چرا «مشروطیت» به «دیکتاتوری» پهلوی انجامید؛

ماه مرداد، ماه مشروطیت است و مرداد امسال از آنجاکه یکصدمین سال نهضت مشروطیت به شمار می رود وجهی نمادین به خود گرفته است.
کد خبر: ۱۰۶۳۴۷

نهضت مشروطیت و تاریخ معاصر کشور ما از آن رو اهمیتی فراوان یافته که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردمی برای تحقق عدالت ، آزادی و قانون به شمار می رود و به واقع سرآغاز متجلی شدن پاره ای سمبل های آزادی خواهی نظیر تشکیل پارلمان قلمداد می شود، اما شاید آنچه اکنون بیشتر نیاز زمانه به شمار می رود نه ریشه یابی علل و عوامل وقوع انقلاب مشروطیت ، بلکه واکاوی دلایل انحراف این نهضت است. چرا از درون نهضتی که جانمایه آن قانون مداری ، عدالت طلبی و آزادیخواهی بود و حرکتی مردمی در جهت نفی مظاهر استبداد به شمار می رفت ، استبداد مطلقه رضاخانی متولد شد که به جرات می توان گفت مشابه آن در هیچ یک از حکومت های حداقل چند قرن اخیر ایران سابقه نداشت؛ برای پاسخ به این سوال به شناخت عمیقی از پارامترهای مختلفی نظیر مبانی فرهنگی اجتماعی نهضت مشروطیت ، گرایشهای مختلف موثر بر نهضت ، عملکرد نخبگان نهضت و... نیاز داریم و این امر بحث مفصلی را می طلبد که مجال آن در این مقال نمی گنجد، اما حداقل طرح موضوع نیز خالی از فایده نمی تواند باشد. به واقع نهضت مشروطیت از آنجا بیشترین ضربه را پذیرا شد که پیوندهای خود را با مبانی فرهنگی جامعه گسست و خلائی نمودار شد که رخنه هر آفتی را ممکن ساخت. شاید امروز خوشایند عده ای نباشد که بگوییم نهضت مشروطیت در جامعه ای شکل گرفت که تصویری صحیح از مشروطیت نداشت و نسبتی میان مظاهر مشروطیت با مبانی سنتی قدرتمند خود برقرار نکرده بود، اما این واقعیتی گریزناپذیر است که فرار از آن هم تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند. از همین زاویه به آنجا می رسیم که در اطلاق عنوان «انقلاب» به حرکت یاد شده نیز دچار تردید جدی می شویم. آنچه از آن تحت عنوان حرکت و خروش مردمی در نهضت مشروطیت نام برده می شود به واقع چیزی جز شورش احساسی تحت تاثیر نخبگان جامعه و خصوصا نخبگان مذهبی که بیشترین تاثیر را در جامعه ایرانی داشتند، نبود و نهضت یاد شده دقیقا از زمانی رو به افول نهاد که پاره ای مظاهر و تبعات آن در تقابل با باورهای عمیقا مذهبی مردم قرار گرفت.
درواقع هنگامی که شخصی مانند شیخ فضل الله نوری فریاد مشروطه مشروعه سر داد و بر تطبیق مشروطیت با قوانین و سمبلهای مذهبی تاکید کرد، با آگاهی از همین تقابل بود. رسوخ مفاهیم و آموزه های روشنفکری که عمدتا با بهره گیری از مبانی و فرهنگ اومانیستی و سکولار شکل گرفته بودند در نهضت مشروطیت خصوصا پس از پیروزی ابتدایی نهضت ، جامعه مذهبی و به شدت محتاط ایرانی را با نگرانی روبه رو کرد، جامعه ای که در تقابل باورهای مذهبی خود با پدیده هایی که شبهه غیرمذهبی و حتی ضد مذهبی را به همراه دارند، مسلما دومی را انتخاب نمی کرد و از همین رو آن شد که دیدیم. گسست پیوند یاد شده به اضافه عوامل دیگری نظیر اختلافات شدید نخبگان نهضت که ناشی از تفاوت نگرش های آنان بود، نفوذ عوامل بیگانه و خودفروخته و نیز هرج و مرج ناشی از نوعی آنارشیسم منتج از نهضت که به حس ناامنی در جامعه دامن می زد، افکار عمومی را به اولویت بندی سریع نیازهای اجتماعی خود سوق داد که امنیت در سرلوحه اولویتهای یاد شده قرار می گرفت و در چنین فضایی است که حتی فاشیسم و استبداد به آنارشیسم ترجیح داده می شود.


سید مجتبی حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها