زن دوم قربانی پیامک بازی شوهر

همه چیز از یک اعتراض شروع شد. اعتراض به پیامک بازی با یک زن غریبه و همین اعتراض به درگیری کشیده شد. زن جان باخت و شوهر او به عنوان قاتل دستگیر شد. مرد خشمگین اتهامش را قبول دارد اما ادعا می‌کند تحت تاثیر شیشه و توهم مرتکب قتل شده است.
کد خبر: ۱۰۳۳۶۶۲

مقتول همسر دومش بود که وقتی پی به رابطه شوهرش با زنی دیگر برد، جنجالی به راه انداخت و پایان این جنجال قتل بود. البته متهم مدعی است به خواست همسرش با زن غریبه ارتباط داشته است. مرد متهم به قتل به محل قتل منتقل شد و صحنه جنایت را بازسازی کرد و به تشریح جنایت پرداخت.

چطور با مقتول آشنا شدی و با هم ازدواج کردید؟

همسر اولم به بیماری سرطان مبتلا بود. از بیماری او خسته شده بود تا این‌که با مرضیه آشنا شدم و به خواستگاری اش رفتم. با هم ازدواج کردیم. زن اولم شش سال این موضوع را تحمل کرد و بعد طلاق گرفت. من هم حضانت پسرمان را به عهده گرفتم.

رفتار مرضیه با پسرت چطور بود؟

او را مثل فرزند خودش دوست داشت و به او محبت می‌کرد. پسرم هم مرضیه را مثل مادرش دوست داشت.مرضیه زن خوبی بود.

پس چرا به او خیانت کردی؟

من خیانت نکردم. او خودش اصرار کرد که با آن زن دوست شوم.

همسرت اصرار کرد؟!

بله. همسرم مشکل کلیه داشت و به کارهای خانه و وظایفش نمی‌توانست رسیدگی کند. برای این‌که من او را طلاق ندهم، اصرار کرد با زنی که در قنادی کار می‌کرد دوست شوم. من هم شماره آن زن را به دست آوردم و ابتدا پیامکی ارتباط داشتیم. بعد رابطه‌مان بیشتر شد.

اگر مرضیه راضی به این کار بود چرا با شکایت او دستگیر شدی؟

من خودم را مجرد معرفی کرده بودم. بعد از مدتی آن زن به این موضوع شک کرد. من هم برای این‌که شک نکند او را به خانه‌ام بردم. قرار شد مرضیه بچه‌ها را از خانه بیرون ببرد و من آن زن را به خانه ببرم تا مطمئن شود اما نمی‌دانم چرا با پلیس تماس گرفت و از ما شکایت کرد که در خانه‌ام دستگیر شدیم.

تو هم به همین خاطر او را کشتی؟

نه، من وقتی آزاد شدم از او کینه به دل گرفتم اما تصمیم به قتلش نداشتم. حتی ارتباطم را با آن زن قطع کردم تا این‌که آن زن دوباره تماس گرفت و مدعی شد مردی مزاحمش شده است. او فکر می‌کرد من شماره‌اش را پخش کرده‌ام. موضوع را از مرضیه پرسیدم که او قبول کرد، شماره آن زن را به مردی داده تا برای انتقام مزاحم او شود. شب به آن زن پیامک دادم و ماجرا را گفتم. در حال پیامک‌بازی بودیم که مرضیه عصبانی شد و گوشی را از دستم گرفت و به دیوار کوبید.

بعد چه شد؟

از رفتارش عصبانی شدم و به طرفش حمله کردم. گلویش را گرفتم و فشار دادم. بچه‌ها به طرفم حمله کرده و کتکم زدند. این رفتار آنها بیشتر عصبانی‌ام کرد. از زیر رختخواب چاقویی برداشتم و چند ضربه به مرضیه زدم. پسربزرگم خواست مانعم شود که با دسته چاقو چند ضربه هم به سر او زدم.

بعد از قتل چه کاری کردی؟

ابتدا بی هدف از خانه خارج شدم و در خیابان راه می‌رفتم تا این‌که تصمیم گرفتم به کارگاهم بروم. آنجا بودم که ماموران سراغم آمدند و دستگیر شدم.

پشیمانی؟

بله. باور کنید تحت تاثیر شیشه مرتکب قتل شدم. قبل از قتل شیشه کشیده بودم و در توهم بودم. به خاطر همین توهم نیز مرتکب قتل شدم. نمی‌خواستم مرضیه بمیرد، اما یک لحظه عصبانیت باعث مرگ او شد. مرضیه زن خوبی بود، اما رفتارش باعث عصبانیت من و وقوع این قتل شد.

می‌دانی چه سرنوشتی در انتظارت است؟

فکر کنم قصاص.

امیرعلی حقیقت طلب

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها