مشروطیت ؛ تقابل بینش ها

آیت الله شیخ فضل الله نوری از شخصیت هایی است که مناقشات متناقض در نحوه سلوک و کیفیت اندیشه و انگیزه مبارزات وی در تاریخ معاصر ایران به چشم می خورد.
کد خبر: ۱۰۴۲۵۲
متاسفانه تاریخ یکصد ساله اخیر ایران که یکی از مهمترین فرازهای حیات سیاسی این ملت نیز هست هیچ گاه تحلیل درست ، منطقی و غیرآلوده ای در خصوص این شخصیت و اندیشه های وی ارائه نکرده است.
او پرورش یافته مکتب سامرا و سرسپرده اصول اندیشه های میرزای شیرازی در حوزه سیاست بود.بی تردید تقابل و تقارن جنبش مشروعه و جنبش مشروطه برخلاف ادعای غیرواقعی مورخین تاریخ معاصر ایران ناشی از حب استبداد یا پاسداری از حریم سلطنت و رژیم استبدادی توسط یکی از رهبران جنبش نیست ، بلکه مقابله بینش ها و گرایش هایی بود که هر کدام از آنها اهداف مخصوص به خود را در جنبش دنبال می کردند.به عبارت دیگر، تقابل گرایش های جنبش مشروطه نه تقابل در روش بلکه تقابل در بینش بود، بینشی که همچون تقی زاده معتقد بود: «مشروطیت را در جاهای دیگر دنیا با زحمات چندین ساله اختراع کردند و چون هر چیز اختراعی را بخواهیم از ماخذش برداریم باید با تمام جزییات و آلات آن برداریم» و بینش دیگری که همچون شیخ فضل الله نوری معتقد بود:«اساس قانون مشروطه لباسی است به قامت فرنگستان دوخته که اکثر و اغلب ، طبیعی مذهب (مادیگرا) و خارج از قانون الهی و کتاب آسمانی هستند. دین اسلام ، اکمل ادیان و اتم شرایع است و این دین ، دنیا را به عدل و شورا گرفت ، آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید».
بینشی که تقی زاده وار معتقد بود: «مشروطیت فرزند روحانی انگلستان است...و چشم مردم به جزیره بریتانیای کبیر دوخته و به یاد آن مهربانی های سابق منتظر معاونت آن ملت نجیب و آن دولت لیبرال هستند» و بینش دیگری که مثل نوری بر این باور نبود: «مجلس دارالشورای کبرای اسلامی است و به مساعی مشکوره حجج اسلام و نواب عامه امام قائم شده...ممکن نیست که آثار پارلمنت پاریس و انگلیس بر آن مترتب گردد و قانون آزادی عقاید و اقلام و تغییر شرایع و احکام از آن گرفت و بر افتتاح قمارخانه ها و اشاعه فواحش و کشف مخدرات (حجاب) و اقامه منکرات نایل گردید».
بینشی که مثل یحیی دولت آبادی معتقد نبود: «سیاست و روحانیت به هم آمیخته بوده باشد و دخالت روحانیون را در سیاست مخالف صلاح مملکت» می پنداشت و «تفکیک این دو قوا را از یکدیگر از سعادت های ملت» می شمرد و بینش دیگری که چون شیخ نوری می گفت: «قوانین جاریه در مملکت نسبت به نوامیس الهیه از جان و مال و عرض مردم ، مطابق فتوای مجتهدین عدول هر عصری که مرجع تقلید مردمند، باشند و...تا تصرفات غاصبانه که موجب هزارگونه اشکالات مذهبی برای متدینین است ، مرفوع گردد و منصب دولت و اجرای آن از عدلیه و نظمیه و سایر حکام فقط اجرای احکام صادره از مجتهدین عدول می باشد».
آری تقابل جنبش مشروطه تقابل بینش ها بود نه تقابل روشها: به قول کسروی: «شیخ فضل الله رواج شریعت را می طلبید و فریفته شریعت بود و رواج آن را بسیار می خواست و چنین می خواست که احکام شرع را به رویه قانون آورد و به مجلس بپذیراند و روی هم رفته به بنیاد نهادن یک حکومت شرعی می کوشید» و جناح مقابل (تقی زاده) که «خواست ایشان روان گردانیدن مشروطه اروپایی و نیرومند گردانیدن کشور می بود نه رواج دادن به شریعت».


مظفر نامدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها