راپورت‌های میرزا ادریس‌

فوتویادگاری انداخته، برگردیم!

از قصبات کرمانشاه کاغذ رسیده راپورت داده، عارض شده‌اند، هرکه یک جعبه کنسرو ماهی و یک باکس آمعدنی برداشته و باک اتول پر بنزین کرده و خود را به آنجا رسانده است.
کد خبر: ۱۰۹۴۷۷۵

الحق و الانصاف که لاریب فی صدق نیت و صفای باطن مشارالیهم مع ذلک حتمی لازم است؟ به خشایار گفتیم یک وقت خدا نکرده زبانم لال بد نباشد ما که قبله عالمیم در کرمانشاه حضور نیافته‌ایم فلذا فرمودیم فورا کالسکه قبراق کند بلاتوقف به آنجا رفته مقداری آذوقه ابتیاع کرده، پخش کنیم و چند فوتوی یادگاری انداخته برگردیم! تا خدای نکرده از قافله جا نمانیم.

خشاریار با همه جهالتش عارض شد تصدقت گردم اگر تفقد و بذلی دارید، بفرمایید همین‌جا مبلغش را ببریم بدهیم امدادگران یا هلال احمر خودشان بلد کارند،بهتر می دانند، کجا خرج کنند. گفتیم حداقل برویم یک توله سگی چیزی ابتیاع کنیم، ببریم روی آوارها بو بکشد زبانم لال اگر آدمیزادی چیزی مانده
واق واق کند بیرون بکشیم حماسه ای چیزی خلق کنیم.

خندید! پس گردنی اش زدیم، فرمودیم به قبر اجدادت بخند پدر سوخته! همان‌طور که جای پسی را می‌خاراند، عارض شد قربانت گردم همین‌طور یلخی که نیست هر سگی بتواند بنی‌بشر پیدا کند. این سگ‌ها کلی آموزش دیده‌اند و بلدکارند، این گونه نیست که فقط سگ باشد کفایت کند.فلذا مجدد پدر سوخته را پس گردنی زدیم که هی حال ما را می‌گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها