نگاه اول

گفتمان قدرت یا خدمت

انتخابات را باید بخشی از حقوق اجتماعی و تکلیف سیاسی دانست. هر کشوری براساس ساختار عمومی، فرهنگ سیاسی و پیشینه تاریخی خود به کنش انتخاباتی مبادرت می‌کند.
کد خبر: ۱۰۲۵۰۲۰

به همین دلیل است که الگوی تبلیغات انتخاباتی و مناظره‌های انتخاباتی در کشورهای مختلف متفاوت به نظر می‌رسد. موضوعات اصلی تبلیغات انتخاباتی با اخلاق انتخاباتی کشورها پیوند می‌یابد. هر کاندیدا تلاش می‌کند تا افکار عمومی را به سوی خود جلب کرده و از این طریق به حداکثر آرای سیاسی نائل شود. در حالی که چنین فرایندی نمی‌تواند مطلوبیت‌های نهایی برای کشورها ایجاد کند. بسیاری از شعارهای انتخاباتی و تبلیغات زمینه ایجاد انتظارات فزاینده برای کشورها را بوجود می‌ آورد. به عبارت دیگر تبلیغات باید متناسب با برنامه‌های اجرایی کاندیدا باشد. از سوی دیگر ارائه برنامه، نیازمند برنامه خاصی است که امکان تحقق اهداف ارائه شده را امکان‌پذیر می‌سازد. به این ترتیب لازم است تا قواعد انتخاباتی و رابطه با آن اخلاق انتخاباتی مورد بررسی قرار گیرد.

اصل اول در اخلاق انتخاباتی ارائه برنامه از سوی کاندیداست. به عبارت دیگر در فرایند تبلیغات انتخاباتی تبیین برنامه و مطلوبیت‌‌های هر برنامه در مقایسه با الگوی سایر کاندیدا می‌تواند زمینه‌های لازم برای شکل‌گیری اخلاق انتخاباتی را فراهم سازد. اخلاقی که ماهیت قاعده‌گرا و ضابطه‌مند دارد.

اصل دوم اخلاق انتخاباتی را باید در امکان‌پذیری اجرای برنامه و تحقق اهداف ارائه شده از سوی کاندیدا دانست. اگر کاندیدای ریاست جمهوری درصدد ارائه آمار نادرست باشد در آن شرایط جامعه و نیروهای اجتماعی نیز هیچ‌گونه توجهی نسبت به تعهدات خود نخواهند داشت.

اصل سوم، توجه به حقوق کاندیدای رقیب است و همان‌گونه که شهروندان دارای حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بوده و در فرآیند مشارکت انتخاباتی حقوق خود را به کاندیدای خاصی واگذار می‌کند، لازم است تا در مناظره‌های انتخاباتی از ادبیاتی استفاده شود که حقوق انسانی و قواعد مربوط به اجرای برنامه‌های انتخاباتی مورد توجه قرار گیرد. در این ارتباط ایجاد جدال سیاسی نمی‌تواند در طولانی مدت مطلوبیت نهایی را برای کاندیدا به‌وجود آورد. تجربه رفتار انتخاباتی در ایران نشان می‌دهد که در فرآیند مناظره و تبلیغات انتخاباتی توجه به حقوق اجتماعی رای‌دهندگان و حقوق سیاسی کاندیدا بخشی از قواعد و اخلاق انتخاباتی خواهد بود.

اصل چهارم در اخلاق انتخاباتی را باید رابطه بین قدرت و خدمت دانست. اگر کاندیدا هدف اصلی خود را ارائه خدمات اجتماعی قرار داده است در آن شرایط نمی‌تواند از قواعد قدرت استفاده کند. قواعد قدرت در اندیشه ماکیاولی امکان‌پذیری ارائه وعده‌های غیرواقعی، متهم‌سازی گروه و کاندیدای رقیب و ایجاد شانتاژ برای از بین بردن اعتماد به نفس کاندیدای رقیب را امکان‌پذیر می‌سازد. کسانی که از اخلاق قدرت در رفتار انتخاباتی بهره می‌گیرند توجهی به حقوق اجتماعی و اصالت رقابت در فضای غیر‌اتهامی را مورد پذیرش قرار نمی‌دهند. گزینه رقیب در این ارتباط اصل خدمت خواهد بود. بنابراین اگر کاندیدایی هدف خود را ارائه خدمت به شهروندان قرار داده یا این‌که هدف خود را ارتقای منزلت نظام سیاسی از طریق بهینه‌سازی معادله قدرت می‌داند، ‌طبعا از سازوکارهای اخلاق قدرت در رفتار انتخاباتی که مبتنی بر شانتاژ، خودمحوری، متهم‌سازی و ایجاد فضای ابهام است، بهره نخواهد گرفت.

دکتر ابراهیم متقی/ استاد دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها