منصوریان یکی از چسبیدههای فوتبال نیست که تندبادها او را از فوتبال جدا کند. او جزیی از این فوتبال است. در استقلال بزرگ شده و به همه حاشیههای تلخ و شیرینش اشراف دارد. وقتی در زمان برد به گونهای رفتار میکند تا همه دوربینها به سمت او بچرخد تا لذت برد به تک تک سلول های او نفوذ کند، باید توانایی مقابله با باختها را هم داشته باشد. این که در هفته پنجم استعفا کند، دقیقا یک معنا دارد: فرار از مبارزه. منصوریان متعلق به فوتبال است و روز بد زیاد دیده. چرا باید از بحران و مبارزه فرار کند؟ او آدم ترسویی نیست که چنین تصمیمی بگیرد. قبول داریم که اشتباهاتی هم داشته. از جمله این که نباید تیم موفق فصل قبل را دچار این همه تغییر میکرد، نباید بازیکنان پا به سن گذاشته جذب میکرد، نباید آن حرفها را درباره حضورش تا پنج فصل بعد میزد، نباید پیش از حتی یک نمایش ایدهآل از رونمایی تیم ایدهآل حرف میزد، نباید زیاد درگیر نمایشهای کنار زمین میشد و نباید بیشتر از عملش سخن میگفت. منصوریان همه این اشتباهات را داشت؛ اما این که بعد از پنجمین بازی فصل بگوید من میخواهم بروم، از همه اشتباهاتش بزرگتر و نابخشودنیتر است. این اشتباه، راه را برای آن عده که میخواهند از راههای نادرست، سرمربی برای استقلال بیاورند باز میکند. منصوریان اگر آن طور که خودش میگفت از مبارزه برای ساختن روزهای خوب لذت میبرد، در این روزهای ابری باید بماند و برای روزهای آفتابی مبارزه کند.
سیدمهدی فاطمی
جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....