هشدارها هم البته بیخود و بیجهت نبوده و نیست، چراکه هفتهای و ماهی نیست که از مرگ یک سلفیبگیر از طریق سقوط آزاد از کوه و پرتگاه و غرق شدن در رودخانه و دریاچه خبر و گزارشی منتشر نشود. باز انگار درس عبرت برای این جوانان هیجان دوست و طالب شهرت نمیشود. آخرین خبر از سلفی بگیرهایی که کار دست خود داده، برمی گردد به یک جوان هندی که خودش را به کندوی زنبورها رسانده و خیلی خوشحال با آنها در یک قاب قرار گرفته است. البته عکس گرفتن با زنبورها همان و تاول زدن و ترکیدن صورت مرد هم همان!!!
نقش پادشاهان ایران روی فرش کرمان
فرش دستباف ایرانی شهره آفاق است و توانسته جای خود را در همه نقاط از خانه هنرمندان و ثروتمندان سراسر دنیا گرفته تا بزرگترین و معروفترین موزههای جهان باز کند، اما فرش ایرانی در کنار ذهن خلاق و هنردوست و دست کارآفرین ایرانی میتواند شاهکارهایی بیش از این بیافریند و بیش از پیش بدرخشد؛ درست مثل وقتی که یک تابلوفرش طراحی میکند که تصویر پادشاهان ایرانزمین در آن نقش بسته است. این تابلوفرش زیبای 6 متری که هنر دست هموطنان کرمانی است، با 22 میلیون گره سال 57 بافته شده و تصاویر 120 پادشاه ایرانی و 55 نفر از مشاهیر جهان را در خود جای داده است.
عروسکهای معلول برای بچههای معلول
تا به حال دقت کردهاید که هرچه عروسک توی بازار و فروشگاههاست، سالم، قشنگ و بدون عیب و ایرادند. تنها عاملی که این عروسکها را در سالهای اخیر به دنیای ما آدمها نزدیکتر کرده، خارج شدن آنها از دنیای انحصاری باربیها و ساختن نمونههای چاق، لاغر، سیاه، رنگینپوست و با چهرههایی از ملیتهای مختلف است که باعث شده کودکان از سراسر دنیا با این عروسکها احساس نزدیکی کنند. با این حال هنوز کودکانی هستند که نمیتوانند همذاتپنداری کاملی با این عروسکها داشته باشند؛ این عده هم کودکان معلولی هستند که یک عضو از بدن خود را از دست دادهاند. حالا اما یک شرکت مبتکر انگلیسی ندای دل این کودکان را شنیده و برای روحیه دادن به بچههای معلول «عروسکهای معلول» تولید و روانه بازار میکند؛ اتفاق جالبی که مورد توجه و تشویق کاربران فضای مجازی هم قرار گرفته است.
بهشت در بهشت در حرم یار
این روزها مردمانی از سراسر دنیا، زیباترین و باشکوهترین مراسم عبادی بشر را گرد قبله عشق ـ خانه کعبه ـ به جا میآورند که زیبایی و عظمتش در قاب تصاویر نمیگنجد، اما جدای از خود مراسم که حکایت مفصل و تماشایی است، حاشیههای بسیاری هم در گوشه و کنار این آیین مذهبی میتوان دید که برخی شان جالب توجه بوده و البته از دید عکاسان هوشیار هم پنهان نمانده است. یکی از این صحنهها که توسط دوربین عکاس تیزبینی شکار شده و به رسانهها و بویژه فضای مجازی راه یافته است، زن میانسالی را نشان میدهد که مادر پیرش را بر دوش خود حمل میکند. شاید در این تصویر بتوان بهشت را مکرر دید، چراکه مادری، مادری دیگر را روی دوش، گرد حرم یار میگرداند و چه صحنهای از این زیباتر در عالم هستی.
نابرده رنج....
تا به حال دستهای پینهبسته دیدهاید؟!... دستهایی که از کار زیاد، پینه بسته و تاول زده باشد و به جای پوستی سالم و زیبا، با لایه زمختی از زخم و تاولهای چروکیده، آراسته شده باشد؟!... شاید بگویید دست برخی از کارگران و حتی پدران زحمتکش خود ما که از طریق کارهای سخت، رزق و روزی خانواده را تامین میکنند، مصداق دستهای تاول زده و پینه بسته است. اگرچه پاسختان کاملا درست است، اما بد نیست بدانید گاهی این تاولها را میتوان روی دستهایی مشاهده کرد که ظاهرا انسانهای خوشبخت، خوشحال و معروفی هستند و کار به ظاهر شیک و رومانتیکی هم دارند. به طور مثال آیا میتوانید تصور کنید که یک جفت از این دستهای پرزخم و تاول متعلق به قهرمان قایقسواری جهان باشد؟!... دستان الکس گریگوری، قهرمان انگلیسی 33 ساله قایقسواری جهان از جمله همین دستهای تاول زده و پرچین و چروک است. الکس اخیرا و پس از ثبت 11 رکورد جهانی در سفری طولانی، دستهای خود را در صفحه مجازی اش به نمایش گذاشته، تا به همه این پیام را برساند که مدالهای طلا و ارزشمند خود را بدون رنج و زحمت دریافت نکرده است.
بهترین معلم و شاگرد
اگر درسخوان باشی و خواستار ترقی و پیشرفت، همه جوره و در هر شرایطی میتوانی درست را بخوانی و تحصیلت را ادامه بدهی؛ این درسی بود که یک استاد به شاگردش داد. چگونه؟! همانطور که در تصویر مشاهده میکنید، ظاهرا یکی از شاگردان علاقهمند به تحصیل که اتفاقا یک نوزاد هم داشته، با نوزادش سر کلاس درس حاضر میشود و نوزاد هم وسط کلاس میزند زیر گریه، اما معلم به جای بیرون کردن مادر از کلاس یا شماتت وی، بچهاش را بغل کرده و همزمان با آرام کردن او، درسش را میدهد تا مادر بتواند همچنان از کلاس استفاده کند. به اینها میگویند مصداقهایی از یک شاگرد و استاد نمونه و البته تلاشی در جهت پیشرفت که کائنات هم با آن همسو و همراه میشود.
کتاب بخوان، حتی اگر کتاب نمیخری
آنهایی که اهل کتاب خواندن هستند و گاه و بیگاه سر از فروشگاههای کتاب در میآورند، خوب میدانند که نمیتوانند دقایق طولانی بدون خرید کتاب در فروشگاه بمانند و خوشحال برای خودشان دنیای کتاب را تورق کنند، باید دست به جیب شده و فوری کتابی خریداری کرده یا فروشنده را مجاب کنند که درنهایت دست خالی از مغازه بیرون نخواهند رفت، تا ماندنشان در فروشگاه توجیهی داشته باشد، اما جالب است بدانید یک کتابفروشی بزرگ در شهر پکن چین وجود دارد که در بخش کودک و نوجوان این کتابفروشی تا هر وقت که بخواهی میتوانی کتاب بخوانی بدون آنکه کسی بگوید بالای چشمت ابروست؛ درواقع نه تنها کتاب خواندن (در مدت زمان بینهایت) آنجا آزاد است حتی دیده شده برخی فلاکس چای و... میآورند تا کتابخوانی در درازمدت خستهشان نکند!
وقتی که مردم به کمک هم میآیند
از هم یک کار زیبا و اخلاقی دیگر از یک هموطن. انگار مردم ما که خود در تنگناهای اقتصادی قرار دارند، بهتر از هر مسئولی درد فقر و نداری هموطنان خود را درک میکنند و درصدد کمکی هرچند کوچک به آنها برمیآیند. نمونهاش تابلوهای متعددی که گاه و بیگاه در مغازهها و فروشگاههای مختلف به چشم میخورد و از مشتریان میخواهد که اگر پول ندارند، مهمان فروشنده باشند و آنچه میخواهند رایگان خرید کنند. اینبار هم تابلوی دیگری در یکی از مغازههای استان کردستان به فضای مجازی راه یافته که روی آن نوشته شده «اگر پول نداری خجالت نکش و خانوادهات را گرسنه نگذار، آن چیزی که لازم داری برای بچههایت از پیش من ببر چون روزی ما را خدا میدهد.» آفرین و صدآفرین به این هموطن کرد هموطندوست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم