در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اخباری که پیرامون تیمها به گوش میرسد، بشدت نگرانکننده است. تیمها در بحران بدهی و مشکلات مالی، چشم به معجزه دارند و در این میان کسانی هم پیدا میشوند که با وعده، دل تیمها را به پرداخت پولهای کلان خوش کنند. وعدههایی از جنس داربی آلمان که هرگز برگزار نشد و پولهایی که هرگز به حساب تیمها نرفت.
جدا از تیمهای بدهکاری مانند استقلال خوزستان (که بازیکنانش در فصل قبل با مجموعهای از بدعهدیها ساختند و غیرت به خرج دادند تا این تیم در آسیا آبروداری کند)، سپیدرود رشت (که در لیگ یک فصل قبل اصلا پول نداشت و بازیکنان و کادر فنی برای دل مردم رشت از جان مایه گذاشتند تا به لیگ برتر برسند) و سیاهجامگان، تیمهایی مانند نفت هم هستند که هیچ آینده امیدوارکنندهای پیش روی خود نمیبیند و بازیکنان هم میدانند فاصله وعدهها با حقیقت بسیار زیاد است. تجمع طلبکاران این باشگاه مقابل وزارت نفت که در میان آنها حتی سوپرمارکتی، میوه فروش و رستوراندار هم دیده میشد، نشان داد تا رسیدن به مرز حرفهایگری چه فاصله عظیمی داریم.
لیگ این فصل جدا از آنکه بهدلیل قدرت پرسپولیس و استقلال و سپاهان، بسیار جذاب به نظر میرسد و گمان میرود مدعیان قهرمانی، نمایشهایی کمنقص به هوادارانشان هدیه دهند، یک روی ترسناک هم دارد و آن هم به مبهم بودن سرنوشت برخی بازیکنان و بعضی تیمها برمیگردد. پرسپولیس با آنکه تیمی یکدست و منسجم است؛ اما هنوز درگیر پروندههای قطور فیفاست و مدیران این تیم برای پرداخت بدهی سنگین مانوئل ژوزه دست به سوی هواداران دراز کردهاند. استقلالیها علاوه بر پرونده بازیکنان خارجی در فیفا، درگیر شکایتهای متعدد بازیکنان داخلی هم هستند و هنوز راهی برای مصالحه نیافتهاند. تراکتور بهدلیل حکم سختگیرانه فیفا علاوه بر نقل و انتقالات زمستان گذشته، از پنجره نقل و انتقالات تابستانی هم محروم شد تا یحیی گلمحمدی درهای تیم را به روی جوانان مستعد آکادمی تراکتور باز کند.
اینها تازه هیبت تیمهای پرطرفدار ماست. خود بخوانید حدیث مفصل تیمهای بیهوادار و بیپناه لیگ. در این میان پرونده شکایت بازیکنان به کمیته انضباطی هم آنها را به پول نمیرساند چون حساب تیمها در سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال، موجودی فراوانی ندارد که جوابگوی بدهکاران گذشته باشد. اگر قرار باشد لیستی از بازیکنان طلبکار این فوتبال تنظیم کنیم، تقریبا باید همه بازیکنان 20 سال اخیر را در این لیست قرار دهیم چون همه آنها از باشگاهها طلبکارند؛ اما با این همه طلبکار، چرا هیچ دادگاهی برای بدهکاران وجود ندارد؟ این همه تیمهای بدهکار، چرا باز هم مجوز حضور در لیگی را گرفتهاند که نام حرفهای بر خود دارد؟ اگر این لیگ، حرفهای است، چرا این تیمهای بدهکار در آن جولان میدهند؟ شاید فوتبال ما نیاز به تغییری اساسی دارد تا همه سر جای خود قرار بگیرند و کار خود را به درستی انجام دهند.
سیدمهدی فاطمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: