در آن سالها هنوز اینقدر فضای متفکرمآبی و تفاخر به آنچه خواندهام و عکس پروفایل با کتاب مد نشده بود. در این چالش خیلی از دوستهای مجازی و حقیقیام کتابهای بورخس و کانت و نیچه و مارکس و کندرا و امثالهم را معرفی کرده بودند که خودی نشان دهند و بگویند «من آنم که رستم بود پهلوان».
بعد از چند روز دامنه دعوتها به من رسید. راستش من نه اهل خواندن دریدا و هایدگر و دورکیم و پروست بودم و نه آنقدر بازیگر که بگویم فواید الفواد و نویسندگان روس و دنکیشوت و مثلا تاریخ فلسفه مهمترین کتابهایی است که خواندهام! این شد که یکی دو روزی طول کشید تا مهمترین کتابهایی را که خوانده بودم پیدا کنم و بالاخره به این کتابها رسیدم: کتاب فارسی اول، دوم و سوم ابتدایی؛ گروه نویسندگان. کتاب علوم سوم ابتدایی؛ گروه نویسندگان. دوقدم دورتر از مادر؛ مصطفی رحماندوست. بچههای جنوب (یا بچههای جنوبی)؛ اسدالله شعبانی. مهمان گلها؛ جمعی از شاعران. بیبال پریدن؛ قیصر امینپور و ... .
شما که غریبه نیستید. راستش هرچقدر در آن یکی دو روز فکر کردم، دیدم واقعا مهمترین کتابهایی که خواندهام یا برایم خواندهاند، همینهاست. کتابهایی که حالا بخش بزرگی از زندگی روزمرهام را وامدار آنانم.
به خودتان نگاه کنید، واقعا مهمترین کتابهایی که خواندهاید کدام کتابهاست؟ کدام کتابها بیشترین تاثیر را بر زندگی شما گذاشته است؟ احتمالا کتابهایی که وقتی کمسن و سالتر بودهاید خواندهاید کتابهایی که وقتی نوجوان بودید یا کتابهایی که در کودکی برایتان میخواندند یا بنا به سنت مادربزرگها قصههایی که برایتان تعریف میکردند. این کتابها، کتابهایی است که بر ذهن و رفتار و اخلاق امروز من و شما بیشترین تاثیر را گذاشته است.
هر وقت ناخن میگیریم و حمام میرویم و سری به سلمانی میزنیم ته ذهنمان چیزی جرقه میزند و منوچهر احترامی با آن سبیلهای جذابش برایمان حسنی نگو یه دسته گل میخواند. همین داستانها و شعرها بود که شخصیت نوجوانی و جوانی ما را شکل داد.
حالا که به شوخی و جدی به بچهها میگوییم «ما جلو پدرمان پایمان را هم دراز نمیکردیم» شاید نتیجه همین نخواندنها باشد. نمیدانم!
حامد محقق / نویسنده و شاعر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم