سناریوی آتشین مرد نقره فروش

مرد جوان که به بهانه آشپزی راهی کارگاه نقره‌فروشی شده بود، با سیانور به قتل رسید.
کد خبر: ۱۰۱۵۲۱۳

عاملان جنایت، جسد سوخته آشپز جوان را در یکی از محله‌های خلوت مشهد رها کرده و تصور می‌کردند راز این جنایت هولناک هرگز برملا نخواهد شد.

کشف جسد بدون هویت

19 اسفند سال گذشته، مرد میانسال در حال عبور از جاده محمد آباد مشهد بود که توجه اش به یک شی جلب شد. کنجکاوی، مرد میانسال را به سمت شی مشکوک کشاند و او با جسد سوخته مردی مواجه شد.

با کشف جسد، موضوع بلافاصله به بازپرس کشیک قتل و تیم تحقیق مشهد اعلام شد و با حضور تیم بررسی صحنه جرم بررسی‌ها در این خصوص آغاز شد. کشف جسد سوخته در همان تحقیقات اولیه حکایت از جنایتی خاموش داشت. در تحقیقات میدانی مشخص شد قتل در جای دیگری رخ داده و عامل یا عاملان جنایت، پس از سوزاندن جنازه، جسد مرد جوان را به آنجا منتقل کرده‌اند.

در تحقیقات اولیه متخصصان پزشکی قانونی باتوجه به آن‌که آثار جراحت با چاقو یا خفگی دیده نمی‌شد، علت اولیه مرگ را مسمومیت با سیانور اعلام کردند.

هویتی برای جسد سوخته

در تحقیقات میدانی هیچ مدرکی که هویت مقتول را مشخص کند بدست نیامد. به این ترتیب برای مشخص شدن هویت مرد جوان و علت مرگ به دستور بازپرس جنایی، جنازه به پزشکی قانونی منتقل شد.

در گام بعدی، کارآگاهان جنایی سراغ پرونده‌های افراد ناپدید شده رفتند، اما این شاخه از تحقیقات نیز به بن‌بست رسید و پرونده‌ای با این مشخصات به‌دست نیامد.

در اقدام بعدی، مشخصات جسد کشف شده در جراید منتشر و همین موضوع باعث شد آشنایان مرد جوان او را شناسایی کرده و با مراجعه به آگاهی راز هویت جسد سوخته شده برملا شد.

ردپای یک مرد

تحقیقات نشان می‌داد جسد، متعلق به مردی افغان به نام نظیف است که مدت هاست برای کار به ایران آمده و با دختر خاله‌اش ازدواج کرده است. اولین نکته‌ای که باعث شد احتمال دست داشتن لیلا در این جنایت مطرح شود، این بود که زن جوان ناپدید شدن همسرش را اعلام نکرده بود.

در ادامه تحقیقات مشخص شد، لیلا مدتی است رفت و آمدهای مشکوک دارد و با مردی به نام زامیاد به طور مخفیانه در ارتباط است. ارتباط پنهانی زن جوان، انگیزه‌ جنایت را برملا کرد.

دستگیری در قرار صوری

بررسی‌ها در این باره ادامه داشت تا این‌که مشخص شد لیلا قصد خروج از کشور را دارد. به این ترتیب کارآگاهان جنایی در قرار صوری، زن جوان را دستگیر کردند.

لیلا زمانی که در مقابل بازپرس احمدی‌نژاد قرار گرفت، ابتدا منکر جنایت بوده و مدعی شد از سرنوشت همسرش بی‌خبر است، اما زمانی که با مدارک و شواهد مواجه شد به ناچار لب به اعتراف گشود و راز جنایت را برملا کرد.

سفری برای مهاجرت

زن جوان درباره قتل همسرش گفت: من و نظیف پسرخاله و دخترخاله بودیم. حاصل زندگی‌مان کودکی 4 ساله است. همه تصور می‌کردند ما زندگی خوبی داریم اما نظیف اخلاق خوبی نداشت و گاهی دست روی من بلند می‌کرد و من از این رفتار او بشدت ناراحت بودم، اما به‌خاطر بچه‌ام تحمل می‌کردم. اوضاع ادامه داشت تا این‌که پارسال، درست زمانی که کشور آلمان، مهاجر می‌پذیرفت، نظیف فیلش یاد هندوستان کرد و تصمیم گرفت او هم به آلمان مهاجرت کند. یک سال من و بچه‌ام را رها کرد و به آلمان رفت. او اصلا به این فکر نمی‌کرد که ما در کشوری غریب چطور می‌خواهیم زندگی کنیم.

رابطه پنهانی

او ادامه داد: در زمانی که نظیف به آلمان رفته بود، با زامیاد آشنا شدم. او کارگاه نقره داشت و مرد خوبی بود. چون از نظیف خبر نداشتم، تصور می‌کردم هرگز بر نمی‌گردد و تصمیم گرفتم با زامیاد ازدواج کنم. اما بعد از مدتی سر و کله نظیف پیدا شد و همه برنامه‌هایمان را به هم ریخت. آن موقع بود که تصمیم گرفتیم نظیف را برای همیشه از سر راه برداریم. نقشه قتل را زامیاد کشید، اول قرار بود، من این کار را انجام دهم، اما نتوانستم و خود زامیاد کار را به عهده گرفت.

لیلا گفت: زامیاد در کار نقره بود و پیشنهاد داد نظیف را مسموم کنم، آن هم با سیانوری که زامیاد تهیه کرده بود. من هم پذیرفتم و به او سیانور دادم. اما ظاهرا میزان سیانور کم بود و او فقط حالت تهوع گرفت و بعد هم خوب شد. آن روز نظیف متوجه نشد که من قصد قتل او را داشته‌ام و تصور کرد که مسموم شده است. البته تصورش درست بود اما مسمومیت او برای مرگ بود نه یک مسمومیت ساده غذایی. به هر حال بعد از آن ماجرا بود که زامیاد خودش تصمیم گرفت تا کار را یکسره کند.

نقشه‌ای برای قتل

زن جوان ادامه داد: همسرم آشپز بود و همین موضوع بهانه خوبی برای کشاندن او به کارگاه زامیاد بود. زامیاد با همسرم تماس گرفت و با این عنوان که دنبال آشپز می‌گردد، همسرم را به کارگاهش کشاند. نظیف هم بی‌خبر از همه جا به کارگاهی رفت که زامیاد و یکی از اقوامش منتظر او بودند. من از جزئیات ماجرا بی‌خبر هستم و دقیقا نمی‌دانم که قتل چطور رخ داده است. فردای روز حادثه بود که زامیاد با من تماس گرفت و گفت قتل را انجام داده و جنازه را طوری سر به نیست کرده که هیچ کسی از ماجرا بویی نخواهد برد و خیلی زود می‌توانیم با هم زندگی‌مان را آغاز کنیم.

او ادامه داد: بازهم طبق نقشه قبلی، ناپدید شدن همسرم را گزارش نکردم چون نظیف کسی را در ایران نداشت و هرگز موضوع ناپدید شدن او برملا نمی‌شد. از طرفی اگر من شکایت می‌کردم و پای پلیس به میان می‌آمد، تحقیقات آغاز می‌شد و احتمال لو رفتن رابطه پنهانی و دست داشتن من در این جنایت وجود داشت. به همین دلیل گزارشی از ناپدید شدن او اعلام نکردم. بعد هم تصمیم گرفتم از کشور خارج شوم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و بعد از آن دوباره سراغ زامیاد بیایم و باهم ازدواج کنیم.

دستگیری عاملان جنایت

به‌دنبال اعترافات لیلا، باتوجه به این‌که تیم تحقیق اطلاعات کاملی از متهمان در دست داشت بلافاصله زامیاد و همدستش بازداشت شدند. مرد جوان زمانی که از اعتراف لیلا با خبر شد به قتل اعتراف کرد و گفت: زمانی که نظیف را به کارگاه کشاندیم با همدستی یکی از اقوام با شوکر او را کتک زدیم و به زور به او سیانور خوراندیم. بعد از جنایت، برای آن‌که هویت جنازه برملا نشود، او را در همان کارگاه آتش زدیم. نیمه‌شب، جسد را سوار خودرو کرده و به جاده محمدآباد انتقال دادیم. جنازه سوخته بود برای همین مشخص شدن هویتش کار آسانی نبود. از طرفی خانواده نظیف در افغانستان بودند و کسی نبود که ناپدید شدن او را گزارش کند تا پلیس در رابطه با این موضوع تحقیق کند و مطمئن بودیم که راز این قتل هرگز برملا نخواهد شد.

با اعترافات متهمان به قتل، بازپرس احمدی‌نژاد دستور انتقال متهمان به بازداشتگاه را صادر کرد. تحقیقات درحالی ادامه دارد که قرار است خانواده مقتول برای اعلام شکایت از افغانستان به ایران بیایند.

هلیا قنبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها