تاریخ نگاری مشروطیت کاستی هاوآفات - 2

آدمیت با بسیاری از مورخان و تحلیلگران مشروطه ، برخورد منفی و گاه بسیار تند دارد. تقی زاده ، مستشارالدوله صادق ، یحیی دولت آبادی ، دکتر رضا زاده شفق
کد خبر: ۱۰۳۷۶۷
، کریم طاهر زاده بهزاد ، نصرت ا فتحی ، ابراهیم صفایی ، مهدی ملکزاده و...حتی ایرج افشار (که عمدتا ناشر و حاشیه نویس متون تاریخی منتشر نشده است)، هر یک به گونه ای - و بعضا بدون تصریح به نام ، اما مشخص به اشاره و کنایه - آماج انتقاد وی قرار گرفته اند.
به اعتقاد وی:...چیزی که خاصه به زیان تاریخ مشروطیت است ، و در واقع همیشه آفت تاریخ نویسی بوده تحریف و مغالطه کاری و تبلیغ گری است که پاد زهرش همان ممیزی و انتقاد تاریخی است. کسانی که خود مصدر تحقیق جدی و بکر نبوده اند و از خود استقلال اندیشه و رائیی نداشتند به صورت عمله تبلیغات در می آیند و می کوشند با تحریف و تفسیرهای غیر واقعی ، تصویر مسخ شده ای از وقایع یا اشخاص ارائه دهند. عتبه بوسیدن (بلکه لیسیدن)، نان به یکدیگر قرض دادن و سر همدیگر را تراشیدن خصلت مردان بی فضیلت و پادو صفت است که چون در عرصه دانش و فکر قائم بالذات نیستند اعتبار خویشتن را در خدمت دیگران می جویند.
همه عاشق دلباخته حقیقت تاریخ اند، اما روشی که پیش می گیرند خلاف شرافت علمی است...از دیدگاه آدمیت: اسناد و منابع تاریخی دست اول مشروطیت نیز، در یک سنجش و ارزیابی علمی ، غالبا فاقد ارزش و اعتبار لازم اند و چنگی به دل نمی زنند: «روزنامه های انگشت شماری را می شناسیم که به درجات پایبند درستی اخبار بودند، و تفسیرهای سیاسی اندیشیده ای منتشر می کردند. روزنامه محاکمات هم داشتیم که در شناخت آیین رسیدگی قضایی و برخی محاکمات جزایی و سیاسی ، مائخذ درجه اول است. سایر جراید ما در این دوره از نظر دانش و تفکر اجتماعی و سیاسی خیلی کم مایه اند و یا بی ارزش و هرزه گو...آن مطبوعات ، همیشه معیار دقیق سنجش افکار عمومی نیست ، معمولا وجهه نظرهای مختلف را منعکس می کرد...از روزنامه که بگذریم ، شبنامه هم داشتیم که اغلب با مضامین جلف و سخیف ، آلوده به بهتان و آهنگ جنجالی در شهر پخش می گردید. و بارها مورد اعتراض مجلس قرار گرفت . این نوع نشریات فقط به کار مطالعه در بد روشی های چند انجمن سیاسی و خلق و خوی رده لومپن که در سایه دولت مشروطه خودنمایی داشتند می خورد».
مشابه این دیدگاه منفی نسبت به کلیت تواریخ مشروطه را در کلام برخی دیگر از مورخان مشروطیت می توان سراغ گرفت که گنجایش محدود این دفتر، اجازه پرداختن به آنها را نمی دهد. مورخان مشروطیت ، افزون بر رویکرد انتقادی نسبت به کلیت تواریخ آن دوران ، درباره یکدیگر نیز به طور خاص ، نظر داده و موضع منفی اتخاذ کرده اند. برای نمونه ، می توان به انتقاد کوبنده کسروی و ملکزاده از ناظم الاسلام کرمانی اشاره کرد که وی را از مورخان چاپلوس و دروغ باف ، و احیانا سازشگر با مستبدین شمرده و اثر وی: تاریخ بیداری ایرانیان را نیز حاوی «مطالب دور از حقیقت» و قهرمان تراشی های کاذب و دروغین قلمداد می کنند.
متقابلا از دیدگاه تند فریدون آدمیت نسبت به ملکزاده یاد کرد که وی را از زمره مورخانی می شمارد که «نه مورخ حرفه ای بودند و نه دانش عمیق تاریخی داشتند». به اعتقاد او: ملکزاده جانب انصاف و امانت را در نگارش تاریخ نگاه نداشته و کتابش «عاری از اعتبار علمی است».
همچنین باید به برخورد منفی کسروی و تقی زاده با یکدیگر اشاره کرد که کسروی ، تقی زاده و یاران وی نظیر محمد علی تربیت را جزو «میوه چینان» قیام مشروطه در تبریز دانسته و بدتر از آن «کبوتران دو برجه»! می شمارد که در عین آمیزش با مجاهدان مشروطه ، از سیاسیون لندن دستور می گرفتند. متقابلا تقی زاده مدعی است که «اجتهادات مرحوم کسروی و سیاست بافی او... لااقل سه ربع کتاب او را سست و دور از حقیقت ساخته» است.
به همین نمط می توان از دیدگاه تند و طنزآمیز آدمیت نسبت به نوشته های تاریخی - سیاسی تقی زاده و نیز کسروی نسبت به میرزا یحیی دولت آبادی و بالاخره تقی زاده درباره آثار تاریخی مخبرالسلطنه هدایت اشاره کرد. آنچه گفتیم ، حاکی از وجود کاستیها و ناراستیها در کل^یت تواریخ مشروطه است که طبعا برخورد نقادانه با این تواریخ و پالایش جدی مندرجات آنها را، طلب می کند.


حجت الاسلام دکتر علی ابوالحسنی (منذر)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها