران را نیز در مورد خود تغییر می دهد. به همین دلیل کسب مهارت های زندگی ، هم شخص را تغییر می دهد و هم محیط را و این اصل دوسویه ارتقای بهداشت روانی را شتابی دو چندان می بخشد. موارد کاربرد مهارت های زندگی عبارت است از:

الف: افزایش سلامت روانی و جسمانی

تقویت اعتماد به خویشتن و احترام به خود/ تجهیز اشخاص به ابزار و روشهای مقابله با فشار محیطی و روانی / کمک به تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفید و سالم / ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی

ب: پیشگیری از مشکلات روانی ، رفتاری و اجتماعی شامل پیشگیری از: مصرف سیگار و سوئمصرف مواد مخدر/ بروز اختلالات روانی و مشکلات روانی اجتماعی / خودکشی در نوجوانان و جوانان / رفتارهای خشونت آمیز / شیوع ایدز / بی بندوباری جنسی / افت و کاهش عملکرد تحصیلی زندگی پیچیده انسان امروزی با رشد و پیشرفت تکنولوژی و سهولت در دسترسی به انواع اطلاعات و فرو ریختن مرزهای فرهنگی ، اجتماعی و حتی جغرافیایی با چالشهای جدید و فراوان روبه رو شده است. طبق آمارهای سازمان جهانی بهداشت (W.H.O)انواع آسیبهای روانی اجتماعی در اغلب جوامع به طور نگران کننده ای رو به افزایش است . اختلالات روانی ، وابستگی های دارویی (اعتیاد) و رفتارهای ضداجتماعی و بزهکاری بویژه در نسل جوان روندی صعودی پیدا کرده است. از طرفی ماهیت مشکلات روانی اجتماعی به گونه ای است که مقابله با آن در سطوح بعدی مداخله (پیشگیری ثانویه و ثالث) نه تنها هزینه های قابل ملاحظه ای را از نظر نیروی انسانی و مسائل مالی بر جوامع تحمیل می کند، بلکه اثربخشی و کارآمدی آن نیز بسیار محدود و حتی در مواردی ناچیز می باشد.

پیشگیری در درجه اول


این واقعیات باعث شده که صاحب نظران و متخصصان حیطه بهداشت روانی در جهان ، تمام توجه و کوشش خود را حول محور برنامه های پیشگیری در سطح اول متمرکز سازند. به همین منظور برنامه های پیشگیری هم در سطح عام و با هدف کاهش و کنترل همه آسیبهای روانی - اجتماعی و هم در سطح خاص و در رابطه با کاهش و کنترل مشکلات خاص (از قبیل وابستگی دارویی ، افسردگی و...) در نقاط مختلف جهان طراحی و به مورد اجرا گذاشته شده است. براساس بررسی های به عمل آمده ، از بین برنامه هایی که تاکنون طراحی و اجرا شده ، برنامه پیشگیری موسوم به «آموزش مهارت های زندگی» که توسط سازمان جهانی بهداشت (W.H.O)طراحی و اجرا گردیده است بیشترین تاثیر را در افزایش ظرفیت روان شناختی افراد و خصوصا گسترش امنیت روانی و اجتماعی در جوانان داشته است. در تعریف ، مهارت های زندگی به مهارت هایی گفته می شود که برای افزایش توانایی روانی اجتماعی افراد آموزش داده می شوند و فرد را قادر می سازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکش های زندگی روبه رو شود. هدف اصلی در واقع افزایش توانایی روانی اجتماعی و در نهایت پیشگیری از شکل گیری رفتارهای آسیب رسان به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.
در تعریفی دیگر گفته شده است: مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسوولیت های اجتماعی ، انجام تصمیم گیری های درست ، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمال و رفتارهایی که به خود یا دیگران صدمه می زنند. به عبارت دیگر یادگیری مهارت های زندگی موجب افزایش «ظرفیت روان شناختی» اشخاص می شود. قدرت سازگاری اشخاص در مقابل فشارها و مشکلات زندگی و اجتماع برابر نیست. در یک محیط مشابه اجتماعی بعضی از اشخاص توانایی مقابله با مشکلات و موقعیت های چالش برانگیز را خیلی زود از دست می دهند و در دام انزوا، افسردگی و رفتارهای ضد یا غیراجتماعی و بویژه وابستگی دارویی گرفتار می شوند. در حالی که عده ای دیگر به راحتی قادرند از پس این موقعیت ها برآیند و بدون عارضه خاصی مشکل را برطرف نمایند و یا آن را پشت سر بگذارند. این تفاوت در واکنش های مقابله ای و دفاعی افراد به تفاوت در ظرفیت روان شناختی آنها نسبت داده می شود.

تلاش برای شناختی واقع بینانه


ورود به دانشگاه معمولا با تغییرات زیاد اجتماعی و انسانی همراه است که در کنار این تغییرات پذیرش نقش جدید دانشجو باعث می شود که او احساس کند نیاز به یک تغییر و تحول شناختی اساسی دارد. طبیعتا قرار گرفتن در این شرایط، فشارهای روانی و نگرانی هایی را برای دانشجو به همراه می آورد که این استرس ها می توانند عملکرد او را در دانشگاه تحت تاثیر قرار دهند. دوری از خانواده ، عدم علاقه به رشته تحصیلی و عدم کفایت امکانات رفاهی دانشگاه ها نیز اغلب باعث افت دانشجویان چه از لحاظ تحصیلی و چه از لحاظ روحی و روانی می شود. این مشکلات در مورد دانشجویان غیربومی به مراتب بیشتر می باشد. پذیرفته شدن از طرف دیگر دانشجویان در خوابگاه نیز استرس های زیادی را برای فرد به همراه دارد، چون بار فشار پذیرفته شدن از سوی دیگران در زندگی جمعی زیاد است. اضطراب امتحانات نیز علاوه بر خوابگاهی بودن ، مشکل عمده ای است ، چراکه دانشجو می اندیشد باید در مقابل دیگران ابراز وجود کند و این ، خود باعث مبتلا شدن به انواع ترسهای مرضی ، اضطراب ها، اختلالات روان تنی و ناراحتی های گوارشی یا حتی وسواس می شود.
دانشجویان در این سنین با موضوع همسرگزینی ، ازدواج و تشکیل خانواده نیز روبه رو می باشند که عنصر مهم در این جریان کسب شناخت واقع بینانه از خود و دیگری می باشد و تمامی این ها ضرورت ارائه آموزش های لازم را ایجاب می نماید. به این منظور برای اولین بار دانشگاه علم و صنعت ایران از سال 1380 با هماهنگی دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم ، درس «آموزش مهارت های زندگی و خانواده» را به عنوان 2 واحد درسی جهت کلیه دانشجویان دانشگاه ارائه کرده است. امروزه تعریفی که از سلامت روان ارائه می گردد کاملا متفاوت از گذشته است ؛ سلامت روان تنها به معنی نبودن بیماری روان نیست بلکه آسایش هیجانی و (رفاه) اجتماعی ، دستیابی به ظرفیت بالقوه خود، توان مدارا با فشارهای روزمره زندگی ، مثمرثمر و مولد بودن و ایفای نقش برای اجتماع خود می باشد. (سازمان بهداشت جهانی -1996) پس همه چیز باز می گردد به توانمندی فردی افراد که آموزش مهارت های زندگی از الگوهایی است که این امر را با تکنیک های خود تامین کرده و باعث ارتقای سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه می شود.

درسی برای ارتقائ سلامت


این برنامه پیشگیری ویژه همه سنین از کودکستان تا بزرگسالی است. لیکن در ایران بیشتر تلاش روی برنامه های مربوط به سنین نوجوانی و جوانی انجام شده است و فرصت کمی جهت بررسی مراحل مختلف آموزش ویژه سنین متفاوت مصروف گردیده است.
طبق آخرین گزارشات دریافت شده ، در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا از جمله ژاپن ، استرالیا و... از واحدهای ریاضی و فیزیک دانش آموزان کم کرده و به جای آن مهارت های زندگی را برحسب سنین مختلف خصوصا برای کودکان ارائه کرده اند و این روند، اهمیت موضوع را روشن می نماید. علاوه بر ارزشیابی که در هر نیمسال در مورد این درس انجام می شود، به صورت جداگانه نیز تحقیقاتی در مورد تاثیرات این درس بر روی دانشجویان انجام شده که نتایج آن قابل توجه است.
درس آموزش مهارت های زندگی در چند نیمسال اخیر بالاترین نمره ارزشیابی را در دروس تئوری و عمومی کسب کرده است و کاملا مورد توجه و علاقه دانشجویان می باشد کما این که 83 درصد از دانشجویان قویا اعتقاد دارند که ارائه این واحد آموزشی برای دانشجویان ضروری است و طبق نظر آنها مهمترین کاربرد این درس به ترتیب اهمیت عبارت است از: تجهیز اشخاص به ابزار و روشهای مقابله با فشارهای محیطی و روانی (63.78 درصد)، ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی (58.7 درصد)، تقویت اعتماد به خویشتن و احترام به خود (56.76 درصد)، کمک به تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفید و سالم (53 درصد) وکاهش استرس و پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز (50.7 درصد).
امید است که مسوولان محترم وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری در جهت ارائه واحد مربوطه در دیگر دانشگاه های کشور اقدام نمایند تا از این طریق بتوانیم گامی موثر در جهت حفظ و ارتقای سلامت روانی دانشجویان کشور خود برداشته باشیم.

مداخله روانشناختی


ظرفیت روان شناختی یک فرد عبارت است از «توانایی شخص در مواجهه با انتظارات و سختی های زندگی روزمره». هر قدر این ظرفیت روان شناختی بالاتر و بیشتر باشد به همان اندازه شخص قادر خواهد بود سلامت روانی رفتاری خود را در سطح بهتری نگه دارد و به شیوه ای مثبت ، سازگارانه و کارآمد به حل و فصل مشکلات بپردازد. ظرفیت روان شناختی افراد در ارتقای بهداشت روان در هر سه جنبه جسمانی ، روانی و اجتماعی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بویژه زمانی که مشکلات شکل روانی اجتماعی به خود بگیرد: یعنی زمانی که شخص در مواجهه با فشارهای روانی اجتماعی و چالش های زندگی به الگوهایی از رفتار (غیرانطباقی) روی می آورد که حاصل آن فراهم کردن مشکلات برای خود شخص از یک طرف و جامعه از طرف دیگر می باشد. در چنین مواقعی مداخله روان شناختی گریزناپذیر خواهد بود. وقتی از مداخله در سطح اول پیشگیری صحبت می شود، در این شرایط بهترین مداخله عبارت خواهد بود از افزایش قدرت سازگاری و ظرفیت های مقابله ای فردی و اجتماعی آنها؛ این هدف را «آموزش مهارت های زندگی» برآورده می سازد.




مریم رامشت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها