«گریز»؛ بازگشت به دوران نژادپرستی

سینمای وحشت یا به عبارتی دیگر فیلم‌های ترسناک، بخشی از جریان اصلی سینما را دربرمی‌گیرند و بخش اعظمی از علاقه‌مندان واقعی و مردمی سینما، عاشق آثار ترسناک هستند؛ اما روشنفکران، آکادمی‌ها و حتی جشنواره‌های جهانی، ژانر وحشت را به طور کلی نادیده می‌گیرند. مستقل از قضاوت‌‌های روشنفکرانه، مگر می‌شود در تاریخ سینما، بچه رزماری، جن‌گیر، درخشش، دراکولای برام استوکر و... که توسط ژنرال‌های سینما ساخته شده را نادیده گرفت؟
کد خبر: ۱۰۸۸۷۶۵

در چهار سال اخیر شرکت بلوم هاوس، متعلق به تهیه‌کننده معروف جیسون بلوم، فیلم‌های ترسناک کم‌هزینه هیجان‌آوری ساخته است که اغلب آثار تولید شده، پرفروش و بحث‌انگیز بوده‌اند.

یکی از این آثار بسیار بحث‌انگیز و جذاب شرکت بلوم هاوس که علاقه‌مندان سینما را به هیجان آورد، فیلم «گریز» از جوردن پیل، کارگردان تازه‌نفس سینماست.

داستان فیلم درباره کریس واشنگتن (دانیل کالویا) عکاس جوان سیاهپوستی است که با دختری سفیدپوست به نام رز آرمیتاژ (آلیسون ویلیامز) نامزد کرده و به مهمانی بزرگی در منزل مجلل پدر و مادر سفیدپوست نامزدش در حومه ثروتمندنشین شهر می‌رود. در حین این سفر کریس متوجه می‌شود نامزدش سیاه بودن او را به پدر و مادرش نگفته است و همین مسأله بر نگرانی‌های کریس می‌افزاید.

نشانه‌های موقعیت‌های ملتهب بتدریج آشکار می‌شوند. کریس و رز در مسیرشان با آهویی که ناگهان وسط جاده پریده تصادف می‌کنند، مامور پلیس از راه می‌رسد و به جای این‌که از رز که رانندگی را به‌عهده داشته سوالاتی بپرسد، از کریس گواهینامه و کارت شناسایی طلب می‌کند.

وقتی به محل سکونت خانواده رز می‌رسند، ابتدا برخوردهای محترمانه‌ای با جوان سیاهپوست می‌شود و خانواده رز، آشکارا تلاش می‌کنند هرگونه تعصب نژادی را بشدت انکار کنند. بتدریج با توجه به اتفاقاتی که اطراف کریس می‌افتد وضعیت تغییر می‌کند. دلگرمی مصنوعی رز در مورد این‌که پدر و مادرش چقدر لیبرال هستند و به اوباما رای داده‌اند، زمینه بروز پارانویای کریس را فراهم می‌آورد، حتی در سکانس آشنایی در گفت‌وگوی پدر رز و کریس، سرپرست خانواده آرمیتاژ اعلام می‌کند حاضر است دوباره به اوباما رای بدهد.

خانواده رز بشدت رفتار مودبانه‌ای دارند و این واکنش از سوی آنان‌ کریس را بیشتر نگران می‌کند. پدر رز، جراح اعصاب و مادرش روانپزشک است و خودشان را خیلی روشنفکر و از نظر نژادی خیلی آزاداندیش می‌بینند. درواقع فضای فیلم به صورت غیرمستقیم، هواداران ترامپ را به سخره می‌گیرد، اما آنچه هیجان تریلر گریز را به طرز عجیبی بالا می‌برد، این است که پدر و مادر رز که ضدنژادپرستان هستند و نمونه عاری از تعصب نژادی، چرا سیاهان برایشان کار می‌کنند؟ لبخند روی صورت مستخدم و باغبان خانواده آرمیتاژ، خشک و تصنعی به نظر می‌رسد. گویی ماسکی روی صورت زده‌اند و رفتارشان کریس را بیشتر می‌ترساند. از سوی دیگر سفیدپوستان پولدار حاشیه‌نشین شهر خیلی متمدنانه با او رفتار می‌کنند تا این‌که...

فیلم گریز بازگشتی باشکوه به سبک فیلم‌های ترسناک کلاسیک است که از آثاری نظیر بچه‌رزماری (رومن پولانسکی)، همسران‌استپفورد (برایان فوربس) و مخمل‌آبی (دیوید لینچ) تاثیر پذیرفته است. البته شکوه گریز، در تمکین از قواعد سینمای کلاسیک است که سبب شده فیلم لحن دلچسبی داشته باشد و نکته مهم‌تر این است که با این شیوه کلاسیک قدیمی، دیگر فیلم ترسناک ساخته نمی‌شود.

گریز با لحنی کلاسیک، فیلمی درباره سلاخی و وحشت نیست، بلکه متن اصلی فیلم مبتنی بر هویت نژادی است که با توجه به ساختار فیلم تبدیل به واهمه‌ نژادی می‌شود. این تغییر معنی سبب می‌شود تصور کنیم تاریخ سینمای وحشت فقط فیلم گریز را کم داشته است که با تکیه به عناصر سینمای وحشت، یک مفهوم پیچیده سیاسی ـ اجتماعی را طی 200 سال اخیر ارائه می‌کند. این فیلم ترسناک و خونین با طنز اجتماعی تکان‌دهنده، خشم‌آور و تفرقه‌برانگیز، نشان می‌دهد ریشه اختلاف نژادی در اختلاف طبقاتی نیست. آنچه این فیلم را واقعا ترسناک می‌کند، پاسخ به سوال بزرگ همزیستی نژادی در آمریکا، پس از هشت سال ریاست جمهوری یک رنگین‌پوست است. «نه» پاسخ بسیار بزرگ به همزیستی نژادی پس از تماشای فیلم گریز محسوب می‌شود و کذب بودن ادعای ورود به عصر فرانژادی پس از انتخاب شدن اوباما ثابت می‌شود.

در فیلم گریز از مضمون و تم مخمل آبی(دیوید لینچ) در مورد زیر پوست شهروندان وارسته و آراسته عیان‌نشین حاشیه شهرها که وحشتناک‌ترین فجایع را رقم می‌زنند، استفاده می‌شود. در محیطی استرلیزه، اطرافیان مرموز کریس بر سر شخصیت محوری، بلایی می‌آورند که تنها دلیلش اختلاف نژادی است و فضاسازی برای قربانی شدن کریس یادآور فیلم بچه رزماری است. در فیلم گریز، مولف از عنصر غریبگی برای قرار دادن تماشاگر در درون ذهن کریس استفاده می‌کند؛ تمهیدی که در فیلم همسران استمپفورد برای نخستین‌بار مورد استفاده قرار گرفت. اهمیت فیلم گریز در این است که درک موقعیت ذهنی یک سیاهپوست به مخاطب کمک می‌کند تماشاگر در جلد قهرمان در محاصره فرو برود.

یکی از جذابیت‌های ماهرانه و زیرکانه مولف این است که در موارد فراوان، با نمایش واکنش ظاهری افراد، تماشاگر را فریب می‌دهد. مصداقش خشونت وحشتناکی است که بتدریج در فیلم ظاهر می‌شود. نوع پرداخت جوردن پیل سبب می‌شود با فیلم ترسناکی مواجه شویم که در کشاکش سلاخی و خون با لحن منحصر به فردی، انتقاد اجتماعی ـ سیاسی گزنده‌ای را در فیلم مطرح می‌کند.

لیلا مودت

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها