داستانک

1- روزی روستاییان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند. در روزی که برای دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت.
کد خبر: ۱۰۹۱۲۱۵

این یعنی ایمان...

2- کودک یک ساله‌ای را تصور کنید زمانی که شما او را به هوا پرت می‌کنید او می‌خند، زیرا می‌داند او را خواهید گرفت.

این یعنی اعتماد...

3- هر شب ما به رختخواب می‌رویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده برمی‌خیزیم با این حال هر شب ساعت را برای فردا کوک می‌کنیم.

این یعنی امید..

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها