در سالهای اخیر شاهد رفع برخی مشکلات زنان از سوی دستگاه های ذی ربط مانند مرکز امور زنان و خانواده بوده ایم ؛ اما با این همه تحقیقات نشان می دهد جامعه زنان به دلایل
کد خبر: ۱۰۶۱۹۲
مختلف در مقایسه با مردان از مشکلات و مسائل بیشتری رنج می برد، به طوری که شاید بتوان گفت نیمی از جمعیت ایران به نوعی درگیر دغدغه های مختلف اجتماعی و خانوادگی هستند. علی رغم این باید پرسید دستگاه های ذی ربط در امور زنان تا چه اندازه از مشکلات و دغدغه های آنان باخبر هستند؛ براساس مطالعات دفتر امور زنان و خانواده ، زمانی ازدواج دغدغه اصلی زنان را تشکیل می داد؛ اما هم اکنون شغل ، آزادی ، امنیت و امکانات تفریحی مهمترین دغدغه و خواسته زنان ایرانی است.
این در حالی است که در جامعه ای متنوع زندگی می کنیم که به لحاظ قومی و فرهنگی دغدغه دختران جوان و نوع نگاهشان به جامعه متفاوت است و آنان از مسوولان و حتی خانواده های خویش خواسته ها و انتظارات گوناگون دارند. دکتر امید علی احمدی ، جامعه شناس و استاد دانشگاه به این پژوهش مرکز امور زنان و خانواده خرده می گیرد و معتقد است که هم اکنون تفاوت چندانی در وضعیت اجتماعی واقعی و فرصتهای واقعی زندگی برای زنان به وجود نیامده و تنها دسترسی زنان به آموزش عالی بهتر شد. حتی خود این موضوع باعث تغییر نگرش در زندگی آنان شده و تحصیلات باعث افزایش دغدغه های نگرشی شان شده است.
بررسی های انجام شده در دفتر مطالعات امور زنان و خانواده نشان می دهد پیش از انقلاب از هر 4زن یک نفر باسواد بود، اما هم اکنون رشد دانش آموختگی دختران افزایش پیدا کرده و تعداد پذیرفته شدگان در دانشگاه در سال تحصیلی جاری به 60 درصد رسیده است.
زنان ایران در زمینه تحصیلات ابتدایی و سوادآموزی نیز بسیار موفق عمل کرده اند، اما دکتر احمدی معتقد است مهمترین کارکرد تحصیلات در زنان تغییر نگرش نسبت به زندگی ، گسترش روابط اجتماعی زنان ، اشتغال و اوقات فراغت بوده است و فرصتهای اشتغال اگر چه در جامعه منبع قانونی ندارد، اما به همان اندازه که با رشد تحصیل مواجه هستیم امکان اشتغال برای زنان به وجود نیامده است.
به گفته او انتظار بر این بود که با افزایش تحصیل ما زنان بتوانند فرصتهای اجتماعی بیشتری را برای خود به وجود آورند اما این روند با کندی پیش می رود و زنان تنها توانسته اند برخی از هنجارها را تغییر دهند و دیگر فرصتی به وجود آورده اند، خود خالق آن بوده اند.
او تاکید می کند: مشکل ازدواج هم اکنون نیز در میان زنان ایرانی وجود دارد، در گذشته نگاه به ازدواج سنتی بود ؛ اما هم اکنون رویکرد جوانان به ازدواج تغییر پیدا کرده است. شاید بتوان گفت با تغییر نگرش و تحصیلات عالیه در زنان غیر از مشکل ازدواج ، دغدغه های جدیدتری از قبیل اشتغال ، آزادی و امنیت برای آنان به وجود آمده است که این مسائل نیز جای تامل دارد. دکتر احمدی گروه هایی از زنان ایرانی را متفاوت با یکدیگر می بیند و معتقد است در ایران 4 گروه زن وجود دارد که از لحاظ طبقاتی ، تحصیلات و فرصتهای اجتماعی با یکدیگر متفاوتند، اما آنان در یک مساله آن هم چالشهای هویتی با یکدیگر مشترک هستند.
گروه اول ، زنانی که از نظر نسبی در جوامع روستایی هستند و از نظر طبقاتی متعلق به سطح پایین جامعه ، کم سواد و بی سواد و از فرصتهای اجتماعی کمی برخوردارند. گروه دوم زنان سنتی در شهرها را تشکیل می دهند که بیشتر در طبقات متوسط رو به پایین دیده می شوند؛ زنانی که سواد قرآنی دارند و اندکی از این زنان نیز تحصیلات عالیه و از فرصتهای زندگی کم تا متوسط برخوردارند. گروه سوم زنان تحصیلکرده ای هستند که در طبقه اجتماعی متوسط به بالا جای دارند. خلاق فرصتهای اجتماعی هستند و در آخر نیز زنان غیرسنتی ، غیرتحصیلکرده که در طبقه پایین و متوسط به پایین قرار دارند و از فرصتهای اجتماعی کم و پایین برخوردارند. تمام این زنان در مساله هویت و چالشهای هویتی با هم مشترکند. گروه اول ، می خواهند از حالت روستایی و عشیره ای خارج و به زنان شهری بیشتر نزدیک شوند. زنان سنتی در شهرها خواهان تشکیل زندگی به سبک جدید هستند و دسته دیگر از زنان تحصیلکرده می کوشند خود را از هنجارهای رسمی جامعه جدا کنند. گروه آخر هم دوستدار جدایی هنجارهای رسمی و غیر رسمی هستند که بیشتر دغدغه آنان در ظاهر و پوشش است.
با این همه ، تمام زنان علاوه بر مشکلات هویتی ، در مساله ای دیگر نیز مشترک هستند و آن هم خشونت های خانگی است.
آمار جهانی می گوید 90 درصد قربانیان خشونت خانگی را زنان و حدود 10 درصد را مردان تشکیل می دهند، در حالی است که بررسی ها در سطح کلانتری های شهر تهران نشان داده علاوه بر طیف وسیعی از خشونت های جهانی و قابل رویت علیه زنان ، خشونت های پنهان هم وجود دارد که هنوز جایی برای طرح شکایت در این خصوص وجود ندارد. شاید یکی از دلایلی که خشونت خانگی را برای زنان تداوم می بخشد و این موضوع باعث دغدغه های برای زنان شده است ، درهای بسته و آبروداری از سوی زنان و بخش دیگر به ناآگاهی افراد از حقوق خود باشد. اشرف گرامی زادگان ، کارشناس امور زنان در این باره می گوید: خشونت علیه زنان در خانواده افزون بر تخریب زندگی زنان ، بر مراقبت های صمیمانه مادران نسبت به کودکان ، علاقه واقعی مردان و مشارکت آنان ، مسوولیت پذیری زنان جامعه و نیز مشارکت قلبی و صمیمانه افراد تاثیر سوئ دارد و البته خشونت تاثیر عمیقی بر روح و روان زن می گذارد و در طول زندگی نیز فراموش نمی شود. متولیان امور باید برای کاهش آن برنامه ریزی لازم داشته باشند. او تاکید می کند: نگاه مرد سالارانه مدیران یا به اصطلاح مردان مسوول به زنان به گونه ای است که با اعمال سیاست یکجانبه نصب مدیران مرد، امکان رشد و ارتقای زنان کمتر فراهم است یا حضور زنان را در اجتماع کمرنگ می شود و بسیاری از مدیران با اعمال نگاه سنتی غالب ترجیح می دهند زنان در نقش قبلی خود بمانند و حضور کمتری در اجتماع پیدا کنند، در حالی که این نگاه به بازنگری احتیاج دارد. با وجود این ، زنان در سالهای اخیر توانسته اند با دستیابی به آموزش و کسب آگاهی در جایگاه شایسته ای قرار گیرند و این جز همت و اراده خود آنان و تغییر نگاه مسوولان حاصل نمی شود و البته دولت و مجلس شورای اسلامی نیز باید برای رفع برخی از مشکلات اجتماعی و حقوقی زنان قوانین و لوایحی را بازنگری کنند تا شاید بتوان شادابی و نشاطی در دل نیمی از جمعیت کشور به وجود آورد.