ملک المتکلمین از خطبای بنام و موثر، و نیز رهبران جناح تندرو و سکولار در جنبش مشروطیت است که کارش در ستیز با محمدعلی شاه به اعدام کشید.
کد خبر: ۱۰۶۶۵۰
هواداران وی (از جمله فرزندش: سناتور ملکزاده) مقامش را تا حد «اسطوره» بالا می برند ولی دیگران او را به فساد عقیده و عمل متهم می کنند، و این اتهامات حتی از سوی برخی از مورخان نامدار مشروطه (و دوستان دیرینش) نیز تایید می شود. بررسی کارنامه ملک فرصت خوبی برای آشنایی با نقش (مخرب) جناح تندرو (و عناصر منسوب به فرق ضاله) در جنبش مشروطه ، و علل ناکامی این جنبش است. ذیلا اتهامات وی را بررسی می کنیم:
1- فساد عقیده و روابط مشکوک: فریدون آدمیت از ملک المتکلمین به عنوان فردی «ازلی مشرب» یاد کرده و منگل بیات و منصوره اتحادیه او (و سید جمال واعظ) را از «روحانیون ازلی مسلک و تندرو و مخالف نفوذ مذهب در سیاست » می شمرند که گرچه لباس روحانی داشته و به مبانی اسلامی استناد می کردند، اما هدفشان محدود کردن دخالت علما در سیاست و انجام اصلاحات غیر مذهبی و پذیراندن قوانین اروپایی بود. عین السلطنه نیز مواردی از مخالفت وی با احکام اسلام را آورده است. وی پیش از مشروطه به اتهام «بابیت» و لامذهبی ، با فشار آقانجفی و دیگر علما از اصفهان اخراج شد و ناظم الاسلام کرمانی حضورش در جنبش مشروطه را تلویحا به انگیزه انتقام از علما ربط می دهد. نگارش «رویای صادقه» (بر ضد علمای اصفهان) توسط ملک با کمک کسانی چون میرزا اسدالله نائینی (منشی کنسولگری روس در اصفهان ، و از سران فرقه ازلی) انجام گرفت و چاپ آن نیز به کمک منشی کنسولگری و در روسیه انجام گرفت. روابط مشکوکش با سر اردشیر ریپورتر (مهره فعال بریتانیا در ایران ، و معرف رضاخان برای کودتا به انگلیسی ها) نیز درخور تامل است.
2- تندروی و آشوب گری: وی «از اعضای فعاله حزب سوسیال دمکرات ایران» (اجتماعیون عامیون) است که مرکزش در باکوی قفقاز بود و در تبارنامه سیاسی ، به حزب سوسیال دمکرات روسیه (حزب کمونیست) شامل لنین و استالین و...می رسید. آن حزب و طیف همسویش ، به دلیل مواضع افراطی ، و تقلید کورکورانه از انقلابیون فرانسه و بلشویکهای روسیه ، مشروطیت ایران را به تندروی ها، بلواآفرینی ها و حتی ترورهای متعدد آلود و با رادیکال ساختن بی رویه مطالبات سیاسی ، ایجاد آشوبهای کور اجتماعی ، و اختلاف افکنی در صفوف ملت ، مانع رشد «طبیعی و سالم» جنبش شد و فرصت حیاتی که برای ملت ما جهت نابودی خودکامگی ، و اصلاحات سیاسی و اجتماعی فراهم شده بود بباد داد. متاسفانه در بلواهایی که در مشروطه اول در تهران رخ داد، نوعا ملک را فعال و جلودار می بینیم. عین السلطنه با اشاره به سخنرانی تحریک آمیز او (و سید جمال واعظ) در اجتماع مسجد سپهسالار (ذی قعده1325)وی را «صد مقابل شورش طلب تر از سید جمال» شمرده و می گوید: «تمام نیت و همتش ، مصروف اغتشاش است. بیشتر مردم از حرکاتش بری شده اند...اوضاع روز به روز شلوغ تر...» می شود.
3- اخاذی و رشوت ستانی: از نقاط سیاه پرونده ملک ، کارگزاری او برای سالار الدوله (شازده ستمگر و ماسون قاجار) است. احتشام السلطنه (از روسای مجلس اول) می نویسد: ملک المتکلمین ، سالار الدوله معلوم الحال را که قتل او بر هر انسانی واجب بوده و هست ، در پناه نطق و بیان و حقوق مفروض خویش بر مشروطیت قرار داده و املاک آن شاهزاده را به اجاره گرفته بود و هدفش این بود که او را به سلطنت بنشاند (بعداز توپ بستن مجلس ، محمد علی شاه ، انتقام همین نقشه را از مرحوم ملک المتکلمین گرفت و همین مساله باعث دشمنی شاه و اعدام او گردید). تایید سخنان فوق در کلام بسیاری از مورخان نظیر مجدالاسلام (دوست دیرین ملک) و حتی فرزندش: ملکزاده آمده است. روابط او با سالارالدوله در طول مشروطه اول ادامه یافت و با جنجالها و آشوبهایی که آفرید تاثیری بس مخرب بر اوضاع کشور و روند مشروطیت گذارد (و نهایتا جان ملک را نیز گرفت).ملک با دیگر شازده سفاک و انگلوفیل ،ظل السلطان ، نیز همکاری داشت و از او «سود مادی می برد». به قول ناظم الاسلام: «ملک المتکلمین دلش برای مشروطه نسوخته بود ؛ دخل می خواست و الا وقت کشتن نمی گفت اگر شاه مرا نگاه دارد از وجودم نفع خواهد برد، و اگر مشروطه طلب واقعی بود برای ظل السلطان و سالار الدوله جان نمی کند و اگر مشروطه خواه بود در عرض دو سال بیست هزار تومان م&لک نمی خرید». از پول دوستی ، رشوت ستانی و مال اندوزی وی در تاریخ داستانها زده اند و به قول بامداد: «پول خواهی آن مرحوم بر مشروطه خواهی اش غلبه داشته است».