گستره کمی و جغرافیایی رسانه ملی خود شاهدی گویا بر این مدعاست. حال اگر به زمینههای تخصصی این اجتماع بزرگ هم توجه شود آنگاه بیشتر درخواهیم یافت که چه گنجینه بیبدیلی از سرمایههای معنوی و انسانی در این رسانه پرورش داده شده که هرکدام دنیایی از ایده و شور و دانایی هستند. رسانه ملی به لحاظ داشتن این پشتوانههای فکری جوان، قطعا غنیترین بنمایههای انقلاب رسانهای در دهه چهارم انقلاب اسلامی در سطح منطقه و جهان را دارد. اجتماع بزرگ برنامهسازان صدا و سیما در سنندج، فقط یک گردهمایی نیست بلکه بزرگترین مانور رسانهای کشور و نمایش آرایش ملی افسران جنگ نرم در مواجهه با رخنهها و گسستهای فرهنگی است.
مروری بر آثار و دستمایههای ارائه شده در این جشنواره نشان همین بزرگی مستور است. تنها کافی است فیلم «برایت انار دان کرده بودم» تولید صدا و سیمای کردستان را به نظاره بنشینید. این فیلم روایتی از زندگی پیرمرد و پیرزن روستایی است که پسرشان به عنوان معلم روستا در رودخانه سیروان غرق میشود و زندگی آنها را متاثر میسازد. یا مستند «مردم خیال» که تغییرات فرمی و ذهنی و خاستگاه سرو در 12 مکان از جمله شهرستانهای کاشمر و نیشابور، مسجد گنبد سنگان در خواف، امامزاده سلطاناحمد در گناباد، مدرسه میرزا جعفر در مشهد، دوره پوش ضریح امام رضا (ع) در دوره قاجار، تعدادی فرش در موزه آستان قدس رضوی، تختهفرشهایی در نیشابور، گورستانی در نغندر، علم عزاداری نیشابور و ... را بررسی و به مخاطب معرفی میکند. همچنین مستند «هیوا» که تاثیرات خشک شدن دریاچه ارومیه را بر زندگی مردم در روندی یکساله بررسی میکند از آثاری است که هنرمندان و برنامهسازان جوان ایران تولید کردهاند. این گوشهای از صدها برنامه زیبا و محصول فاخر فرهنگی است که قامت بلند فرهنگ و تمدن ایران اسلامی را به تصویر کشیده است. پس بنشینیم به تماشای آثار ناموران گمنام این سرزمین که دور از هیاهوی پرپیچ و اضطراب پایتخت به هنرنمایی ایستادهاند.
فرشید شکیبا
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم