در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعر مقاومت در پارادایم ادبیات پایداری به واسطه بارقههای درخشانی که داشته است تفوق بیشتری در سایر نحلههای ادبی و فرهنگی دارد. شعر مقاومت اگر چه شامل همه نهضتهای آزادیبخش میشود، اما جلوه و تعالی آن در نهضت فلسطین است.
البته این ادبیات چهرههای آشنایی دارد: ادونیس، نزار قبانی وعبدالصبور، اما نام محمود درویش در مقام شاعری که از عشق به مبارزه پل زد درخشش بیشتری دارد.
واژهها در شعر درویش شناسنامه دارند و چکاد بلند انسانیت را نشانه رفتهاند. شعر درویش تصویر روشن سرگذشت مردمانی است که زندگی را فریاد میزنند.
درویش در اشعارش بهرغم برخی همپوشانیها با نزار قبانی نه ادا درمیآورد و نه ادعا دارد، اما بشدت صمیمی و صریح است. روایتی شفاف با واژگانی روشن از روزگار دوزخی مردمی که از خانه خود آواره شدهاند. برگهای زیتون؛ گنجشکهای بیبال؛ عاشقی از فلسطین؛ آخرشب؛ گنجشکها در الجلیل میمیرند؛ محاصرهای برای مدایح دریا؛ در محاصره و چون شکوفه بادام یا دورتر برخی از آثار تحسین شده
درویش است.
شاعران عرب از پس شکست 5 ژوئن 1967 عموما در حصار یاس و ناامیدی بودند، اما درویش با عبور از این وادادگیها، ایستادگی را سرود و با دمیدن روح بیداری در کالبد مبارزان فصل نوینی از ادبیات مقاومت را تعریف کرد.
شعر درویش خشمی مقدس است؛ شعری که زیبایی زندگی را نمایش میدهد، بیهیچ آلایشی. درعین حال رفتارشناسی سیاسی درونش نیز نشان از درایت و استواری دارد، بدان نشان که پذیرش رسوایی اسلو را تاب نیاورد و از نهضت آزادیبخش فلسطین جدا شد تا تهمت سازش و ننگ استحاله دامن او را آلوده نکند و نژندی بر کارنامه شعریاش ننشیند، گویی که در وصف این جریان سازش بود که سرود: ما قربانیانی هستیم که جامه جلاد
پوشیدهایم!
شعر درویش، شعری آوانگارد و زنده است که از دل تلهای خاکستری و از هجمه سیاهیها به سوی نور شاخه میدواند و همین صداقت و صمیمیت اوست که در پیشانی شعر معاصر میدرخشد .
ساسان والیزاده
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: