jamejamonline
استان ها عمومی کد خبر: ۱۰۴۸۴۱۶   ۱۵ تير ۱۳۹۶  |  ۰۱:۴۵

روزهای مقاومت قصرشیرین قبل از آغاز جنگ تحمیلی

خاک اینجا شیرین است

در زمین ریشه می­دوانی، در خاکی که مثل قطره قطره آبش شیرین است. اینجا قصرشیرین است. به خاطر مردمش که در مهربانی بی­مانند هستند. به خاطر خاکی به رنگ سرخ، گرم و عاشق. به خاطر این­که اولین نقطه از خاک ایران است که در جنگی نابرابر مورد تهاجم و تجاوز بیگانه قرار گرفت. شهری که ویران شد و اکنون آباد است.

خاک اینجا شیرین است

قصرشیرین شهر نخل­هایی که در جنگ تحمیلی نفر به نفر در مقابل دشمن و ویرانی و وحشت هشت سال تمام ایستادند. قصرشیرین شهری آرام، شهری پر از شور زندگی، هر کیلومتر که به قصرشیرین نزدیک می­شوی قدم به قدم به خودت نزدیک­تر می­​شوی. این خاک از چه سیراب است، از خون شهیدان، مردم بی دفاع و مقاوم. مردمی که مدتها قبل از آغاز جنگ تحمیلی مقاومتی ستودنی از خود نشان دادند و هیچ کس از آن روزهای سختی که برای این مردم اتفاق افتاد چیزی نمی­ داند. کسی نمی­ داند مردم قصرشیرین از روزها قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی درگیر دشمن و تهاجم نیروهای بعثی بودند. در آن روزها بسیاری از مردم در قصرشیرین جا ماندند. حتی وقتی نیروهای بعثی به قصرشیرین آمدند در شهر ماندند و حاضر به ترک شهر خود نشدند و اکنون در بین ما نیستند. عده​­ای دیگر هم تا همیشه از شهر خود رفتند و هرگز به قصرشیرین بازنگشتند.

تجاوزات مقدماتی نیروهای بعثی بر علیه ایران از اوایل سال 1359 آغاز شد. در همین روزها، قصرشیرین شاهد اوضاعی بحرانی بود. جوانان ایرانی برای جلوگیری از ورود نیروهای صدام به خاک وطن­شان در اندیشه انجام عمل بودند. قصرشیرین هر روز یا مورد هدف موشک­های بعثی­​ها قرا می­​گرفت یا بمباران می­​شد. مردم نمی­​دانستند چه باید بکنند؛ از طرفی خانه و زندگی­شان آن­جا بود و نمی­دانستند کجا باید بروند؛ آن هم بدون هیچگونه آمادگی؛ از طرف دیگر هر روز بر تعداد شهدا و مجروحین افزوده می­​شد.. شدت عمل و مقاومت مدافعان در مناطق مرزی عراقی­ها را بر آن داشت که شهر قصرشیرین را از ساعت شش بامداد روز دهم شهریور 59 بشدت مورد حملات سنگین توپخانه خود قرار دهند، در این گلوله باران غافلگیرانه دهها نفر از شهروندان بی دفاع مجروح و شهید شدند و خسارت­های زیادی به اماکن مسکونی و واحدهای تجاری شهر وارد شد. دو روز بعد از گلوله باران قصرشیرین در 13خرداد ماه نیروهای منظم ارتش عراق در نزدیکی خط مرزی، متمرکز شدند. همراه با این تجاوزات زمینی، نیروهای هوایی عراق نیز به بمباران مناطق مرزی شدت بخشید. تیرماه 1359 ارتش عراق تجاوز رسمی خود را به منطقه آغاز و قصرشیرین را مورد حمله و تهدید جدی قرار داد. هفتم شهریور، بار دیگر توپخانه ارتش عراق، قصرشیرین را گلوله باران کرد. در این حمله، بیش از 30 نفر از مردم بی دفاع شهر شهید و مجروح شدند. این عمل در دهم همان ماه تکرار شد که این بار نیز 47 تن دیگر مظلومانه به شهادت رسیده یا مجروح شدند: «مردم قصرشیرین روی مزارع و باغ و جالیزها در حال کار کردن بودند. خطر در کمین آن­ها بود. رفته رفته سر و کله هواپیماها پیدا شد و بعد هم توپخانه­​شان بنا گذاشت به کوبیدن. دیوار خانه­ های گلی فرو ریخت و مردم آواره و دربه­​در شدند (کاظمی، 1388، 17). حدود ساعت شش بعدازظهر روز سوم مهرماه نیروهای عراقی وارد قصرشیرین شدند. در حقیقت واحدهای زرهی و مکانیزه دشمن موفق شدند از طرف شمال غربی و از طریق پاسگاه­های قلعه سفید و هدایت وارد شهر بشوند؛ به این ترتیب نبرد شهری بین مدافعان شهر و نیروهای متجاوز به اوج خود رسید. سرانجام دقایقی بعد از نیمه شب سوم مهرماه، ناحیه ژاندارمری کرمانشاه اطلاع داد که قصرشیرین در کنترل کامل نیروهای دشمن قرار گرفته است» (انیسی، 1390، 83).

با تمام جنایتی که نیروهای ارتش صدام در قصرشیرین و علیه مردم مرتکب می​شدند، اما مردم همچنان در حال مقاومت بودند: «تعدادی از جوانان که نتوانسته بودند از شهر خارج شوند، بیکار ننشستند. آن­ها، شبانه به بعثی­​ها شبیخون می­​زدند. در اثر مقاومت مردم، عده­ زیادی شهید و عده​­ای به اسارت در آمدند.(گروه نویسندگان، 1385، 41).

آخرین پیام و خبرها از قصرشیرین، حاکی از ویرانی و تجاوز گسترده و همه جانبه نیروهای عراقی به خاک ایران و قصرشیرین را دارد. این پیام که شنیدنش برای هر ایرانی بسیار غمگین و دردناک است را مخابرات هنگ ژاندارمری قصرشیرین به این شرح مخابره کرد: «این آخرین پیام است. جاده​­های ورودی و خروجی در کنترل کامل دشمن است.ایستگاه رادیویی قصرشیرین به دست دشمن افتاده و برنامه­ عربی پخش می­​کنند» (جوادی پور و دیگران، 1381، 123). تا زمانی که قصرشیرین آزاد شد. نیمی از قصرشیرین تا آن زمان غارت شده بود اما آن روز این غارت کامل شد. عراقی­ها اسباب و اثاثیه و ساختمان­های دولتی، اجناس مغازه­ها و دام روستاییان را برداشتند. حتی در و پنجره و تیرهای برق را از جا کندند. همه این­ها یک­جا به آن سوی مرز رفت: «دیگر قصرشیرین تنها و بی­ پناه بود. گردان تخریب با صدها بسته دینامیت شهر را بمب گذاری کرد. با یک انفجار بزرگ و گوشخراش قصرشیرین خاک و خاکستر شد. عراقی­ها وقتی رفتند پشت سر خود آتش و دود و خون باقی گذاشتند (کاظمی، 1386، 24).

شهر قصرشیرین که در سال های دهه 50 حدود 100 هزار نفر جمعیت داشت و یکی از شهرهای پر رونق به لحاظ اقتصادی و گردشگر پذیری در غرب کشور بود، به واسطه حضور دشمن متخاصم در مدت حدود دو سال اشغال، به تلی از خاک تبدیل شد، طوری که حتی جز چند دیوار و دو مسجد هیچ نقطه​­ای سالم در این شهر باقی نماند، اما دیری نپایید که به همت دلیر مردان و شیرزنان ایرانی در سال 1361 از وجود دشمن پاک و به میهن بازگشت: «عملیات بازسازی قصرشیرین در اوایل سال های دهه 70 آغاز و بتدریج مردم به این شهر مقاوم و مظلوم بازگشتند، هم اکنون قصرشیرین حدود 25 هزار نفر جمعیت دارد. بسیاری از مردم غیور پس از خاتمه جنگ و بازگشت آرامش به این شهر بازگشتند تا همچون گذشته آبادش کنند (گفت و گو با نعمت الله نازپرورده، معاون فرمانداری قصرشیرین، شهرستان قصرشیرین، 16/11/1395)

اکنون سال­ها از جنگ تحمیلی می­​گذرد؛ اما اگر گذارتان به قصرشیرین بیافتد، هنوز ردپای تجاوزی را که سال­ها پیش صورت گرفته را خواهید دید، هنوز بر چهره شهر زخم­هایی را می­​توان دید که آدمی را به وادی خاطره­​های فراموش ناشدنی می​­برد.امروز قصرشیرین شهری آرام و خلوت است و برای هر کسی غیرقابل باور است که جنگ با این شهر چه کرد. با آن خاک زرینش که هنوز به خاطر مین­​هایی که در آن کاشته­​اند قربانی می­​گیرد. باید در این خاک طلا کاشت، نه مین. خاک این­جا شیرین است.

منابع

انیسی، فریبا (1390). سرپل ذهاب در جنگ، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

جوادی پور، محمد و همکاران (1381). ارتش جمهوری اسلامی ایران در 8 سال دفاع مقدس، تهران: ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی سیاسی دفتر سیاسی.

کاظمی، اصغر (1386). قصه قصرشیرین، تهران: سوره مهر و نشر شاهد.

گروه نویسندگان (1385). قصرشیرین- راهیان نور (23)، ناشر: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس.

گفت و گو با نعمت الله نازپرورده، معاون فرمانداری قصرشیرین، 16/11/1395.

مینو سلیمی/ مردم شناس

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رحلت عالم بلاد

رحلت عالم بلاد

دهه ۶۰ بود. واکسن فلج اطفال درست اثر نکرد. پاشنه‌های نوجوان روستایی به سختی به زمین می‌رسید.