استاد شهید مطهری در تحلیلی از اوضاع ایران و روحانیت در عصر مشروطه می نویسد:«...مشروطیت که به ایران آمد... مردم را به دو قسم منقسم کرد
کد خبر: ۱۰۶۸۹۵
...هم سیاسیون منقسم شدند و هم روحانیون ، آن هم روحانیون بزرگ ؛ عده ای حامی مشروطیت شدند و سخت از آن حمایت کردند و عده ای دیگر با مشروطیت مخالفت کردند... یکی از سیاستهای بزرگ امروز دنیا = انگلیس ، طرفدار مشروطیت بود و کوشش می کرد مشروطیت در ایران ایجاد بشود و یک سیاست بزرگ دیگر دنیا = روسیه از استبداد حمایت می کرد و کوشش می کرد که جلو مشروطیت را بگیرد. چرا؛ برای اینکه آن که طرفدار مشروطیت بود می خواست بعد از مشروطیت سیاست خودش را بر ایران تحمیل بکند، کما اینکه همین کار را کرد، و آن که مخالف بود نفوذی داشت و می خواست جلو نفوذ رقیب را بگیرد. بنابراین اگر کسانی با مشروطیت مخالف بودند از این نظر بود که دستهای خارجی را می دیدند و می دانستند و پیش بینی می کردند که منظور، مشروطیت واقعی نیست ، بلکه یک سیاست خارجی دیگری در کار است. یا اگر کسی مخالف استبداد بود، از آن جهت بود که آن سیاستهایی را که طرفدار استبداد بودند می شناخت و ضررهای سیاست آنها را می دانست... قرائن هم نشان می دهد کسانی که مخالف با مشروطیت بودند می گفتند این مشروطیت که می خواهد بیاید، غیر از آن مشروطیتی است که دارند صحبتش را می کنند، مشروطه مشروعه به اصطلاح نیست و نخواهد آمد، مانند مرحوم شیخ فضل الله نوری. بهر حال یک همچه جریانی به وجود آمد و چه حوادث تلخ و خونینی به وجود آورد. مجتهدین کشته شدند، مردی مانند آقا شیخ فضل الله نوری به دار زده شد. این یک امر کوچکی نیست.
مرحوم نوری مرد بزرگی بود، مجتهد مسلم و تا حدودی که شنیده ایم مرد بسیار پاک و باتقوا و عادلی بود. مجتهد مسلم العداله و عادل مسلم الاجتهاد بود.
اسلام و مقتضیات زمان ، 159156/1استاد مرتضی مطهری