ایران و ناتو، تعامل یا تقابل

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ، ناتو با تغییر ساختار خود و اتخاذ تدابیری از جمله پذیرش اعضای جدید، گسترش وظایف و ماموریت ها، ایجاد چارچوب هایی بر همکاری و مشارکت
کد خبر: ۱۰۷۴۳۳
با کشورهای بلوک شرق و کشورهای واقع در جنوب مدیترانه و مداخله در بحران بالکان ، نه تنها موفق به پشت سر گذاشتن بحران هویت ناشی از فروپاشی شوروی و انحلال پیمان ورشو شد، بلکه حوزه نفوذ خود را گسترش و قدرت خویش را ارتقائ بخشید.
این سازمان با ارائه تعریف جدیدی از چالشها و خطرات امنیتی علیه امنیت اعضای خویش ، طیف وسیعی از موضوعات جهانی از جمله گسترش سلاحهای کشتار جمعی و ابزار حمل آنها، اختلافات قومی و نژادی ، جنایات سازمان یافته بین المللی ، تروریسم ، افراطگرایی اسلامی ، قطع جریان منابع حیاتی (از جمله نفت و گاز) و مهاجرت های گروهی را به عنوان منابع جدید تهدید علیه منافع اعضای خویش قرار داد و زمینه را برای ایفای نقش خود در روابط یاد شده ، نه تنها در دو سوی آتلانتیک ، بلکه در هر منطقه ای در جهان که منافع اعضای آن اقتضا کند، فراهم کرده است.
دکترین نظامی جدید ناتو که بر اساس مفهوم استراتژیک نوین به تصویب سران این زمان رسیده است با عنوان سند MC/400/2 معرفی شده و 3 نقش اساسی را برای ناتو تعریف کرده است. 1 دفاع مشروع متقابل 2 پاسداری از صلح در بیرون قلمروی ناتو 3 همکاری میان ناتو و شرکای آن در زمان صلح ، همکاری در زمان صلح حیطه وسیعی از موضوعات سیاسی ، نظامی را از مذاکرات کنترل تسلیحات کشتار جمعی و بازدارندگی در مقابل سلاحهای کشتار جمعی گرفته تا رزمایش های نظامی و دیگر فعالیت های مشترک با 28 کشور شرق اروپا و حوزه مدیترانه شامل می شود. دکترین جدید همچنین خواستار حفاظت در مقابل تهدیدها از هر جهتی که باشد شده و این که ناتو چگونه باید عملیات چندملیتی خارج از قلمروی اعضای خود را که با همکاری کشورهای غیرعضو انجام می شود، اداره کند. بر این اساس 2 محور اساسی و دکترین نظامی جدید ناتو مورد توجه و تاکید قرار گرفته است ، 1همکاری برای مبارزه با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی ، این ابتکار خواستار ایجاد یک مرکز جدید (کنترل) سلاحهای کشتار جمعی در مقر ناتو در بروکسل شد که مسوولیت هماهنگی تلاشهای ناتو برای جلوگیری از افتادن سلاحهای هسته ای ، شیمیایی و میکروبی به دست طرفهای ناباب را به عهده خواهد گرفت.
بر اساس این تعریف ، در واقع ناتو بازوی اجرایی و نظامی پیمان CTBT ، معاهده NPT و آژانس بین المللی انرژی اتمی برای نابودی سلاحهای کشتار جمعی و جلوگیری از گسترش آن محسوب خواهد شد.

3 حوزه راهبردی


واقعیت آن است که 3 حوزه راهبردی ایران یعنی خاورمیانه ، قفقاز و آسیای مرکزی به طور جدی مورد توجه اعضای ناتو بویژه امریکا قرار گرفته است. همان طور که پیش از این اشاره شد، ماموریت ها و اهداف ناتو تغییر کرده است ، از جمله این که ناتو می تواند ماموریت هایی را خارج از اروپا و امریکا انجام دهد و برای نخستین بار با بحران های منطقه ای و خطرها و تهدیدهای احتمالی به مقابله برخیزد. به شرطی که : 1 بحران ها و کشمکش های منطقه ای و خطر ناشی از گسترش سلاحهای کشتار جمعی ، انجام فعالیت های تروریستی ، قطع صدور نفت و نظایر آن تهدیدی مستقیم علیه ناتو باشد. 2 درباره 2 اقدام نظامی یا ماموریت و نقش تازه ای که ناتو می تواند و مجاز است در هر نقطه از جهان ایفا کند باید میان امریکا و دیگر کشورهای اروپایی عضو پیمان توافق حاصل شود. 3 شورای امنیت به دلایلی نتواند با بحران ها و کشمکش های منطقه ای گسترده و جدی به مقابله برخیزد و به عبارت دیگر، ناتو برای انجام مداخلات خارج از منطقه جغرافیایی خود نیازی به اجازه از شورای امنیت ندارد. بر همین اساس ، نیروهای ناتو در حال جایگزین شدن نیروهای اشغالگر در افغانستان هستند و شواهد بسیاری حاکی است که ناتو درصدد استقرار دائمی در افغانستان خواهد بود. به احتمال زیاد چنین روندی در بحران عراق نیز تکرار خواهد شد و به این ترتیب حلقه ناتو به دور ایران تکمیل تر می شود.

تقابل با ایران؛


علاوه بر این ، با توجه به منابع نفت و گاز و دستیابی به این منابع و تامین امنیت لازم برای انتقال آنها از مهمترین اهداف غرب محسوب می شود. تلاش برای جلوگیری از نفوذ کشورهایی نظیر ایران در آبهای مرکزی و قفقاز و انتقال انرژی منطقه از مسیری غیر از ایران از دیگر اهداف غرب بوده است.

امریکا درصدد است با گسترش نفوذ ناتو و تقویت جایگاه آن از نیروهای ناتوبه عنوان بازوی نظامی به اصطلاح بین المللی بهره برد

در عین حال بحران های قومی و منطقه ای در چند سال گذشته ، منطقه قفقاز را به عنوان یکی از نقاط بحران خیز مهم جهان درآورده است. مبارزه با به اصطلاح تروریسم بین الملل از دیگر دلایل تمایل ناتو به حضور در این منطقه بوده است که هدف عمده آن مبارزه با حرکتهای اسلامگرایانه است. با توجه به این مسائل ، پرسش اساسی این است که آیا ناتو در تقابل با ایران قرار خواهد گرفت یا این که ایران می تواند به تعامل و همکاری با این نهاد بپردازد؛ به عبارت دیگر با توجه به تعاریف جدید از ساختار و عملکرد ناتو، ایران در تقابل با ناتو قرار خواهد گرفت یا این که امکان تعامل ایران و ناتو فراهم خواهد شد؛ همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، در نشست سران ناتو در واشنگتن در سال 1999 نیز دور جدیدی از ماموریت ها و اهداف ناتو صورت گرفت. علاوه بر این ، با توجه به معرفی منابع جدید تهدید امنیتی برای این سازمان که در واقع افقهای جدیدی برای نفوذ ناتو به حوزه های خارج از قلمروی جغرافیایی اعضا گشوده است ، بسیاری از صاحب نظران معتقدند ناتو به 2 لحاظ عمده یعنی جهتگیری های دکترین نظامی جدید ناتو و نفوذ در حوزه های امنیتی ایران ، منافع ملی ایران را تهدید می کند. مفهوم استراتژی جدید ناتو که در دستور کار این سازمان در قرن 21 در ارتباط با سیاست های دفاعی ، امنیتی ، مفاهیم عملیاتی ، وضعیت نیروهای متعارف و هسته ای بر ترتیبات دفاع دسته جمعی محسوب می شود. از 2 نظر عمده منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار می دهد:

تحریم ها


1 عوامل گسترش و ابزار حمل سلاحهای کشتار جمعی در مفهوم جدید ناتو به عنوان یکی از منابع جدید تهدید اعلام شده است . از این رو ناتو تلاش می کند از 2 طریق رایزنی های سیاسی و توسعه سیستم های دفاع موشکی با این تهدید مقابله کند. آزمایش موشک شهاب 3 ایران تهدیدی برای امنیت اروپا تلقی شده است. ناتو همچنین حق حفظ سلاحهای هسته ای و راهبرد ضربه نخست هسته ای را به منظور بازدارندگی معتبر در مقابل این سلاحها برای خود محفوظ داشته است ؛ بنابراین نمی توان تلاشهای این سازمان درخصوص مقابله با سلاحهای کشتار جمعی را صرفا اقدامی دفاعی تلقی کرد، زیرا ناتو نقشی برای خود به منظور مقابله با گسترش این سلاحها قائل شده است. در این چارچوب ، غرب ایران را به تلاش مخفیانه برای دستیابی به سلاح هسته ای متهم کرده است و به همین منظور تحریم های گسترده ای را به منظور ممانعت از دستیابی ایران به فناوری هسته ای اعمال کرده است.
2- عملیات چند ملیتی خارج از قلمروی اعضا در مفهوم راهبرد جدید حاکمیت که ناتو برای انجام این گونه عملیات ، کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل را که تنها مرجع صلاحیت دار بین المللی در زمینه صلح و امنیت جهانی است ، ضروری ندانسته و اجماع اعضای پیمان را کافی می داند. ضمن این که قائل نشدن محدودیت جغرافیایی برای این گونه عملیات باعث نگرانی کشورهای مستقل نظیر ایران می شود.

دیدگاه مغایر


اما عده ای از صاحب نظران بر این باورند که کشورهای عضو ناتو در هیچ زمانی و هیچ موضوعی در حالت رویارویی با ایران قرار نخواهند گرفت. این گروه برای اثبات ادعای خود به تلاش کشورهای اروپایی صاحب نام ناتو برای بهبود و گسترش روابط با ایران استدلال می کنند که امریکا را نیز به تسریع روند مذاکرات سیاسی با ایران می انگیزد. بخصوص این که رویکرد کلی دولت امریکا تلاش برای حل مشکلات معوقه با ایران از راه های مسالمت آمیز و نه استفاده از زور علیه ایران است ، اما عملکرد امریکا در قبال ایران بخصوص پس از روی کار آمدن دولت بوش (پسر) مغایر با این دیدگاه است. علاوه بر این که مذاکرات سر مساله هسته ای ایران و اروپا نشان داد که اروپایی ها با توجه به تحولات سیاسی داخلی ایران نه تنها برای حل مشکلات ایران و امریکا اقدامی نکرده اند، بلکه در موضوع هسته ای با سیاست های امریکا هماهنگ شده اند و روابط سیاسی و اقتصادی ایران و اتحادیه اروپایی تقریبا در حالت رکود قرار گرفته و پایدار نبوده است. در مقابل ، عده ای معتقدند ناتو به دلیل این که در حوزه های امنیتی محیط اطراف ایران حضور و نفوذیافته است ، تهدید جدی علیه امنیت ملی ایران محسوب می شود، زیرا با حضور در منطقه فرصتهای پیش روی ایران را محدود کرده و راه توسعه نفوذ ایران در آسیای مرکزی و قفقاز و خاورمیانه را بسته است. به عبارت دیگر فرصتهای منطقه ای ایران را به تهدید تبدیل کرده است. در این میان آنچه مسلم است این که ایران نیز در حوزه های جدیدی مورد توجه ناتو منابع راهبردی دارد. در عین حال ، این حوزه ها با بحران های گسترده داخلی مواجه هستند. از آنجا که ناتو خود را ملزم به تامین ثبات و امنیت در این حوزه ها می داند، به یقین منابع راهبردی ایران با حوزه نفوذ ناتو در این حوزه ها با چالش های جدی روبه رو خواهد شد. ایران بارها، طی موضعگیری های رسمی ، مخالفت خود را با حضور نیروهای فرامنطقه ای در مناطقی چون آسیای مرکزی ، قفقاز، منطقه خلیج فارس و همچنین کشورهای همسایه اعلام کرده و از آن به عنوان عمل اصلی بی ثباتی و ناامنی یاد کرده است. به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر چه تمایل شدید کشورهای منطقه ، پای نیروهای غیربومی را به منطقه گشوده است ، اما مساله اساسی این است که همکاری های آینده این کشورها با سازمان و مجامع فرامنطقه ای بدون شک آثار منفی برای منافع راهبردی ایران خواهد داشت . از جمله تهدیدهای مستقیمی که در این ارتباط می توان اشاره کرد، تاکید بر ایجاد پیمان های امنیتی در حوزه های راهبردی ایران با همکاری کشورهای بیرون از منطقه از سوی این کشورهاست. مساله قابل اشاره دیگر این که ، کشورهای حوزه ساحلی خزر تاکنون نتوانسته اند در مسائلی نظیر رژیم حقوقی دریای خزر، مسائل اقتصادی ، امنیتی و غیره به نتایج قانع کننده ای برسند. از این رو تلاش برخی کشورهای حوزه خزر (نظیر آذربایجان) برای کشاندن کشورهای غربی و ناتو به این حوزه برای هرگونه میانجیگری و تامین امنیت و همگرایی این کشورها با ایران تهدید جدی تلقی خواهد شد. یکی از عمده ترین اهداف سیاست مهار نیز، متوجه روابط ایران با جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز بویژه در ارتباط با انرژی بوده است. در واقع امریکایی ها به دنبال تخلیه ایران از ظرفیت استراتژیکی بوده اند تا خطوط لوله انرژی از مسیر ایران عبور نکند و ایران در ایفای نقش منطقه ای خود ناتوان شود.

دو رویکرد متفاوت


اگر چه یکی از اهداف استراتژیک ناتو در گسترش به شرق مهار ایران و روسیه بوده است ، اما رویکرد ایران و روسیه به ناتو کاملا متفاوت است. اگر چه در روسیه در مورد ناتو دیدگاه های مختلفی وجود دارد، اما پوتین نشان داده است که سعی در نزدیکی با غرب دارد و برای جلب حمایت غرب نیز تلاشش را کرده است تا از کمکهای فنی و مالی غرب بهره مند شود. ناتو پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 حمله تروریستی به هر یک از اعضا را مشمول اصل دفاع مشروع و امنیت جمعی دانسته و مبارزه جهانی با تروریسم را در دستور کار خود قرار داده است. در مقابل غرب از ایران به عنوان کانون حرکت های تروریستی یاد می کند. کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا بتازگی از ایران به عنوان بانک مرکزی تروریسم یاد کرده است. با این حال عده ای به اشتباه دعوت از ایران برای شرکت در اجلاس مونیخ به عنوان ناظر را نشانه ای از اهمیت ایران برای ناتو در مبارزه با تروریسم قلمداد کرده اند. در واقع ناتو با ارائه تعریف جدید در تلاش است از صرف نیروی نظامی بودن به حافظ منافع اقتصادی غرب در جهان تبدیل شود. دول غربی از گذشته ، منابع اقتصادی خود را در سایه قدرت نظامی تعقیب و تامین می کردند. در شرایط نوین بین المللی ، با توجه به این که امکان حضور نظامی مستقیم قدرتهای غربی در مناطق مختلف جهان با مشکلاتی مواجه شده است ، ناتو جایگزین مناسبی برای تامین منافع غرب محسوب می شود. حضور شرکتهای غربی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز رو به گسترش است و ناتو بازوی امنیتی مناسبی برای حفاظت از این شرکتها محسوب می شود ؛ اما برخی ساده انگارانه تصور می کنند همکاری با ناتو باعث تقویت جایگاه ایران در منطقه خزر خواهد شد، در حالی که یکی از اهداف عمده ناتو، جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه خزر، آسیای مرکزی و قفقاز است همکاری غرب با ترکیه و آذربایجان برای احداث خط لوله باکو جیحان تفلیس حاکی از این واقعیت است که غرب تحت هیچ شرایطی حاضر به مشارکت ایران در طرحهای اقتصادی منطقه خزر نیست.
با توجه به این واقعیات و همچنین تهدیدی که غرب از ناحیه ایران احساس می کند به نظر نمی رسد که ایران و ناتو بتوانند به تعریف حتی نسبی از منافع متقابل و تهدیدات مشترک دست یابند. غرب آنچه را اسلامگرایی افراطی می نامد تهدید عمده می نامد و از گروههای اصولگرا به عنوان تروریسم یاد می کند. حال این پرسش مطرح است که ناتو و ایران چگونه خواهند توانست به تعریف مشترکی از تهدیدات دست یابند؛ ضمن این که یکی از اهداف ناتو مهار ایران است و ایران نیز گسترش ناتو را تهدیدی برای امنیت ملی و منطقه ای خود می داند. در پایان به این نکته نیز باید توجه داشت که علاوه بر این که اهداف و منافع ایران و ناتو در تعارض با یکدیگر است ، عوامل بازدارنده دیگری نیز وجود دارند که مانع هرگونه تعامل میان ایران و ناتو می شوند. هیچیک از کشورهای منطقه اعم از اسرائیل ، ترکیه ، آذربایجان ، پاکستان ، کشورهای عربی منطقه ، روسیه و احتمالا در آینده افغانستان نه تنها هیچ تمایلی به بهبود روابط ایران با غرب بویژه امریکا ندارند، بلکه منافع خود را در تنش و تعارض دائمی میان ایران و غرب جستجو می کنند. علاوه بر این ، عده ای از صاحب نظران روابط بین الملل معتقدند امریکا درصدد است با گسترش نفوذ ناتو و تقویت جایگاه آن ، از نیروهای ناتو به عنوان بازوی نظامی سازمان ملل متحد برای برقراری صلح و امنیت بین المللی یاد کند و ناتو در آینده جایگزین نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد شود که این اهداف نیز با اهداف بین المللی و منافع منطقه ای ایران در تعارض است ، بنابراین شکل گیری هر نوع تعامل میان ایران و ناتو دست کم در آینده نزدیک غیرقابل تصور به نظر می رسد.

دو کمربند امنیتی


در چارچوب گسترش ناتو به شرق ، 2 کمربند امنیتی برای آن در نظر گرفته شده است که هدف اساسی آن مهار ایران است. کمربند نخست در غرب ایران شامل اسرائیل ، ترکیه ، جمهوری آذربایجان و احتمالا در آینده عراق خواهد بود. ترکیه و اسرائیل از فقدان روابط ایران و امریکا بهره گرفته و در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز پایگاه های مهمی برای خود کسب کرده و درصدد شکل دادن اتحاد ضد ایرانی هستند. بر همین اساس ، مقامات آنکارا در سالهای اخیر تلاش کرده اند تا سودمند بودن خود را برای غرب اثبات کنند و جایگزین نقش منطقه ای گذشته ایران شوند. از نظر غرب نیز ترکیه به عنوان الگویی از ایدئولوژی اسلامی میانه رو مطرح است که می تواند الگوی مناسبی برای کشورهای اسلامی منطقه باشد. روابط امریکا و ترکیه نیز فراتر از مسائل نظامی و امنیتی است. برای شرکت های امریکایی ، ترکیه دروازه ورود به آسیای مرکزی و قفقاز است همکاری امریکا و ترکیه در احداث خط لوله باکو جیحان تفلیس نشان دهنده روابط عمیق و رو به گسترش ترکیه و امریکاست. در ضمن ترکیه ، جمهوری آذربایجان و بویژه اسرائیل هیچ تمایلی به بهبود روابط ایران با غرب بخصوص امریکا ندارند. حلقه بعدی ناتو در گسترش به شرق شامل پاکستان و افغانستان در شرق ایران است. بر همین اساس پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده است در سایه همکاری با امریکا روابط با کشورهای آسیای مرکزی را گسترش دهد. با حضور نیروهای ناتو در افغانستان ، این حلقه تکمیل خواهد شد. تلاش غرب بویژه امریکا برای احداث خط لوله انرژی از آسیای مرکزی به افغانستان و سپس پاکستان نیز در همین چارچوب و در خصوص ممانعت از انتقال انرژی منطقه از ایران در جریان است.




اسدالله خلیلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها