jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۱۰۵۸۱۷۴ ۱۴ مرداد ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

جشنواره‌ها در کشور ما بخش عمده‌ای از اعتبارات فرهنگی و غیرفرهنگی را به خود اختصاص می‌دهند. هر ساله شاهد تولد جشنواره‌های سینمایی با موضوعات گوناگون هستیم که قرار است با ارائه پیام یا مفهومی به جامعه برگزار شوند.

معمولا هم برگزار شده‌اند، اما این‌که چقدر توانسته‌اند واقعا به همه اهداف از پیش تعیین شده برسند و فیلمسازی را در آن مورد بخصوص تسهیل کنند کسی جواب روشن و قاطعی به آن نداده است. سوال اساسی در این مورد بخصوص این است که این همه جشنواره بزرگ و کوچک تا چه اندازه توانسته به جامعه هنری کمک کند و حرف‌هایش را با مخاطب در میان بگذارد و مخاطب چقدر از این جشنواره‌های رنگارنگ استقبال واقعی کرده است.

برگزاری جشنواره در کشور ما تابع یک سیستم هدفمند و کارآمد و در خدمت فیلمسازی به معنای کلان آن نیست. در این فرآیند طبیعی است که هراز چندی شاهد تولد جشنواره‌هایی باشیم که گاه بجز صرف هزینه و وقت و انرژی هیچ عایدی دیگری ندارند. اساسا پاشنه آشیل این نوع جشنواره‌ها نحوه جانمایی پیام و نیز شکل ارائه آن به مخاطب است، اما این‌که مخاطب عام تا چه اندازه مخاطب چنین جشنواره‌هایی است هیچ‌وقت روشن نشده است. سوال دیگری که درباره این جشنواره‌ها مطرح بوده، خروجی نهایی و میزان تاثیرگذاری آن بر مخاطب است. معمولا در عالم سینما آثاری که به طور مستقیم و گل درشت به یک مساله پرداخته‌اند کمترین میزان اقبال را در بین مخاطبان عام داشته‌اند.

در طول این ‌سال‌ها برگزاری جشنواره با عناوین تازه تقریبا به یک عادت برای جامعه هنری‌ تبدیل شده است. در جایی که رفته رفته «جشنواره‌زدگی» یکی از نقاط ضعف فیلم‌های ما محسوب می‌شود تا آنجا که مانعی برای ساخت اثر برای مخاطب عام سینمایی شده‌ و برخی فیلمسازان بخصوص سازندگان آثار کوتاه مستند و داستانی آن را تنها راه شناخته شدن استعدادهای تازه حوزه فیلمسازی می‌دانند، اما در مقابل هستند کسانی که به همان اندازه هم، بها دادن بیش از حد به جشنواره‌ها را مایه انحراف از تقابل فیلمساز با مخاطب واقعی سینما می‌دانند. علاوه‌بر آن مدیرانی هم هستند که فکر می‌کنند فیلمسازی برای جشنواره‌های مختلف می‌تواند سازوکاری باشد برای تکمیل جبران هزینه‌های فیلمسازی در کشور. این‌که تا چه اندازه چنین ایده‌ای توانسته کارگشا باشد و مشکلات ریز و درشت سینمای ما را از کوتاه و مستند گرفته تا آثار بلند، برطرف کند، البته حرف دیگری است.

مهدی غلامحیدری - دبیر قاب کوچک

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
بازیگران بی‌قاعده طبیعت

بازیگران بی‌قاعده طبیعت

موتور سوار می‌افتد دنبال آهو. آهو پا می‌گذارد به فرار. موتورسوار گاز می‌دهد. مغز آهو فرمان به فرار می‌دهد.

گوهری كه از دست رفت

گوهری كه از دست رفت

كل جامعه هنری ما شاید به صدهزار نفر هم نرسد كه نسبت به جمعیت 80 میلیونی كشورمان واقعا چیزی نیست ولی واقعا تسهیلاتی كه به هنرمندان می‌دهیم ناچیز است امابه‌محض این‌كه هنرمندی فوت می‌كند تازه یادمان می‌افتد كه چه گوهری را از دست داده‌ایم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر