نظام بانکی نقش قابل توجهی در تحقق سیاست های نظام و برنامه های کلان اقتصادی دارد لذا سیستم بانکی باید به معنای واقعی کلمه «اسلامی» باشد و جایگاه واقعی خود را نیز در حکومت جمهوری اسلامی ایران پیدا کند.
کد خبر: ۱۰۸۷۵۶
اما پرسش اینجاست که نظام واقعی بانکداری اسلامی چیست و آیا این نظام واقعا در ایران پیاده شده است؛ در پاسخ به بخش نخست این پرسش باید گفت نظام بانکی اسلامی یک نظام مشارکتی است و همین قید مشارکت است که وجوه ربوی بانک را از میان می برد و تفاوت بانکداری اسلامی با غیر آن را مشخص می کند. مشارکت در بانکداری اسلامی بدین معناست که بانک با دریافت وجوهی از مردم یا سپرده گذاران وکیل است تا در فعالیت های مختلف اقتصادی شرکت کند و سود به دست آمده را میان خود و سپرده گذار به طور عادلانه تقسیم کند. اما درباره پاسخ به بخش دوم پرسش که آیا نظام فعلی بانکداری ما واقعا اسلامی است ، باید به مقدمه ای اشاره کنم . قانون بانکداری اسلامی در مجلس دور دوم شورای اسلامی به تصویب رسید و مقرر شد بانکها براساس نظام مشارکت در فعالیت های اقتصادی عمل کنند . این قانون به لحاظ تئوریک قانونی کامل است که مبانی واقعی بانکداری اسلامی را در خود مستتر دارد اما به دلایل مختلف امکان پیاده سازی آن در نظام فعلی بانکداری کشور میسر نشده و یا اگر شده به صورت ناقص بوده است لذا با اذعان به این که پیاده سازی بانکداری اسلامی در بانکهای کشور اصلی ترین چالش نظام بانکی کشور محسوب می شود، باید به نکات زیر اشاره کرد:
1 ) قانون بانکداری اسلامی مصوب مجلس دوم در حد کلیات که ویژگی قوانین مادر است ، باقی مانده است و تشکیلات و آیین نامه های لازم برای آن که قاعدتا همزمان و همگام با تصویب قانون مادر می بایست تصویب می شد ، لحاظ نگردیده است . لذا به عنوان مثال پرسنل و مدیرانی که تا قبل از تصویب قانون بانکداری اسلامی با نظام قبل کار می کردند ، بی هیچ آموزش و دستور اجرایی مشخصی می خواهند در نظام بانکداری اسلامی نیز کار کنند که طبیعتا چنین تقاضایی تحقق امر را مشکل می کند.
2 ) مشکلات درونی و بیرونی سیستم بانکی فعلی باعث شده است که بانکها بخش کوچکی از فعالیت خود را صرف مشارکت در فعالیت های اقتصادی کنند. به عنوان مثال وامهای صوری پرداخت کنند و سودهای غیرمنطقی به سپرده گذارانشان پرداخت کنند. سودهایی که براساس بهره برداری از یک مشارکت واقعی تعیین نشده و عوامل بیرونی آن را تعیین کرده اند.
3 ) سیستم بانکی کشور چون استقلال به معنای واقعی کلمه ندارد ، درگیر دستورات دولتی مانند تسهیلات تکلیفی یا قرض دهی به دولت شده است . این فشارها باعث شده است تا بانکها به جای تبدیل به بنگاه های اقتصادی فعال و پویا ، به اداراتی تحت نظر اراده دولت تبدیل شوند و از نقش واقعی که همانا در بانکداری اسلامی پیش بینی شده است ، باز بمانند.
4 ) به عقیده بنده ، بانکداری اسلامی آن طور که باید و شاید در نظام بانکی کشور جا نیفتاده است. چالشهای تئوریک و اجرایی زیادی که به برخی از مهمترین آن پرداخته شده در این مسیر وجود دارد لذا پیشنهاد من این است که یک دانشکده مستقل به نام دانشکده بانکداری اسلامی تاسیس شود چارچوب ها و دستورالعمل های لازم برای اجرایی شدن بانکداری اسلامی در نظام بانکی کشور را از طریق پژوهش آماده کند. در حالی که می شنویم انگلیس و ژاپن درباره بانکداری اسلامی پژوهش می کنند تا با استفاده از آن ، منابع مالی عظیم جهان اسلام را جذب کنند ، شایسته نیست در کشور مسلمان ایران ، از چنین قید مهمی غفلت شود.
برگرفته از سخنرانی در کاخ دادگستری به مناسبت هفته بانکداری اسلامی