به گزارش جامجم، دیروزمرد میانسال تبعه افغان با حضور در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از قاچاقچیان انسان که منجر به مرگ خواهر او و مصدومیت خودش شده بودند، شکایت کرد.
شاکی به بازپرس محسن مدیرروستا گفت: من و خواهرم قرار بود برای ملاقات با یکی از اقوامم در ورامین به ایران سفر کنیم. شرایطمان بهگونهای بود که نشد بهطور قانونی وارد ایران شویم. من بناچار در دام یک قاچاقچی انسان افتادم. او از من خواست 15 میلیون تومان به حسابش واریز کنم تا مقدمات سفرمان را فراهم کند.
وی افزود: طبق خواسته آن قاچاقچی انسان عمل کردیم. این پول در اختیار خواهرزادهام بود که قرار شد وقتی به ایران آمدیم، آن را به کارت بانکی مرد قاچاقچی واریز کند. من و خواهرم از طریق همان مرد سوار خودروی یکی از دوستان قاچاقچی انسان شدیم و او ما را به داخل ایران آورد. زمانی که به تهران آمدیم راننده ما را تحویل یک موتورسوار داد. راکب موتور مدعی بود ممکن است پلیس در تعقیبمان باشد، بنابراین از ما خواست با او به سمت ورامین حرکت کنیم. هنوز مسافتی را در یکی از محلههای تهران طی نکرده بودیم که ناگهان او با حرکتهای مارپیچ باعث شد من و خواهرم به کناری پرت شویم.
وی گفت: من چشمانم بسته شد و دیگری چیزی متوجه نشدم. دو هفته بیهوش شدم و بدنم بشدت صدمه دید. زمانی که چشمانم را باز کردم روی تخت بیمارستان بودم. از خواهرم نیز خبری نداشتم. وقتی اقوامم به ملاقاتم آمدند، متوجه شدم همان روزی که من مصدوم شدهام، راننده پرایدی که او را نمیشناختند، من و خواهرم را به مقابل خانه آنها آورده و با رها کردن هردویمان بسرعت از محل دور شده است. آنها ما را به بیمارستان منتقل کردند اما خواهرم فوت کرد. با شنیدن خبر مرگ خواهرم خیلی شوکه شدم. نمیدانم این چه بلایی بود که مرد قاچاقچی و همدستانش برسر ما آوردند.
وی ادامه داد: با خواهرزادهام صحبت کردم که او مدعی شد، مرد قاچاقچی وقتی ما به تهران رسیدیم با وی تماس گرفته و 15 میلیون تومان را از او گرفته است.
همزمان با شکایت این مرد از قاچاقچی انسان و همدستانش، تحقیقات برای یافتن آنها و رازگشایی از ابعاد این پرونده آغاز شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم