مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
پزشکان ایرانی و هندی حاضر در بیمارستان، ژنتیک را عامل اصلی انتقال این بیماری به خانواده او معرفی کردند.
محمد ذبیحزاده روشن اکنون در یکی از روستاهای بابل همراه همسر و دخترش یثنا زندگی میکند. او کارگر روزمزد است و با وجود استعداد و توانایی فنی، به دلیل عارضه پوستی در یافتن شغل و درآمد ثابت ناکام مانده است. ایکتیوز و آغاز جنگ سبب شد تا او سالهای پرتلاطم تحصیل را میان قم و شهرهای مازندران با مشکلات فراوانی از عدم پذیرش در مدرسه تا آزارهای کلامی همکلاسیها پشت سر بگذارد.
پس از 7 سال جستجو در سال 88 با وساطت یکی از دوستان، او با نسترن ازدواج میکند، با همه مشکلات بیماری و تاثیرات منفی قرص در باروری آنها، یثنا، تنها فرزند محمد و نسترن در سال 89 با سلامتی کامل متولد شد.
نسترن زنی 41 ساله و خانهدار است که از نوجوانی به دلیل افتادن از درخت دچار ضایعه نخاعی و در نتیجه مشکل راه رفتن است. او از نگاهها، برخوردهای کلامی و اظهارنظر برخی اطرافیان درباره بیماری همسرش گلایه دارد و آرزو دارد اطرافیان با درک مشکلات آنها و عدم دخالت از سختیهای زندگی آنها بکاهند.
محمد از زمان ازدواج تاکنون مشاغل گوناگونی از نگهبانی تا کار در باغ و خرید و فروش ضایعات را تجربه کرده است، بیماری او روندی روبهرشد را طی میکند و درمان قطعی آن با بیش از 600 میلیون تومان هزینه و چندین جراحی خارج از کشور انجام میشود. محمد هر سه تا چهار ماه 100 عدد قرص با هزینه آزاد 400 و دولتی 50-100 هزار تومان تهیه میکند، پوسته شدن و تغییر چهره از عوارض عدم مصرف و ریزش مو، از بین رفتن تدریجی کبد، چربی خون و ... نیز از عوارض مصرف قرص است.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.