در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرمودیم: دربی چیست؟ به ما خندیدند
فرمودیم: پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است.
عرض کردند: فوتبال دو تیم پایتخت بوده یکی استقلال یکی پرسپولیس، پرسپول برنده شده! گفتیم فوتبال چیست؟ باز خنده کردند. جوانکی جعبه مارگیریای باز کرد به اسم لپ تاپ قدرتی خدا چند کلید فشار داد صفحهای باز شد. چند جوان نوخاسته با البسه متحدالشکل جسمی کروی شکل و سفید را بر زمین سبزهزاری لگد میزنند با نهایت قدرت و خشونت. عده انبوهی از رعیت هم دور این مستطیل چمنزار نشستهاند و سوت و کف و هورا میکشند و تشویق میکنند.
گفتیم: از چه رو؟ گفتند جسم کروی که توپ نام دارد باید برود توی دروازه. دروازه مکعب مستطیلی است که به شکل صعله کفتری است.
گفتیم: همین؟
عارض شدند: بلی
گفتیم: خب این توپ برود توی آن قفس مرغی اینهمه جیغ و داد و بوق بوق دارد.
گفتند: بله که دارد.
گفتیم بلا به دور چه کارها.
گفتند: اینها که لگد به توپ میزنند سالانه کرور کرور پول میگیرند چه فکر کردهای؟ برای دیدن بازی هم باید پول تیکت بسلفی! شاخهایمان داشت بیرون میزد. یاد ایام شباب خود کردیم که کشتی میگرفتیم و در زورخانه پهلوان اکبر میل میزدیم و کباده میکشیدیم ... بیصدای کف و هورا و جیغ و بوق... فوقالنهایه این روزها متعجبیم ... خدا به خیر کند حال و روز طهران را ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: