پدر ؛ مادر! من شما را یافتم

با پیگیری روزنامه جام جم ، دختر 2 ساله ای که 21 سال پیش در میدان امام حسین گمشده بود ، والدین خود را در یکی از روستاهای مازندران پیدا کرد.
کد خبر: ۱۰۶۵۹۶

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه یعنی همین چند روز پیش زن جوانی که یک کودک شیرخواره به آغوش داشت ، با حضور در دفتر روزنامه یک قطعه عکس سیاه و سفید را روی میز قرار داد و گفت : سالهاست که در جستجوی والدین خود به هر کجا که احساس می کردم می توانم نشانی از آنها بیابم سر زدم اما افسوس هرچه بیشتر جستجو می کردم ، کمتر می یافتم تا این که با هزار زحمت موفق شدم تصویری از دوران کودکی ام را که در پرونده ام در شیرخوارگاه آمنه وجود داشت ، در اختیار بگیرم و اکنون آمده ام تا والدین خود را بیابم و... کلمات را یکی پس از دیگری ادا می کرد و در نگاهش دنیایی از امید بود ، وقتی خواست تا تصویر او در ستون «نغمه آشنایی» درج شود ، هنگام خداحافظی بار دیگر ایستاد و با چشمانی که اشک درون آن حلقه زده بود ، سوال کرد: یعنی من می توانم با در آغوش کشیدن والدین گمشده خود به آرزوی دیرینه ام برسم و آنگاه شیار باریکی از اشک از گوشه چشمانش جاری شد.

تماس تلفنی

یک هفته پس از چاپ تصویر دخترک 2 ساله ، چندین تماس با گروه حوادث روزنامه برقرار شد و در این میان جوان سربازی که از یکی از پاسگاه های انتظامی مازندران تماس می گرفت ، با اصرار عنوان می کرد تصویر فوق متعلق به خواهر گمشده اوست. وقتی سن او را پرسیدم ، گفت 19 سال دارد و مطمئن است تصویر متعلق به خواهر اوست زیرا چندین بار در خواب این تصویر را دیده است. ابتدا اظهارات او را جدی نگرفتیم اما او بازهم تماس گرفت و عنوان کرد ، پس از گفتگویی که با والدینش داشته ، آنها راز گم شدن خواهرش را بیان کرده اند و با مشاهده تصویر چاپ شده در جام جم ، شوکه شده و هر دو به گریه افتاده اند و او سوگند می خورد که زن جوان خواهر اوست.

زن جوان در آغوش والدین

پس از آخرین تماس هماهنگی های لازم صورت گرفت و سرانجام صبح یکی از روزهای هفته گذشته زن جوان همراه همسر و فرزند 3 ماهه اش عازم روستای بند پی مازندران شدند. در این روز روستا حال و هوای دیگری داشت ، صدها نفر از مردم با آذین بندی و چراغانی و نصب پارچه نوشته ، بی صبرانه انتظار دختر گمشده را می کشیدند. وقتی خودرو از پیچ و خم جاده به روستا رسید ، زن جوان بی اختیار با مشاهده پیرمرد و پیرزنی که در حلقه استقبال کنندگان قرار گرفته بودند ، قلب لبریز از عشق و عاطفه اش شکوفا شد اما قدمهایش یاری نمی کرد ، همه می گریستند و عطر صلوات فضای سبز روستا را انباشته بود. او صدایی نمی شنید تنها بریده بریده واژه مقدس «مادر» را زمزمه می کرد و کمی بعد هق هق گریه فرزند و والدین که در آغوش هم حلقه زده بودند ، همراه با اشک شوق تمام کسانی که در محل حضور داشتند ، روستا را آکنده از مهر و عشق کرد. مونا (زن گمشده) که اکنون والدین خود را پیدا کرده ، 12 خواهر و برادر دارد که او را چون نگین انگشتری در برگرفته اند. والدینش می گویند: وقتی فرزندمان در کودکی دچار بیماری تنگی نفس شد ، او را به بیمارستانی در شرق تهران منتقل کردیم و یک روز بعد پرستارها گفتند فرزند ما به علت بیماری فوت کرده است و ما ناامید از تهران به روستای محل سکونت خود بازگشتیم و پس از مدتی متوجه شدیم آنها کودک ما را به یک خانواده فروخته اند که به دلیل بیماری زوجی که بچه ما را به فرزندی قبول کرده بودند ، از ترس مرگ ، او را در میدان امام حسین (ع) رها کرده اند در این مدت تلاش فراوانی کردیم تا او را بیابیم اما موفق نشدیم... مونا به بزرگترین آرزوی زندگی خود دست یافته ، یعنی پیدا کردن والدین پس از 21 سال . او اکنون نغمه عشق به والدین را در قالب لالایی به گوش تنها فرزندش زمزمه می کند. گروه حوادث جام جم این شادی را به زن جوان ، والدین و تمام ساکنان روستای بند پی تبریک می گوید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها