به گزارش جامجم، 6 خرداد 83 وقوع یک فقره درگیری منجر به جرح در پارک خیابان گلکار به کلانتری 108نواب اطلاع داده شد. پسری 19 ساله در نزاعی دسته جمعی با اصابت چاقو از ناحیه چشم بشدت مجروح و توسط اهالی به بیمارستان منتقل شده بود. او پس از چند ساعت بهدلیل خونریزی شدید جان باخت تا کارآگاهان شناسایی و دستگیری قاتلش را در دستور کار خود قرار دهند. یکی از شاهدان ماجرا به ماموران گفت: «مقتول در حال نصب کولر در مغازه بود که چهار پنج موتورسوار او را صدا کردند. وقتی به سمتشان رفت ناگهان درگیر شدند. آنها پس از زدن ضربههای چاقو به مقتول، فرار کردند. من چهره ضارب را ندیدم.»
تحقیقات نشان میداد چندی پیش مقتول با مردی جوان از اهالی محل درگیر شده و کار به استفاده از شمشیر کشیده بود. او بازداشت شد اما در بازجوییها با اعلام بیگناهی گفت: «مدتی قبل از حادثه، مقتول برای دو خواهرزاده ام مزاحمت ایجاد کرده بود که با هم درگیر شدیم. میخواستم به پلیس خبر بدهم اما بهخاطر جوانیاش منصرف شدم تا اینکه چند روز بعد، وقتی از سر کار برمیگشتم، مقتول و دوستانش به سمتم حمله کردند که برای دفاع از خودم، از یک شمشیر استفاده کردم. با این حال من هیچ ضربهای به مقتول نزدم.» او درباره روز حادثه نیز گفت: «روز بعد به کلانتری رفته بودم تا از مقتول شکایت کنم اما وقتی برگشتم، ماموران مقابل خانه مان جمع شده بودند. دوستان مقتول مدعی ارتکاب قتل از سوی من شده بودند و پلیس هم مرا دستگیر کرد. من بیگناهم و هیچ کاری نکردهام.»
ادعای بیگناهی متهم از یک سو و تحقیقات پلیس از سوی دیگر نشان میداد مرد جوان در قتل نقشی نداشته و فردی دیگر مرتکب قتل شده است. با این حال قاتل فراری پس از 13 سال رسیدگی شناسایی و دستگیر نشد تا پرونده برای تعیین تکلیف به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی ارسال شود. صبح دیروز، در ابتدای جلسه دادگاه، اولیایدم درخواست دریافت دیه از بیتالمال کردند. یکی از آنها گفت: «13 سال از حادثه میگذرد اما هنوز قاتل شناسایی نشده است. ما درخواست دیه داریم.» در پایان دادگاه نیز قضات وارد شور شدند و دستور پرداخت دیه از بیتالمال را صادر کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم