رساله «مکالمات مقیم و مسافر»

شاید کمتر عالمی مانند آیت الله حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی باشد که توانسته به گونه ای عینی و ملموس ، حالات استبداد را توضیح دهد.
کد خبر: ۱۰۴۷۵۱
گرچه رساله «مقیم و مسافر» سبک داستانی محاوره ای دارد، اما گزارشی مستند از واقعیات جامعه استبداد زده است. این اثر علمی که در دفاع از مشروطیت تالیف شده ، در ماه رجب سال 1372ق منتشر گردیده است. داستان ، گفتگویی است میان فردی از قریه سعادت آباد با عالم متبحر و آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی زمانها که به آنجا سفر کرده. در واقع ، داستان ، گفتگویی خیالی میان طرفدار مشروعه خواهی (مقیم) و عالم مشروطه طلب (مسافر) است. حاج آقا نورالله اصفهانی می کوشد از زبان مسافر، در مقام دفاع از آرمان های مشروطه خواهی برآید.طلقه و مشروطه بودن ، دو وصف متضادی است که ذات سلطنت به آن دو موصوف می شود.
پس سلطنت در هر دو وصف ، مشترک است و آن عبارت از فرمانفرمایی کسی بر خود یا افراد دیگری است و از آن به سلطان ، حاکم و آقا تعبیر می کنند. در سلطنت مشروطه ، حاکم واقعی قانون است ، نه فرد. شاه ، امیر، حاکم ، قاضی و آقا، همگی آن قانون را بیان می کنند. البته چون در مملکت اسلامی ؛ قانون ، کتاب خدا و سنت پیغمبر(ص) است ، پس اگر سلطنت مشروطه با قانون اسلام مطابق باشد، مطاع است. نویسنده سپس شرحی از چگونگی تاسیس مشروطه از زمان حضرت خاتم الانبیا(ص) ارائه داده است. حاج آقا نورالله اصفهانی ، فرق اصلی میان پادشاهان گذاشته با سلاطین آن زمان را در این می داند که ظلم و ستم پادشاهان گذشته علی رغم شدت آن در حدی نبوده که باعث اضمحلال اسلام ، تضعیف مسلمانان ، هجوم اجانب و تسلط بیگانگان بر این مرز و بوم شود ؛ اما سلاطین قاجار، بیت المال مسلمانان را خرج شهوت رانی و اموری می کنند که برای اسلام ضرر دارد.
آنان ، در راه تضعیف مسلمانان و سلطه اجانب بر مملکت ، گام برمی دارند. بدین ترتیب ، حفظ اسلام و بقای سلطنت شیعه موقوف به مشروطیت است و در این راه هر قدر از افراد مسلمان کشته شوند، شهید هستند. نویسنده برای توضیح بیشتر در باب فرق میان سلطنت مستبده و سلطنت مشروطه ، به وجوهی اشاره کرده است :«مشروطه می گوید حکم الهی باید به طور مساوی در حق همه اجرا شود؛ ولی مستبد می گوید اجرای احکام الهی بسته به میل و خواهش ضابط و حاکم و داروغه و کدخداست. مشروطه خواه می گوید بر طبق شریعت اسلامی هیچ کس را بر دیگری سلطه نیست ؛ اما مستبد همه چیز را در اختیار مطلق سلطان می داند».
بدین ترتیب ، حاج آقا نورالله اصفهانی وجوه دیگری از اختلاف میان مشروطه و مستبد را ذکر نموده و در ذیل هر یک از این وجوه نمونه هایی از جامعه استبدادزده روزگار خود را بیان کرده است. از جمله نکات با ارزشی که بدان اشاره شده ، این است که وقتی سلطنت ، استبدادی شد، چنین نیست که رفتار استبداد منحصر در شاه و شاهزادگان و وزرا و امرا باشد ؛ بلکه وقتی سلطنت بر استبداد بنا نهاده شد، تمام افراد به استبداد رفتار می کنند. هر قوی و زبردست به ضعیف و زیردست خودش ظلم می کند. گاه می شود که استبداد کدخدای ده ، از استبداد سلطان زیادتر می شود.
به هر حال ، نویسنده غرض اصلی از مشروطیت را احیای قانون الهی و سنت نبوی (ص) می داند و معتقد است ترک این قانون که باعث ذلت و خواری مسلمانان شده ، نتیجه سلطنت استبدادی است. از جمله مفاسد سلطنت مطلقه ، برتری تکنیکی بیگانگان نسبت به ماست ؛ از این رو یکی از خواسته های مشروطیت ، گذار از این وضعیت می باشد: «چرا باید قوه حربیه ما کمتر از آنها باشد؛ چرا باید استعداد ما از آنها کم تر باشد؛ باید کاری کرد که ما هم مثل آنها قوی باشیم و استعداد آنها را پیدا کنیم تا بتوانیم حفظ علم=پرچم اسلام را بنماییم. آنها ملائکه نیستند، قوه ملکوتی ندارند، از هر راهی که آنها دارای استعداد و قوت شدند، ما هم از آن راه برویم تا آن که مثل آنها بشویم و چنانچه آنها به قوه مشروطیت ، دارای این همه قوه و استعداد شدند، ما هم به همان قوه مشروطیت مثل آنها بشویم. بلی ، اگر بخواهیم با این شمشیرهای شکسته و آلات حربیه قدیمه با آنها جنگ بنماییم ، البته مغلوب خواهیم شد؛ ولی چنانچه درصدد تحصیل آلات حربیه جدیده برآییم و عموم مسلمین را به تعلیم علم جنگ دلالت بنماییم ، عماقریب=به زودی به درجه آنها خواهیم رسید و اگر نتوانیم به بلاد کفر فایق بیاییم ، حفظ بلاد خود را توانیم نمود».


داود مهدوی زادگان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها