زمانی این مسئله برای من مطرح شد که در مورد شیخ فضل الله نوری شخصا تحقیق کنم ؛ حتی ارادتی به وی نداشتم ، بلکه بر اساس کتابهایی که خوانده بودم ارادت به عالمان دینی متعلق به جناح مقابل او داشتم
کد خبر: ۱۰۵۵۶۰
، مثل آخوند خراسانی ، ملا عبدالله مازندرانی ، آیت الله نائینی و...قدری برای من تشکیک به وجود آمد در داده های تاریخی که در این کتابها است ، می تواند مطلق نباشد و می تواند دارای اشتباه هم باشد. چون در دوران خودم می دیدم که چگونه مطالبی قلب می شود و این نکته ، راهنمای من شد در شک کردن به نوشته های پیشین. این ذهنیت در مورد او، این فکر را در من به وجود آورد که خود در مورد شیخ فضل الله کاری را شروع کنم ، با منابع آشنا شوم و منظور و هدف آن منابع را بشناسم.
وقتی که بازنگری و منبع یابی را شروع کردم متوجه شدم که ظاهرا شیخ نمی بایستی آن چهره ای را که در اکثر کتابهای تاریخ مشروطه از او ترسیم کرده اند، داشته باشد، و کم کم (البته تفکر شیخ را در تمام جوانب نمی گویم) به بعضی از مواضع شیخ علاقمند شدم. از جمله ، متوجه شدم که شیخ سخت وفادار به استقلال کشور و خواهان اقتدار ملی و سخت دلبسته به عظمت اسلام بوده است...برای شیخ ، ابتدا مسئله اساسی ، کیان اسلام و ایران بود. بعضیها وی را متهم به استبداد کرده اند. او، جریاناتی را که به موجب آن ، کل کشور و مسلمین را تضعیف می کرد می دید ؛ آن چنان که در سوم اسفند، انگلستان توانست یک قزاق را حاکم ایران کرده و بیست سال اختناق در کشورمان حاکم گشت و بعد هم پسر وی روی کار آمد.