در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نصیب اهل خیام در آن بلبشوی بیغیرتی خیمههایی بود که به سر آوار میشد. رخسار کودکان بییار و یاور که به ضرب سیلیهای پیاپی حرامیان نیلی شده بود و سراسیمه به هر سو میدویدند تا از ضربات پیاپی تازیانهها در امان بمانند. شدت مصیبت و فاجعه آنقدر زیاد بود که قلم نیز از شرح ماجرا شرمسار بود و از اینرو بسیاری از ناقلان و راویان سخن، سربسته گفتند تا دل عاشوراییان بیش از این به درد نیاید.
این البته همه حکایت نیست چون بعد از این ماجرا عاشورایی دیگر بر تل پایداری برپا شد و زینب(س) از پس امید قافله شد. زینبی که گویی زبان علی در کام داشت در طول دوران اسارت صلابتی زهرایی نشان داد و پرچم سحر بر دوش گرفت و هزاران طعنه را به جان خرید. او که در طول دوران اسارت لحظهای از انجام فرایض شرعی و مستحبات فارغ نبود و حتی در برخی موارد بهخاطر ضعف شدید جسمی و تالمات وارده برای انجام شرعیات بعضا با کمری خمیده به درگاه خداوند به رکوع و خشوع مشغول بود، در مصاف هلهلهکنان شامی با صدایی رسا و بیانی بلیغ، خورشید اهل شام را به غروبی دلگیر بدل کرد. عقیله عرب که در صبر و وفا همتا نداشت، در دوران اسارت رسالت کربلا را بر دوش گرفت و از یکسو برای کاروانیان تکیهگاه امید بود و از سویی دیگر پرستار و مرهمگذار تن رنجور زینالعابدین(ع).
او با اقتدار فاطمی خود در مجلس مبتذل یزید حماسهای از جنس کربلا و عاشورا و خطبه فدک رقم زد. تردیدی نیست که حرکت زینبی او کربلا را تا امتداد تاریخ بالا کشید و تلاشش، رنگین کمان تزویر را که بعد از توفان بلا روی حقیقت کشیده شده بود پس زد و تا حشر حماسه عاشورا را زنده نگه داشت.
فتاح غلامی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: