البته اگر بخواهیم به صورت ریشهای به این موضوع بپردازیم،باید بگوییم که یکی از دلایل تورم، بدهی دولت به سیستم بانکی است، زیرا بدون پشتوانه مشخص، پول از سیستم بانکی به دولت پرداخت میشود و افزایش پایه پولی را به دنبال دارد. به بیان بهتر،افزایش بدهی دولت به نظام بانکی نوعی مالیات اجباری از همه مردم است و از جیب همه افراد جامعه بهطور غیرمستقیم برداشت میشود.
یکی از علل اصلی تورم، بودجه دولتهاست. دولت زمانی که بودجه سالانه خود را تهیه میکند، پرداخت بدهی به نظام بانکی را لحاظ نمیکند که اکنون این موضوع به یک معضل تبدیل شده و قدرت تسهیلات دهی بانکها را کاهش داده است.
در شرایطی که بانک قدرت تسهیلات دهی ندارد، رکود عمق بیشتری پیدا میکند به این دلیل که تولید باید از سیستم تسهیلات بانکی تغذیه کند تا بتواند سرپا بایستد و زمانی که این شرایط برای تولید فراهم نباشد، حتما رکود بیشتر شده و مردم در فشار درآمدی قرار خواهند گرفت.
وقتی پول از سیستم بانکی به دولت منتقل شده و بازپرداخت نمیشود، بانک از داشتن پول محروم شده و قدرت مانوری برای اجرای قوانین پولی کشور ندارد. بانکها هم در این شرایط به جذب سپردههای خارج از قانون بانک مرکزی اقدام میکنند تا بتوانند پاسخگوی متقاضیان تسهیلات خود باشند. اگر دولت بدهی خود را به نظام بانکی صفر کند، هم تولید به صرفه خواهد بود و هم مشکل اشتغال حل میشود. اکنون بخش عمدهای از منابع در دولت هدر میرود و هر روز بدهکارتر میشود که راهکار اصلی آن خصوصیسازی واقعی در کشور است. این مشکل ممکن است اکنون مانند یک گلوله برف به نظر برسد، اما در آینده بهمن عظیمی را به راه میاندازد که کنترل آن بسیار سخت خواهد بود. بدون داشتن یک دولت پاک و سالم، راه دیگری برای فرار از این سیکل معیوب وجود ندارد.
دکتر میثم موسایی
استاد اقتصاد دانشگاه تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم