نفت در حیات اقتصادی و صنعتی امریکا نقشی اساسی دارد، بدین جهت این کشور سعی می کند راهها و منابع مختلفی را برای تامین نفت خویش ، بخصوص در جهت وابستگی کمتر به نفت حوزه خلیج فارس در نظر بگیرد.
کد خبر: ۱۰۶۷۷۳
خزر از جمله مناطقی است که مورد توجه است ، جستار زیربه بررسی این موضوع می پردازد. تامین امنیت نفت از دغدغه های اصلی دستگاه سیاست خارجی امریکا می باشد که این خود قطعا بر سیاست های اقتصادی و موضع گیری دولتمردان این کشور تاثیرمی گذارد. بدین جهت هر منطقه ای که از منابع نفت برخوردار باشد امریکا در آن منطقه حضور جدی دارد و معمولا سیاست هایی را اتخاذ می کند که دستیابی کشورش به نفت را آسانتر نماید. امریکا به جهت تامین نفت داخلی خود و همچنین کنترل بازار نفت در سطح جهان در تلاش است که بر منافع نفت کنترل و تسلط داشته باشد.
تلاش برای جلوگیری از دخالت قدرت های دیگر در کشورهای منطقه موافق با سیاست های امریکا؛ تاثیرگذاری بر قیمت نفت به واسطه تسلط بر کشورهای تولید کننده نفت ؛ تشویق صادر کنندگان نفت جهت سپرده گذاری دلارهای نفتی در بانکها و موسسات مالی امریکا ؛ استفاده از موقعیت تسلط بر کشورهای نفت خیز خاورمیانه به عنوان اهرم مناسب و حق وتویی نسبت به تحولات نظامی و صنعتی در ژاپن و آلمان از دیگر اهداف سیاست خارجی امریکا درباره منابع انرژی است.
مقامات حکومتی امریکا غیر از دغدغه های تامین نفت برای مصارف داخلی ، نگرانی های دیگری نیز راجع به بازار جهانی نفت دارند، از جمله ابن که آنها نگران استفاده صادر کنندگان از این کالا به عنوان سلاح سیاسی جهت اعمال فشار برمصرف کنندگان و تامین امنیت اقتصادی خود هستند. با توجه به ابن که رونق اقتصادی این کشور به عنوان بزرگترین اقتصاد دنیا وابسته به رشد فزاینده همگرایی اقتصادی بین قطب های مهم اقتصادی جهانی است بدین خاطر برای حفظ ثبات این قطب های اقتصادی (نظام های اروپایی و امریکایی) درصدد توسعه منابع فعلی و منابع جدیدی انرژی است.
امریکا با توجه به اقتصاد داخلی اش که شدیدا نیازمند منابع سوختی بویژه نفت می باشد و همچنین اهدافی سیاسی اش در سطح جهان درصدد کنترل منابع نفت و گاز خزر است که البته این اهداف دارای اهمیت استراتژیک نیز می باشد.
بدین جهت این کشور در نظردارد از منطقه خزر به عنوان پایگاهی جهت کنترل و مقابله با نفوذ ایران ، روسیه و چین استفاده کند و با طرح وجود ذخایر سرشمار نفت و ادعای مخالفت روسیه و ایران با توسعه کشورهای منطقه و وعده اعطای دلارهای نفتی تلاش می کند خلائ قدرت را پر کند و تسلط انحصاری بر منابع نفت و گاز منطقه داشته باشد. افزون بر این ایالات متحده در نظر دارد از طریق برگزاری رزمایش های ادواری مشترک با دولت های منطقه به تدریج منطقه خزر را از نظر نظامی زیر کنترل خود در آورد.
امریکا بدنبال این است که با حضور روز افزون در آسیای مرکزی و قفقاز و به خصوص در منطقه خزر از یک سو روسیه را تحت نظر بگیرد و از سوی دیگر ایران را از طریق شمال ، تحت محاصره و فشارقرار دهد. لذا امریکا در منطقه خزر و آسیای مرکزی اگر امتیازی نیز به روسیه بدهد به معنی پذیرش حضور مستقل آن کشور به عنوان رقیب خود نیست بلکه آن را به عنوان یک روسیه غربی شده در نظرمی گیرد.
آمریکا علاوه بر اینها اهداف سیاسی دیگری را نیز مد نظر دارد: حمایت از دولت های حاشیه ای خزر مانند آذربایجان ، ترکمنستان و قزاقستان در جهت سیاست های خود ؛ حمایت از همکاری های منطقه ای موافق اهداف نفتی خود ؛ حمایت از شرکت های امریکایی در منطقه ؛ تداوم اعمال فشار علیه ایران جهت تغییر اعمال غیر قابل قبول آن از جانب امریکا.
درکل تمرکز سیاست های امریکا در خزر تامین منابع شرکت های نفتی امریکا و جلوگیری از نقش آفرینی ایران در انتقال انرژی خزر می باشد. کلیه سیاست هایی که امریکا در این حوزه دنبال می کند چه در حوزه انتقال انرژی و چه در فعالیت های نظامی سیاسی این مساله مشهود است. اهداف نفتی امریکا در خزر با توجه به قیمت روز افزون نفت در سطح جهان اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
البته محدودیت های منابع نفتی خزر بسیارمتعدد است چه در امر انتقال و چه در مقدار و برآوردهای ذخیره ای امریکا خیلی تلاش کرده است که همه چیز را فراتر از واقعیت ها تفسیر کند تا بهتر بتواند منابع مالی و سیاسی را در جهت سیاست های خود در منطقه بسیج نماید، اما چالش های امنیتی و تحولات جهانی سرمایه که به امنیت بسیار حساس است امریکا را در سیاست های خزر با مشکل مواجه کرده است و نتوانسته است آن اهداف و منابع نفتی را که از خزر انتظار دارد بدست آورد.