در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم زندگی درباره ساکنان یک ایستگاه فضایی است که ماموریت دارند به محض بازگشت سفینهای از مریخ، حاوی خاک سیاره سرخ، به آزمایش درباره آن بپردازند. در این سفینه رودی آدامز (رایان رینولدز)، دکتر دیوید جردن (جک جینهال)، میراندا نورث (ربکافرگوسن)، هیودری (آریون باکار) با فرماندهی کاتریناگالوفین (اولگا دیوویچنایا)، حضور دارند. هیودری پس از قراردادن نمونه خاک مریخ در محیطی مشابه زمین، آن را احیا میکند. موجودی تک سلولی درون این خاک وجود دارد که بسرعت رشد میکند و بدل به موجودی شبیه حشرات میشود. این موجود ناشناخته که کالوین نامگذاری شده، در آزمایشگاه به خواب میرود اما با شوک الکترونیکی دوباره احیا میشود. پس از احیا، به دری حمله کرده و او را زخمی میکند. کالوین موش آزمایشگاهی را میخورد و بسرعت رشد میکند. روی آدامز وارد اتاق میشود تا «هیودری» فرازیست شناس را نجات دهد. اما کالوین مثل زنومورف (موجودغریبه فیلم بیگانه) به پای «روی» میچسبد و از دهانش بیرون میآید. کالوین از دریچه تهویه فرار میکند و تبدیل به هیولایی عظیم میشود و شروع به کشتن پژوهشگران سفینه فضایی میکند.
فیلم موجود بر مبنای مولفه رایج سینمای وحشت، «فضا هراسی» ساخته شده است. تالیف مستقل «فضا هراسی» در سینما از فیلمهای کلاسیک مشهوری مثل «موجود؛ از جهان دیگر» (هاوارد هاکس) محصول 1951، «کشتی فضایی ایکسام» (کرت نومان) محصول 1950، «تاندربرد برو» (دیوید لِن) محصول 1966، «سیاره فراموش شده» 956، تهاجم بدنی اسکنرها، محصول 1956، روزی که زمین از حرکت ایستاد(رابرت وایس) محصول 1953، آغاز شد.
دهه 80 در سالهای رخوت سینما، سینمای ترس و وحشت رشد کرد. مولفه نمایشی «فضاهراسی» و «موجود هراسی فضایی»، به وفور در آثار سینمایی آن دهه ظهور و بروز داشتند.اما فیلم «بیگانه» با اصالت تکنیکی ریدلی اسکات مبتنی بر مولفه روانشناختی کلاستروفوبیک، منحصربهفرد بود و تبدیل به یک اثر کلاسیک شد. بیگانه به الگویی برای تقلید و ساختن آثار بدل شد. فیلم «غارتگر» (جان مک تیرنان)، تلاشهای درجه دومی از ریدلی اسکات شدن، کارگردان اکشنهای معروف دهه 80 و 90 است. سریال سینمایی مخلوق (استفن هِرِک) محصول، 1986 که تولید قسمت چهارم آن تا نیمه دهه 90 به طول انجامید، یک جوک سینمایی خنده دار از جنس بیگانه بود و در آن دهه از این جوکهای سینمایی، فراوان ساخته شدند.
فیلم ترسناک و علمی ـ تخیلی زندگی (دنیل اسپینوزا) با موضوع خاص «موجود هراسی» را میتوان بازتکرار ضعیف و غیرخلاقانه، مهلم از فیلم «بیگانه» اسکات با همان دستاویزهای کلاستروفوبیک اسکات دانست. البته از نظر فرمی میتوانیم اثبات کنیم که حتی فیلم «بیگانه» ریدلی اسکات اثری مولف نیست و همان فیلم ریشههایش به «آروارههای» استیون اسپیلبرگ باز میگردد. با در نظر گرفتن حرکات کوسه وار زنومورف در فیلم بیگانه و کالوین در فیلم زندگی اسپینوزا و تلاش ساکنان محدوده ایستگاه فضایی برای بقا، تمام جنبههای فرمی چنین آثاری را میتوان با تالیف منحصربهفرد استیون اسپیلبرگ مقایسه کنیم.
فیلم اسپینوزا نیز از هر زاویهای تردیدها و پرسشهایی را بهوجود میآورد. کالوین هیولا، براساس کدام منطق طرح شده در فیلم ظرف چند ساعت رشد سرسامآوری میکند و به دشمن شماره یک کره زمین تبدیل میشود. مثلا در فیلم «دریای آبی عمیق» (رنی هارلین) ما با کوسه شکارچی مواجه هستیم که بر اثر جهشی ژنتیک به هوش فراانسانی برای شکار ساکنان ایستگاه آبی دست پیدا میکند. کالوین و رشد جهشی او در فیلم، یک شوخی داروینیستی دست کم چندم است که منطق وجود هیولا را با تردید و پرسش مواجه میکند.
شوخی دیگر این است که سفینه تحقیقاتی «پلگریم» قرار است از مریخ بازگردد و این رویداد واقعی، در فیلم رونمایی میشود. در واقعیت پنج سال برای بازگشت جستوجوگر پلگریم زمان نیاز است و در دنیای واقعی ما هنوز پلگریم از مریخ حرکت نکرده است. سبک فیلم با خشونت فرصتطلبانه موجود فضایی تطبیق ندارد. در فیلمهای مجموعه بیگانه دستکم در دوتای اولی، موجود مرموز و خونخواری که کمتر دیده میشود، در اغلب صحنهها حضور تهدید آمیزش حس میشد و به همین دلیل عمده فضاهای فیلم با یکدیگر تطبیق داشت. فیلم زندگی با تقلیدی کورکورانه، پر از کلیشههای آشنا لحظات و نکات قابل پیشبینی و غیرابتکاری است که نمیتواند با وجود نمونه مولفتری مثل بیگانه، فیلم تماشاگر پسندی باشد.
لیلا مودت
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: